wrapper

آخرین اخبار

آیا رویا صرفا پیامی محتمل الوقوع در آینده از یکی از کیهان ها میباشد؟

سید احمد الحسن در انتهای فصل 6 کتاب توهم بی خدایی می نویسند :

در مباحث پیشین در این فصل، موضوع مهم فرو ریختن تابع موج در مکانیک کوانتوم و شخصیت دادن یکی از احتمالات هنگام مشاهده‌ی آن را مورد بررسی قرار دادیم و بیان داشتیم که به عقیده‌ی هیو اِوِرت تمام احتمالات، در واقع رویدادهایی واقعی هستند، ولی در جهان‌های مختلف. به دنبال آن به سراغ موضوع تاریخ‌های متعدد برای یک رویداد واحد رفتیم و بیان داشتیم که شناخت آینده امکان‌پذیر نیست، زیرا دارای وجوه محتمل متعددی می‌باشد. این رویدادها اگر چه از دید جهان‌های متعدد مختلف هستند، ولی فقط یکی از آنها به وقوع می‌پیوندد و آن فقط همان است که در جهان محل زندگی ما مشاهده و درک می‌شود. بر این اساس ما از تشخیص و تعیین دقیق آینده ناتوانیم، چرا که بیش از یک آینده وجود دارد و من این مطلب را قبلاً بیان داشته‌ام: «طبق تفسیر چندجهانی، شناخت آینده غیرممکن است، زیرا آینده به مسیرهای متعددی تقسیم می‌شود و ما در هر لحظه‌ی معین، در یکی از این آینده‌ها به سر خواهیم برد».

البته این عدمِ امکان به آن معنا نیست که ما از تشخیص آینده‌ی محتمل هم ناتوانیم یا نتوانیم هیچ یک از این مسیرها را بشناسیم و تشخیص بدهیم که از آینده است و یا حتی ممکن است تمام آنها را بشناسیم و بدانیم که یکی از آنها اتفاق خواهد افتاد. طبق مباحثی که از مکانیک کوانتوم و چند جهانی بیان نمودیم، به لحاظ علمی غیرممکن است، آینده را به طور دقیق تشخیص بدهیم.

معنی این سخن آن است که براساس مکانیک کوانتوم می‌توان رؤیاها را این گونه تفسیر کرد: نامه‌هایی که از آینده به ما می‌رسد و می‌توانند محقق شوند یا نشوند. رؤیا عبارت است از یکی از این احتمالات یا رویدادهای آتی در یکی از کیهان‌ها. از آنجا که این موضوع از لحاظ علمی تفسیر شده است، این سخن که می‌گوید رؤیاها دلیلی بر وجود خدایی است که از طریق رؤیا حوادث آینده را به اطلاع شما می‌رساند، ارزش و اعتباری نخواهد داشت. بر اساس احتمالات مکانیک کوانتوم، رؤیایی که شما دیده‌اید و محقق شده، چیزی بیش از نوشته‌ای محتمل‌الوقوع در آینده که از یکی از کیهان‌ها برای شما آمده، محسوب نمی‌شود. دلیل این گفته آن است که شما بعضاً رؤیاهایی می‌بینید که در عالم واقع جامه‌ی عمل به تن نمی‌کند.

گریین می نویسد :

"با توجه به تفسیر من از تئوری چند جهانی، تا جایی که به درک ما از جهان فعلی مربوط می‌شود، آینده قابل پیش‌بینی نیست اما گذشته، قابل درک است. با انجام عمل مشاهده، ما یک تاریخ واقعی را از بین بسیاری از واقعیت‌ها انتخاب می‌کنیم و هنگامی که شخصی درختی را در دنیای ما دیده باشد، آن درخت همان جا باقی می‌ماند حتی اگر هیچ کسی به آن نگاه نکند. این موضوع در تمام مسیر بازگشت به انفجار بزرگ، کاربرد دارد. در هر تقاطعی در بزرگراه کوانتومی، ممکن است واقعیت‌های بسیار زیاد جدیدی ایجاد شود، اما مسیری که به ما منتهی می‌شود، واضح و غیرمبهم است. اگرچه مسیرهای زیادی به آینده وجود دارد، هر کدام از نسخه‌های «ما» یکی از آنها را دنبال می‌کند. هر نسخه‌ای از ما تصور می‌کند که مسیر یکتایی را دنبال می‌کند و به گذشته‌ی یگانه‌ای نگاه می‌کند؛ اما دانستن آینده غیرممکن است، زیرا تعداد زیادی از آنها وجود دارد. ممکن است ما پیام‌هایی را از آینده دریافت کنیم، به وسیله‌ی ابزاهایی نظیر ماشین زمان یا اگر مایل هستید، این احتمال را درنظر بگیرید، از طریق رؤیاها یا دریافت‌های فراطبیعی. اما این پیام‌ها خیلی برای ما مفید نخواهد بود، زیرا جهان‌های زیادی برای آینده وجود دارد و باید انتظار قاطی شدن و عدم تطابق هر پیام را داشته باشیم. اگر بر اساس این پیام‌ها عمل کنیم، بیشتر احتمال دارد به سوی شاخه‌ای از واقعیت که با شاخه‌ای که پیام از آن آمده، متفاوت است، منحرف شویم و بسیار احتمال دارد که پیامِ دریافت‌شده، هرگز واقعی نشود. افرادی که فکر می‌کنند تئوری کوانتوم کلیدی برای تفسیر علمی ادراکات خارج از حواس طبیعی (ESP) ، ارتباط راه دور (تله‌پاتی) و سایر موارد این چنینی ارایه می‌دهد، فقط خودشان را گمراه کرده‌اند."[1]

ما به وجود احتمالات آتی اعتقاد داریم و اینکه شاید رؤیا (خواب دیدن) یکی از این احتمالات باشد. البته از آنجا که رؤیا از لوح محو و اثبات نشأت می‌گیرد، چه بسا در این عالم محقق نشود. در قرآن و روایات به این موضوع اشاره شده است:

«يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ»[2]

(خدا هر چه را بخواهد محو یا اثبات می‌کند و ام الکتاب نزد او است).

در روایاتی از آل محمد علیهم السلام، از این موضوع با نام «بدا» ذکری به میان آمده است.

ولی یک موضوع باقی می‌ماند، آنچه ما در رؤیاها می‌بینیم نمادین می‌باشند. مثلاً در خواب، «دندان» اشاره‌ای است به نزدیکان و خویشان فرد و اگر کسی در خواب ببیند که یکی از دندان‌هایش افتاده، به این معنا است که در آینده یکی از نزدیکانش خواهد مرد. این موضوع برای افراد زیادی پیش آمده است. مکانیک کوانتوم نمی‌تواند مسأله‌ی نمادها را در خواب تفسیر و تبیین کند. بنابراین رؤیاها دلیلی است بر وجود یک نیروی غیبی آگاه، دانا و حکیم که با ما صحبت می‌کند و می‌گوید من اینجا هستم.

همچنین رؤیاهایی که تأثیرات ملموس و عظیمی بر بدن از خود بر جای می‌گذارند، مثل خواب روزه‌دار در هنگام روزه‌داری؛ وی در خواب می‌بیند که در حال خوردن و نوشیدن است، سپس از خواب برمی‌خیزد و متوجه می‌شود که واقعاً گرسنگی و تشنگیش برطرف شده. این نوع خواب‌ها زیاد اتفاق می‌افتد. این تأثیر را نتیجه‌ی علایم و سیگنال‌هایی که از مغز صادر می‌شود، تفسیر می‌کنند و سیر و سیراب شدن را نتیجه‌ی ترشح برخی غدد بدن و یا عملکرد گروهی از اعضا می‌دانند.

اما حقیقت این است که اگر انسان روزه‌دار باشد و در خواب ببیند چیزی می‌خورد و می‌آشامد، وقتی بیدار می‌شود طعم غذا و نوشیدنی را همچنان در دهانش حس می‌کند. علاوه بر این فرد روزه‌دار در حالی که بیدار است تشنگیش رفع نمی‌شود در حالی که در خواب اگر ببیند می‌نوشد، تشنگیش از بین می‌رود. حال چرا این فرآیندها فقط در خواب رخ می‌دهد؟ چرا اگر در خواب ببیند و بیدار شود، تشنگیش رفع می‌شود و اگر آن رویا یا خواب را نمی‌دید ـ‌که در آن می‌نوشد‌ـ تشنگیش برطرف نمی‌شود؟! "

احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 524-525

 

پی نوشت ها :

[1]- گریبین، تحقیق در مورد گربه‌ی شرودینگر، ص ۲۷۰ و ۲۷۱.

[2]- قرآن کریم، سوره‌ی رعد، آیه‌ی ۳۹.

ادامه مطلب...

تکذیب و انکار رویا بین نادانی و بی‌دینی

دانشکده دروس عالی دینی و لغوی/ استاد احمد حطاب

 انکار خواب

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین، و صلّى الله على محمّد و آل محمّد، الأئمة و المهدیین و سلّم تسلیماً

از سالن اجتماعات کنفرانس دروس عالی دینی و لغوی شهر نجف به تمام حاضرین، سروران و روحانیون بزرگوار حاضر در دیدار هفتگی‌مان خوش‌آمد می‌گوییم. و همچنین عرض سلام داریم، خدمت تمام کسانی‌که این نشست‌ها و دیدارهای هفتگی را مشاهده می‌کنند. دیدار امروز با موضوع خواب خواهد بود که استاد احمدحطاب فیصلی آن را برای ما مورد بررسی و گفتگو قرار می‌دهد. پس از ایشان دعوت می‌کنیم.

 بفرمایید.

استاد احمد: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری: درود خداوند بر شما باد، خوش آمدید. امروز به امید خدا، بحث ما در رابطه با خواب دیدن و انکار خواب و رویا خواهد بود. لذا امید است که بحث‌ جالب و ممتازی باشد.

استاد احمد: سلام علیکم و رحمه الله و برکاته بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلوات خدا بر محمد و آل محمد؛ ائمه و مهدیین و سلم تسلیما.

بحث مورد بررسی: تکذیب رویا بین جهل و بی‌دینی

خواب و رویا، یک چیز زیبایی است؛ در حالی‌که امر عظیم و بزرگ و وحی الهی است که می‌تواند انسان را به مراتب عالی ملکوتی برساند. و انکار رویا، همان امر مهم است. در حقیقت این انکار، در همه‌ی خواب‌ها واقع نشد. رویا و خواب، امری است که تمام تحصیلات عالی به آن اعتراف می‌کنند و حتی بی‌دین‌ها و ملحدانِ به وجود خدا، آن را اقرار دارند و هیچ انسانی وجود ندارد که خواب نبیند. ولی آنچه که انکار بر آن واقع شده است، همان: خواب از جانب خداوند است یا بهتر است، بگوییم: رویای صادقه.

انکار از دو جهت اتفاق می‌افتد:

جهت اول: پیروان مکتب فروید و روان‌شناسان و همچنین بی‌خدایان و بی‌دین‌هاست.

و جهت دیگر: نادانان دین، در تمام ادیان آسمانی.

نظریه جهت اول را که همان پیروان مکتب فروید هستند، می‌توان با یک دلیل رد کرد که رویای صادقه از آینده خبر می‌دهد. پس اگر برای این دلیل پاسخی نداشتند، ناتوانی آنها به اثبات می‌رسد و برای آنها اثبات می‌شود که هیچ دلیل و برهانی در مقابل اینکه رویا از جانب خداوند باشد، ندارند و همچنین ثابت می‌شود که این امر، یعنی رویا بر یک امر غیبی استوار است. در حقیقت ببینیم که بزرگ و استاد آنها، فروید در این باره چه نظریه‌ای دارد؟

در کتاب تفسیر رویای (فروید) می‌خوانیم که می‌گوید: «آنچه درباره‌ی قوای رویا از آینده گفته می‌شود، جای بحث است که (اعتبارات و نظرات) در مقابل همدیگر قرار می‌گیرند که هیچ دلیلی وجود ندارد. یعنی دلیلی ندارند که این احتمال را رد کنند.

فقط اموری که از روی عناد ذکر می‌کنند و شکی نیست اگر ما از انکار همه‌ی مصادر دوری کنیم، بهترین کار را کردیم.

 یعنی او سعی می‌کند که از برخورد با این امر دوری کند؛ چرا که آن‌ها در این مبارزه با شکست مواجه می‌شوند. تنها به زودی به بعضی از حالات روان‌شناسی اشاره خواهیم کرد. در واقع کتاب او یا بعضی از تالیفاتش را مطالعه کردم و هیچ نتیجه‌ای نیافتم که او تفسیری از اخبار غیبی بر رویا را مورد بررسی قرار داده باشد. در حقیقت او در این امر ناتوان بوده و همچنین ما از تمام دانشمندان روان‌شناسی و زیست‌شناسی ( علوم کاربردی / علوم انسانی) درخواست داریم که حداقل مفهوم یا تفسیری علمی و منطقی برای اخبار غیبی در رویا و خواب پیدا کنند. یادم می‌آید که با یکی از بی‌دین‌ها بحث می‌کردم که بحث خود را به رد رویا شروع کرد و ادعا داشت که رویا از خود نفس انسان سرچشمه می‌گیرد. پس به او گفتم: این‌گونه با من بحث نکن!

فقط به این سوال پاسخ بده که: آیا رویایی که از غیب خبر می‌دهد از جانب خداست یا از نفس انسان نشأت می‌گیرد؟ و اگر از خود نفس باشد، پس چگونه از آنچه فردا اتفاق می‌افتد، اطلاع پیدا می‌کنی؟ پس سکوت اختیار کرد و هیچ دلیلی نداشت که از عقیده و باور خود دفاع کند. این از جهت اول بود که نتیجه‌ی آن، این‌گونه شد.

ما از هر جهت و هر شخص، منتظر پاسخ علمی هستیم که با عقیده خود بخواهد رویای صادقه را به عنوان یک دلیل غیبی و وحی الهی رد کند. از او انتظار می‌رود که تفسیر خود را تجزیه و تحلیل کند و گرنه پاسخی برای این دلیل ندارند و بهتر است، بیشتر مطالعه کنند و اعلام کنند که دلیل و پاسخی ندارند.

اما جهت دیگر، انکار رویا نادانان و جاهلان دین از ادیان الهی هستند که حقیقت رویا را تکذیب می‌کنند؛ چرا  حقیقت رویا را تکذیب می‌کنند؟ این امر دلایل مختلفی دارد اولاً: اینکه رویا، امر مختلطی است که رتبه‌بندی ندارد. در واقع این مسئله‌ی بی‌هدفی است و این اختلاط امری است که انسان به هنگام حصر در یک جهت معین و زاویه مشخص واقع شود که دلیلی بر اعتقاد خود ندارد و می‌گوید: رویا از نفس خود انسان نشأت می‌گیرد. ثانیاً: چگونه می‌توان بین دروغ و حقیقت، تفاوت گذاشت؟ همچنین تعداد زیادی به این امر استدلال می‌کنند که چگونه رویای صادقه و دروغ را از هم تشخیص داد؟ لذا به همین دلیل رویا را بطور کلی تکذیب می‌کنند.

قسمت سوم: اگر شناخت رویای صادقه ثابت شد، چگونه آن را بفهمیم و مشخص کنیم؟

در واقع قضیه فهم رویا قضیه‌ای پیچیده است که اشخاص زیادی، به دین استدلال می‌کنند که رویا امری مبهم و غیر قابل فهم و درک است. پس چگونه معنای آن را درک کنیم؟ بنابراین امر رویا را رد می‌کنم و به آن استدلال نمی‌کنم و اهمیتی نمی‌دهم. این سه نقطه مورد اشاره، به علت و دلایلی احتیاج دارد و علت اول که اشکال اول را تفسیر و تعبیر می‌کند، همان تقسیم رویاست: تقسیم رویا مسئله اختلاط و در‌ هم‌آمیختن را رفع می‌کند. خواب‌ها و رویاها یا اینکه صادقه باشند که از جانب خداوند وحی می‌شوند و در تمام ادیان الهی و آسمانی ثابت شده است، چه در قرآن کریم و چه در انجیل و چه در تورات یاد شده است و هیچکدام از اصحاب ادیان آسمانی، وجود آن را انکار نمی‌کند. بنابراین رویا در دو حالتش وجود دارد یا اینکه صادقه باشند یا به دروغ و دین از هر دو حالت غافل نبوده و همان‌طور که در مطلب گذشته گفته شد، این مورد در تمام ادیان الهی ذکر شده است. اکنون می‌توان گفت که: رویای کاذبه به چند قسمت تقسیم می‌شود؛ در حالی‌که رویای صادقه نیز به چند قسمت تقسیم می‌شود.

 نسبت به رویای صادقه که به قسمت‌های بشارت‌دهنده، هشدار دهنده و بیم‌دهنده هستند و رویا کفاره‌ی مومن است و همچنین سخن نفس به ذکر اهل بیت ع است ، در واقع این تقسیمات ثابت نیستند و رویا به این تقسیمات محدود نمی‌شود و ممکن است تقسیمات دیگری (از رویای صادقه) وجود داشته باشد. ولی در اینجا نمی‌توان به همه آن‌ها اشاره کرد و برای استدلال این چند مورد کافی است. بنابراین برای رویای بشارت‌دهنده و هشدار‌دهنده، روایات زیادی وجود دارد. امام موسی بن جعفر (ع) می‌فرمایند: رویا بر سه قسمت است: بشارتی از جانب خداوند و اندوهگین‌کننده تا آخر روایت و... همچنین هشدار دهنده: امام صادق (ع) می‌فرمایند: «اگر بنده‌ای خداوند را عصیان گفته و گناهی انجام داده باشد و در این حالت خداوند خیر او را بخواهد، بنابراین در خواب رویایی به او نشان می‌دهد که او را بترساند و او را از آن گناه دور کند.» یعنی برای این قضایا و امور مهم حتی نقش و وظیفه رویا در این حالت برای بنده مشخص می‌شود و گرنه فایده این رویاها و این استدلال‌ها برای قضیه رویا چیست؟ همان‌طور که گفته شد؟ رویا کفاره‌ی (صدقه مومن است که در این‌باره، امام صادق (ع) می‌فرماید: کمترین چیزی که خداوند ولایت‌مدار ما را با آن پاک می‌کند، آن است که یک رویای ترسناک و هشداردهنده به او نشان بدهد و به وسیله آن، به اندوه می‌آید که در این‌صورت با دیدن آن رویا، برای او صدقه‌ای به حساب می‌آید.

اما درباره‌ی حدیث نفس به اهل بیت (ع) امام موسی بن جعفر (ع) این‌گونه می‌فرمایند: «اگر (شخصی) نزد خداوند حاجتی دارد و بخواهد ما را ببیند و جایگاه ما را مشاهده کند، پس به مدت سه شب غسل کند و ما را ندا کند. بنابراین می‌تواند ما را ببیند و به وسیله ما، مورد مغفرت قرار می‌گیرد. حدیث نفس، همان مناجات اهل بیت (ع) است که مشاهده آن‌ها را از خداوند متعال بخواهیم.

همچنین قسمت دوم که همان رویای کاذبه و دروغ است و اندوه از جانب شیطان می‌باشد. رویا بر سه قسمت است که یکی از آن‌ها، ترسی از جانب شیطان است تا انسان را به وسیله آن بترساند و اندوهگین سازد. و همچنین وحشت‌ها و دل مشغولی‌هایی دارد که درون انسان شکل می‌گیرد و از امور دنیوی است. طبیعتاً انسان، دل مشغولی‌هایی دارد. این ترس‌ها و رغبت‌ها و دل مشغولی‌هایی است که درون انسان اتفاق می‌افتد و عقل باطن درون انسان، رویا را بوجود می‌آورد و آن دل مشغولی‌ها را به شکل خواب در می‌آورد. و انسان آن را به شکل رویا و خواب می‌بیند. این امور از مواردی است که از نفس نشأت می‌گیرد که در واقع حقیقتی ندارند. بلکه تنها یک خیال است و از جمله رویاهای صادقه نیست. بنابراین اهل بیت (ع) دو حالت موجود در رویا را ذکر نمودند: حالت رویای صادقه و رویای کاذبه!

در این‌صورت دلیل و برهانی بر اینکه در قضیه رویا اختلاطی وجود دارد، موجود نیست. امام صادق (ع) می‌فرمایند: «ای مفضل! به رویا اندیشه کن که چگونه تدبیر می‌شود و صدق و کذب آن مشخص می‌شود. اگر همه رویاها راست بود، پس همه مردم پیامبر می‌شدند و اگر همه تکذیب می‌شد، در آن منفعتی نبود. بلکه به صورتی در می‌آید که معنایی ندارد و مردم آن را باور می‌کردند. پس گاهی اوقات، مردم به خاطر منفعتی آن را به مصلحت خود باور می‌کنند و به وسیله آن هدایت می‌شوند یا ضرری است که به وسیله رویا، به آنان هشدار داده می‌شود و در بسیاری از اوقات، تکذیب می‌شود؛ چرا که به طور یقین، به آن اعتماد نمی‌کند. درنتیجه این قضیه، واضح فصل‌بندی و تقسیم‌بندی شده است و این‌گونه نیست که بعضی‌ها اعتقاد دارند که در قضیه، اختلاط وجود دارد. و اشکال دوم، این است که چگونه صدق و کذب قضیه را در یک دیدگاه مشخص نمود و آنها را از هم جدا ساخت؟

فطرت آدمی و وجدان:

طبیعتاً هر انسانی، فطرتی دارد که خداوند متعال، او را بر آن فطرت پدید آورده است. و بهترین نمونه برای این قضیه فرعون (لع) است. فرعون (لع) که انسانی کافر بود. اما یک رویایی دید که در آن تعدادی گاو و تعدادی خوشه گندم و همچنین دید گاوهایی ضعیف و لاغر، گاوهای چاق و فربه را می‌خورند. این اتفاق چگونه برای یک انسان کافر و غیر مومن رخ می‌دهد؟ در واقع در این قسمت، مخاطب ما مومنان هستند. ما از قضیه بی‌خدایان گذشتیم. اگر این انسان کافر تشخیص داد که این خواب یک رویای صادقه بود و بعضی از تعبیرکنندگان خواب را جهت تاویل دعوت کرد؛ در حالی‌که تاویل آنها را قبول نمی‌کرد؛ چرا که می‌دانست این یک رویای صادقه است. پس چگونه دانست که این خواب یک رویاست؟ همچنین مسیر و آینده یک کشور بطور کامل، براساس این رویا بنا نهاده شد؛ نه تنها یک کشور. بلکه تمام مناطق و شهرهای مجاور مصر نیز، از این رویای فرعون بهره بردند. بنابراین مسئله، مسئله‌ی فطرت درونی انسان است که هر انسانی در درون خود این فطرت را دارد. بلکه این انسان است که کوتاهی می‌کند و این فطرت را از نفس خود بدور می‌سازد و این امر از دست او ساخته نیست.

مورد دوم: شمولیت رویا بر رمزهای حکمت آمیز: اسرار و رموز حکیمانه، امری معروف و مشهور است که در روایات و کتاب‌های آسمانی ثابت شده است و حتی فروید در مسایل درمانی بیمارانش از راز و رمز رویاها بهره می‌برد. رمز و رموز رویاها، برای او مورد اعتماد بود و آنها را از ادیان برمی‌گرفت؛ چرا که او شخصی یهودی بود. همچنین این رموز حکیمانه‌ی رویاها، یک دلیل و برهان به شمار می‌آمد. خواب و رویا اگر رمز و رموزی داشت، بنابراین رویای صادقه به حساب می‌آید و در غیر این‌صورت یک خواب بیهوده و بی‌هدف بیش نیستند و این حال خواب‌هایی که از جانب خداوند متعال نیستند. یعنی تنها یک خواب بی‌معناست.

حالت بیننده‌ی خواب و درخواست رویا: حالت بیننده خواب. بیننده خواب، خود رویا را تشخیص و حفظ می‌کند. در واقع چگونه آن را می‌طلبد و حفظ می‌کند؟ آن را با عمل بطلبد، با درخواست و التماس، با ذکرها و دعاهایی که از جانب اهل بیت (ع) ایراد شده‌اند. از جمله روزه و دعا و همچنین قرائت قرآن، در یک زمان مشخص تا رویایی را از خداوند بطلبد که او را به چیزی هدایت کند و یا او را از چیزی باز دارد. درنتیجه این از جمله موادی است که رویا را محفوظ نگه می‌دارد.

شمولیت رویا بر معصوم: این مورد از قوی‌ترین دلایل رویاست که ثابت می‌کند، رویا از جانب خداوند متعال است و خالی از هر گونه دروغ و کذب می‌باشد.

اهل بیت (ع) در این باره روایات زیادی ذکر نموده‌اند: از جمله این روایات:

«هر کس ما را ببیند، در حقیقت واقع ما را دیده است و شیطان به ما تمثیل نمی‌شود.» و امثال این روایت زیاد هستند؛ در صورتی‌که هیچ کدام از مسلمانان (سنی و شیعه) آن‌ها را تکذیب نمی‌کنند. اما تنها یک اشکال دارد. شاید بگویند: کسی در این زمان ( امروزه ) وجود دارد که رسول خدا (ص) را دیده باشد؟ این چیزی است که بسیار رایج شده است و من همیشه می‌شنوم. این نیز رد شده است؛ چرا که بسیاری از ائمه (ع) در زمان‌های دور و متعدد فرموده‌اند که: کسی که بخواهد رسول خدا (ص) را ببیند، در حقیقت، واقع مرا دیده است؛ چرا که من در هر صورتی مشاهده می‌شوم. بنابراین شکل‌ها بصورت یک شکل ثابت و معینی نیستند. یعنی عالم ملکوت با این جهان متفاوت است. در واقع شکل‌ها و صورت‌ها، در آن مختلف و متفاوت هستند. به قسمت سوم از اشکالات منتقل می‌شویم و آن هم فهم و درک رویاست: فهم رویا نیز جهت‌های مختلفی دارد:

جهت اول همان (ارائه نمودن) به حجت خداست. یعنی حجت خدا در زمانی وجود دارد و «هیچ وقت زمین، از وجود حجت خدا خالی نمی‌ماند.» هر وقت رویا برای حجت خدا ارائه می‌گردد، ایشان آن را برای تو تحکیم و تحفیظ می‌سازد و تعبیر و معنای آن را برای تو نمایان می‌کند. و این امر در تمام فرهنگ‌ها و ملت‌ها ثابت شده است.

شهادت خداوند که به تأویل نیازی ندارد؛ چون شهادت خداوند، امری صریح و واضح است. پس به تأویل نیازی ندارد. پس رویا شهادت خداوند است که شاید دریافت‌کننده، معنای شهادت خداوند را نداند. شهادت خداوند، آن است که برای معصوم شهادت می‌دهد. یعنی معصوم وقتی فرستاده می‌شود، به یارانی احتیاج دارد. پس خداوند متعال از طریق عالم ملکوت، او را یاری می‌دهد و در طی یک رویا برای او شهادت می‌دهد که این معصوم، از جانب خداوند است و عصمت او تعیین شده است. و بر مردم واجب است که برای یاری او برخیزند و این قضیه برای تمامی حجج خداوند اتفاق می‌افتد که این قضیه غیبی اتفاق می‌افتد و هیچ حجتی به صورت ظاهر موجود نباشد. پس این‌گونه رویا، شهادتی از جانب خداوند سبحان به حساب می‌آید و از جمله دلایل دیگر به شمار می‌آید.

همچنین سوال خداوند: سوال خداوند سبحان و متعال، این‌گونه است که: از خداوند طلب رویا داشته باشی. سپس تأویل آن رویا را از جانب خداوند بطلبی. در این‌صورت خداوند، تأویل آن رویا را برای تو مهیا می‌سازد و آن را برای تو می‌فهماند. شاید تجربه‌ها و داستان‌های زیادی، در روایات وجود دارد که ثابت می‌کنند. ممکن است، خداوند متعال تأویل رویا را برای انسان می‌فهماند. یعنی ممکن است، رویا طوری باشد که خداوند متعال، آن را طوری به انسان نمایش می‌دهد که خالی از هرگونه رمز و رموزی باشد و بسیار واضح و آشکار باشد.

مورد چهارم: همان اندیشیدن به رویا و اعتماد به راز و رمزهای معروف و مشهور است: رمز و رازهای رویاها، در کتاب‌های متعددی فصل‌بندی شده است و هر کدام از این رمزها به نحوی اشکال و صورت‌های متعدد متفاوتی دارد که در اینجا می‌توان به چند روایت در این‌باره اشاره کرد:

امام صادق (ع) فرمودند : کوزه بر یازده شکل تأویل می‌شود. در حقیقت، این تنها نمونه‌ای از تأویل‌های متفاوت است؛ وگرنه روایات زیادی در این‌باره از اهل بیت (ع) نقل شده است. کوزه یازده شکل تأویل شده است که از جمله آنها «زن و خدمتگذار» هستند. همچنین امام صادق (ع) جامه را بر هفت شکل تأویل می‌کند: دینداری، عزت، و ثروت و منزلت و همچنین منفعت و غیره تأویل می‌کند. بنابراین این رمزها، ممکن است برای هر انسان بیننده خواب و رویایی بتواند، از آنها بهره ببرد و به سادگی رویا را رد نکند و خود را در این امر به زحمت بندازد؛ تا از این پیام اِستقبال کند؛ چرا که «رویا» یک پیام الهی است. رویا برای هر کسی که از اهل کتاب و از اهل دین باشد، یک پیام الهی است و از جانب خداوند متعال تلقی می‌شود. پس اگر پیام از جانب خداوند متعال باشد، بر انسان واجب است تا جهت درک و فهم آن سعی کند و بکوشد این پیام را بخواند و بفهمد و از آن استفاده کافی ببرد. البته این راز و رمزها در عالم ملکوت، معنای متفاوتی با این جهان دارند.

به عنوان مثال: شجاعت که یک شکل و صورت دارد، در این جهان شکل مشخصی ندارد. لذا می‌بایست به شکل رمزی مشاهده شود. رمزها اشاره‌ای جهت فهم و درک رویا هستند که برای تأویل باید آن‌ها را با واقعیت مشخص مقایسه کنیم. هر شخص آن رمزها را با وضعی که در آن زندگی می‌کند و محیط پیرامون خود مقایسه کند و حتی به جامعه‌ای و آداب و رسوم خانواده‌هایی که به آن اختصاص دارد، اشاره می کند تا درک و فهم رویا آسان‌تر شود.

و الحمدلله رب العالمین و صلوات و درود خداوند بر محمد و آل محمد؛ ائمه و مهدیین... و عرض معذرت، بخاطر اِطاله کلام.

مجری: استاد احمد! جهت این بحث بسیار جالب، از شما سپاسگذاریم.

استاد احمد: خدا خیرتان بدهد.

مجری: ما چند سوال، برای شما مطرح می‌کنیم. سپس وقت را در اختیار برادران قرار می‌دهیم.

استاد احمد: در خدمت شما هستم.

مجری: در حقیقت من تنها یک سوال دارم و اِطاله کلام نمی‌کنم. سوال من، این است که: رویا از چه زمانی شروع شد؟ آیا تاریخ و زمان مشخصی دارد یا اینکه از زمان خلقت و آفرینش بشر بر زمین شروع شده است؟

استاد احمد: یک روایتی است که امام احمدالحسن (ع) در کتاب توهم بی‌خدایی، به آن اشاره کرده‌اند که: رویا از زمان حضرت آدم (ع) شروع شده بود.

مجری: بله .

استاد احمد: بله.

مجری: یعنی اینکه رویا، حجت و دلیل حضرت آدم (ع) بر قومش بود؟ پس چگونه حجیت خود را بر مردم ثابت کند؟ آنها از ایشان، برهان خواستند؟

استاد احمد: البته که ایشان به این امر احتیاج داشت که حجیت خود بر مردم را ثابت کند و بنده اشاره کردم که رویا، شهادتی از جانب خداوند است. پس چگونه حجیت خود را بر مردم ثابت کند؛ در حالی‌که آنها از ایشان برهان می‌خواستند! پس از خداوند متعال درخواست کرد که همه مردم یک رویایی دیدند و برای آنها ثابت شد که ایشان حجت خداوند است. پس مردم ایمان آوردند.

مجری: بله، آفرین بر شما. حضار محترم و بینندگان گرامی، یعنی اکنون یک برهانی داریم که رویا حجیت آدم (ع) بر مردم بود و تنها حجیت و برهان ایشان بر مردمی که در بین آن‌ها مبعوث شد، همان رویا بود؛ چرا که رویا در بین مردم، قبل از آدم (ع) در سلسله مراتب پیشرفت مشهور وجود نداشت. آن‌ها در آن زمان، رویا نمی‌دیدند و حضرت آدم (ع) اولین کسی بود که با عالم ملکوت ارتباط داشت و می‌توانست رویا ببیند. اگر یکی از برادران سوال دارد.

شیخ صادق: ممکن است، میکروفون را بدهید؟

 بله.

شیخ صادق: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. از استاد احمد بخاطر این بحث سپاسگذارم. در حقیقت موضوع خواب و رویا از جمله بزرگ‌ترین مسایل است که در بحث‌ها و گفتگوهای عقیدتی مطرح می‌شود. موضوع علمی که انسان را به محیط غیب متصل می‌سازد. یعنی واسطه‌ای که انسان را به عالم غیب مرتبط می‌سازد و متصل می‌کند، همان رویا یا یکی از راه‌های ارتباطی غیبی می‌باشد. به موضوع فصل‌بندی رویا و همچنین رمزهای رویا اشاره نموده‌ای. رمز و رموزی که شکل‌های متفاوت تأویل در آن واقع می‌شود. همچنین به یکی از جهت‌های رویا که همان حکم رویاست، اشاره کردی که حکم آن ارجاع به معصوم می‌باشد. در صورت عدم وجود معصوم به دلالت و معنای رویا، هر چه که از آن دریافت می‌شود، دلالت و معنای ظنی خواهد بود. بعد از این مسئله، آیا دلیلی وجود دارد که به انسان اجازه می‌دهد، بدون وجود معصوم، به رویای خود عمل کند؟

استاد احمد: بله.

مجری: ان شاء الله که واضح است؟

استاد احمد: بله واضح است. شیخ! عمل به رویا، به عنوان یک تکلیف است ... عمل به رویا، جز به واسطه معصوم ممکن نیست. یعنی اینکه رویا طوری به سراغ انسان می‌آید که در آن تکلیف یا عمل به وظیفه‌ای باشد. حتی اگر رویا عمل به عبادتی باشد: از جمله اینکه، اینگونه نماز بخوان یا دعای فلانی را در فلان شب بخوان. این همان چیزی است که تو به آن عمل می‌کنی. در این‌صورت باید به معصوم ارجاع کنی؛ چرا که در آن تکلیف و وظیفه‌ای در کار است. در این‌صورت باید به معصوم ارجاع کنی. در واقع، ما درباره‌ی رویا به طور کلی می‌گوییم. تو به عنوان بیننده‌ی رویا باید چیزی از آن را بفهمی و درک کنی؛ وگرنه چرا رویا به وجود آمد؟ دلیل وجود رویا چیست؟ رویا به طوری است که اگر برای تو ضرری باشد، آن را از تو دفع کند یا اینکه برای تو منفعتی باشد که آن را برای تو جلب کند. این ممکن است به همین سادگی رخ دهد. یعنی اینکه شما چیزی از رویا را بفهمی. اما بر آن ترتیب اَثری اتفاق نیفتد. مثلاً اینکه من مردم را به دعا‌خواندن دعوت کنم؛ چون من این‌گونه خواب دیدم که دعا می‌کردم.

مجری: من نیز از سوال شیخ صادق چیزی را بیاد آوردم. یک مسئله‌ای به ذهنم خطور کرد که: آیا ممکن است، عقیده‌ای را براساس یک رویا برگزیند؟

استاد احمد: خیر، عقیده از جانب معصوم است.

مجری: بله، در عقیده، چگونه از رویا می‌توان بهره برد؟ یعنی چگونه؟

استاد احمد: رویا تو را هدایت می‌کند. یعنی اینکه اگر عقیده است، صحیح باشد. پس خودت را در بهشت می‌بینی. پس درک می‌کنی که عقیده است و صحیح است.

مجری: بله. آفرین بر شما. از  بین برادران، یکی سوالی دارد. شیخ احمد ممکن است، میکروفون را بدهید؟

شیخ حلی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد ...

استاد احمد: خدا خیرتان دهد.

شیخ حلی: تنها یک مسئله‌ای است. ولی باید مرا تحمل کنی. در حقیقت در مسئله اصل روی،ا یک مشکلی هست! بنده یک سوالی دارم که ممکن است به دو سوال تقسیم شود: سوال اول اینکه: اگر من خواب ببینم: در واقع آن صورت، صورت‌ها و شکل‌ها را می‌بینم یا حقیقت آن چیزی را که می‌بینم؟ این از مسئله اول: و اگر صورت‌ها را مشاهده کنم، مثلاً صورت معصوم اگر با من صحبت کند و صورت جامد باشد، پس باید واضح باشد و اگر عین حقیقت باشد که در ذهن انسان مبادرت کند، مثلاً در آسمان اول یا آسمان دوم، آیا شخص کافر در خواب، به آسمان اول یا دوم رفع می‌شود؟ آیا در واقع می‌تواند در آسمان‌ها با بعضی از معصومین (ع) یا پیامبران و یا حتی فرشتگان ملاقات داشته باشد؟ در حالی‌که آن شخص کافر است؟ بنابراین سوال اول، این است که: رویا حقیقت یا صورتی از حقیقت است؟

مجری: استاد احمد! ممکن است جواب سوال را بدهید؟

استاد احمد: بله، در حد توان و معلوماتی که دارم، پاسخ خواهم داد. نسبت به چیزی که انسان در رویا می‌بیند، عبارت است از صورت‌هایی است که به شکل یک مجموعه‌ای از معلومات در می‌آیند و در قالب یک خواب و رویا برای انسان قابل مشاهده می‌شوند.

شیخ احمد: ولی چیزی که من فهمیدم، آنها حقیقت هستند؛ چرا که به هنگام دیدن رسول خدا (ص) در واقع حقیقت و واقع رسول خدا (ص) مشاهده می‌شود؛ نه صورت‌هایی از ایشان.

استاد احمد: یعنی حقیقت و واقعیت‌ها نیز به صورتی، صورت‌هایی نیز دارند.

شیخ حلی: صورت‌ها، یک چیز هستند؟

استاد احمد: تو الان یک صورت هستی؟

شیخ حلی: صورت چه کسی؟

استاد احمد: تو الان حقیقتی. ولی در واقع، صورت هستی یا نه؟

شیخ حلی: نه حقیقت ... ولی بعضی وقت‌ها، صورت من در آینه منعکس می‌شود. من یک چیز هستم. ما می‌گوییم که صورت عقل یک چیز است. ولی من می‌گویم: هنگامی که به عالم ملکوت رفع می‌شوم، حقایقی را مشاهده می‌کنم تا تطبیق دهم که من می‌خواهم حقایق امور مشخص و معینی را مشاهده کنم؛ چرا که در واقع، دارم با رسول خدا (ص) یا با امیرالمومنین (ع) صحبت می‌کنم و چیزی که دارد با من صحبت می‌کند و مرا امر و نهی می‌کند، حقیقت اوست؛ نه صورت. این چیزی است که من می‌فهمم و درک می‌کنم.

استاد احمد: شیخ: قضیه حقیقت رویا، همان ماهیت رویاست که بنده حقیقت آن را نمی‌دانم. یعنی در واقع معصوم است که می‌داند.

شیخ حلی: بله قضیه همین است.

استاد احمد: خدا خیرتان دهد... ولی من می‌گویم: چیزی که از طریق روایات می‌فهمم، این است که فرشتگان، صورت‌هایی از یک چیز را در صفحه‌ی وجودی انسان قرار می‌دهند. آیا این حقیقت است؟ من نمی‌دانم. ولی چیزی که می‌دانم، همین است. بله خدا خیرتان دهد.

مجری: سوال دوم. اگر این بحث به پایان رسید...

شیخ حلی: قضیه دیگر واضح و آشکار شد. در واقع اگر حقایقی باشند که بر آن‌ها ترتیب اثر داده خواهد شد و اگر صورت مشخص شده باشد، پس مشخص می‌شود که این صورت برای کدام حقیقت است.

مجری: بله. خدا خیرتان دهد. اگر از برادران، کسی سوالی داشته باشد. چقدر وقت باقی مانده؟ آقای کارگردان ... وقت ما به پایان رسید .. شیخ حلی! شیخ صادق! از شما متشکریم و همچنین استاد احمد، از شما سپاس‌گذاریم .. شکر خدا بحث شما بحثی بسیار جالب بود و امید است که ما و برادران حاضر را تحمل کرده باشید.

 استاد احمد: نه بنده خدمت‌گذارم.

مجری: ان شاء‌الله در دیدارهای آینده، با شما دیدار خواهیم داشت. خدا خیرتان دهد. برادران گرامی! در نهایت هر بحثی، رتبه بندی خواهیم داشت. هر بحثی رتبه‌بندی دارد. اگر استادی بتوانند بحثی را مطرح کند، اطلاع‌رسانی کند. همچنین دوباره اطلاع‌رسانی می‌کنیم که همه سعی داریم که این دیدارها را با گفتگوهای جدید و مستمر هفتگی یاری دهیم و پیش ببریم. پس هر کس بداند که توانایی شرح و گفتگو را داشته باشد، دعوت عمومی است و برای همه مطرح می‌شود. لذا با یک بحثی داوطلب شود و ان شاء الله بحث جدید ما در این نشست باشد. از حُسن توجه و مشاهده شما سپاس‌گذاریم و تا دیداری دوباره شما را به خداوند می‌سپاریم ... در حفظ و پناه خداوند متعال باشید. خدانگهدار.

 

ادامه مطلب...

جایگاه رؤیای صادقه و استخاره

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

اللهم صلِ على محمدٍ و آلِ محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليماً

 

اعتقاد ما به رؤیا

(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ).
(ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مى‏ كنيم و تو قطعا پيش از آن از بى ‏خبران بودى).یوسف: ۳.

خداوند عز و جل در قرآن و دقیقاً در سوره ی یوسف، رؤیا را ذکر می کند و حال یعقوب و فرزندانش و یوسف (ع) به همراه رؤیا را به تصویر می کشد و همچنین در همین سوره، رؤیای انبیاء و رؤیای مردم عامه و بخصوص رؤیای فرعون کافر را ذکر می کند و تمام آن رؤیاها بر زمین تحقق یافت و در قالب واقعیت پدیدار گشت؛ و همچنین علتش این است که منبع و مصدر آن تنها از جانب خداوند متعال است؛ و ما انصار امام مهدی (ع) هنگامی که به مردم می گوییم، مؤمنانِ بسیاری هستند که هر کدام در عالم رؤیا، رسول الله (ص) یا ائمه ی اطهار (ع) را دیدند که برای آنها بیان می کردند، امام احمد الحسن (ع) حق و غیر او باطل است، خواهان گفتن این نیستیم و نمی گوییم ما بواسطه ی آن حکم شرعی فقهی را جاری می کنیم و نمی گوییم که آن عقیده یا مفهوم عقیده را دارد، بلکه ما از طریق آن، مصداق در باب عقیده به خلافت الهی بر زمین را تشخیص می دهیم و بیان می داریم که مصداق این عقیده در عالم رؤیا می باشد همانگونه که در قرآن موجود است و یعقوب نبی (ع) بواسطه ی رؤیا، تشخیص داد که خلیفه ی الهی بعد از او، فرزندش یوسف می باشد.

(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ).
([ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى ‏كنند * [يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت‏ حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏ انديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است). یوسف: ۵-۴.

و ما می گوییم تشخیص مصداق این عقیده، رؤیا می باشد همانگونه که در قرآن آمده، از طریق رؤیا و سجود یعقوب برای یوسف بر مبنای همین رؤیا بوده است: (وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ).
(و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است).یوسف: ۱۰۰.

و در سیره ی صالحین محمد و آل محمد (ع) مصداق تشخیص خلیفه ی خدا بر زمین بواسطه ی عالم رؤیا نیز موجود است و داستان ایمان خالد بن سعید عاص اموی به رسول الله (ص)، و نیز وهب نصرانی به امام حسین (ع)، و نرجس خاتون مادر امام مهدی (ع) به امام حسن عسکری (ع) نیز تجلی همین مصداق بوده اند. پس بر مردم است که بین سه امری که خاص رؤیا می باشد، تمایز ایجاد کنند و آن

- اخذ حکم شرعی در مورد رؤیا می باشد که ما این را نمی گوییم؛ زیرا رسول الله (ص) تمام شرع را بیان کردند و این امر در آنچه که از اهل بیت (ع) روایت نقل شده، بسیار واضح است

- و همچنین اخذ عقیده بواسطه ی رؤیا تا اینکه آن را کسی نگوید؛ زیرا قرآن تمام عقیده را بیان کرده و رسول الله (ص) و آل بیتش (ع) آن را آشکار کردند

- و مصداق تشخیص عقیده به خلافت الهی در رؤیا را محدود کردند که قرآن نیز در سوره ی یوسف (ع) به آن تصریح کرده است: (إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ).
([ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى‏كنند * [يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت‏حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏انديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است).یوسف: ۵-۴.

و از هر کسی که رؤیا را بعنوان دلیل (مصداق) تشخیص صاحب حق و خلیفه ی خدا در زمین، انکار می کند سوالی داریم ، آیا یعقوب (ع) بر اساس رؤیا تشخیص نداد که آن دلیلی است بر اینکه یوسف خلیفه ی خدا بر زمین و صاحب مقام برتر از خود می باشد؟!
و این معنای سجده ی یعقوب برای اوست؛ زیرا آن سجده، همانند سجود ملائکه در برابر آدم بوده؛ زیرا او صاحب مقامی بالاتر از آنان است.
و اگر بگویید که آن دلیل نیست، می گوییم آیا یعقوب در هنگام مطابقت مصداق و اعتماد به رؤیای یوسف، نمی دانست که رؤیا دلیل و راه تشخیص مصداق خلیفه ی خدا بر زمین و برتری مقامش نمی باشد؟ پس چگونه یعقوب سجده کرد و چرا خداوند رؤیای یوسف را ذکر کرد و چرا آن هنگام که رؤیا محقق شد و بر مصداق منطبق گشت، فرمود: وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ).
(و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند (و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است).یوسف: ۱۰۰.

 

ماهیّت رؤیا
رؤیا دلیلی برای تشخیص مصداق است پس قانونی که خداوند برای معرفت و شناخت خلیفه ی خود بر زمین قرار داد، وصیّت و علم و پرچم بیعت برای خدا یا همان (حاکمیت الله) می باشد، و آل محمد علیهم السلام این قانون را بیان کردند و این سنّت و طریقه ی معرفت و شناخت حجت الهی در هر زمان می باشد و خداوند از طریق عالم غیب، مکاشفه و گواهی ها، نداها و فریادها و رؤیای صادقه، مؤید و مسدد صاحب حق می باشد.

چگونه بدانم که یمانی (ع) حق است – راه صحیح شناخت یمانی

 

رؤیای صادقه

 یكی دیگر از راه‌ های حجت‌ های الهی در هر زمان، وحی الهی به وسیله‌ ی رؤیاهای صادقه به مؤمنین همان زمان بوده است. و در خصوص یمانی (ع) نیز آیات و روایات متعددی یكی از روش‌ های شناخت حجت خدا در آخر الزمان را رؤیای صادقه ذكر نموده‌ اند. و بیش از هزاران رؤیای صادقه برای حقانیت یمانی (ع) توسط مؤمنین دیده شده است.

هر كسی بخواهد این رؤیای صادقه را شخصاً نیز تجربه كند با خواندن دعایی می تواند خود این شهادت ملكوتی را تجربه نماید. دعای رؤیا (دعایی از امام احمد الحسن علیه السلام)

متأسفانه بیشتر مردم در طول تاریخ به نشانه‌ های ملكوتی خدا و رؤیا و مكاشفه در ملكوت آسمانها ایمان نمی‌ آورند. زیرا نگاه خود را محدود بر زمین و ماده كرده‌ اند و این نهایت علم آنان است و بالاتر از آن را نمی‌ بینند.

(ذلكَ مَبْلغُهُمْ منَ الْعلْم ِ إنَّ رَبَّكَ هُوَ َأعْلمُ بمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیله وَهُوَ َأعْلمُ بمَن اهْتَدَى).
(و آن، نهایت فهم آنان از علم است. همانا پروردگارت به آنان كه از راهش گم شدند و نیز به هدایت یافتگان آگاهتر است).نجم: ۳۰.

و از طرف دیگر انبیاء و اوصیاء و رسولان و یارانشان به نشانه‌ های خدا و رؤیا و مكاشفه در ملكوت آسمانها و زمین ایمان آوردند و همانا اینها راه های وحی خدای سبحان و متعال است و اگر ایمانشان اینگونه نبود، خدا آنان را نبی نمی‌ كرد. و به همین دلیل خدا آنان را مدح كرده است و فرمود:

(وَنَادَینَاهُ َأن یا ِإبْرَاهیمُ * َقدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا ِإنَّا َ كذلكَ نَجْزی الْمُحْسِنینَ).
(و ابراهیم را ندا دادیم * رؤیا را تصدیق كردی همانا ما به این ترتیب تو را پاداش می‌ دهیم).الصافات: ۱۰۵-۱۰۴.

و فرمود: (وَمَرْیمَ ابْنَتَ عمْرَان الَّتی َأحْصَنَتْ َفرْجَهَا َفنَفخْنَا فیه منْ رُوحنَا وَ صَدَّقتْ ِبكَلمَات رَبِّهَا وَ كُتُبه وَ كانَتْ منَ الْقَاِنتینَ).
(و مریم دختر عمران را به یاد آور كه عفت پیشه كرد پس در رحمش از روح خود دمیدیم و كلمات پروردگارش و كتبش را راست پنداشت و از اطاعت كنندگان شد).تحریم: ۱۲.

و خدای متعال در مورد رؤیا فرمود: (نَحْنُ نَقُصُّ عَلیكَ َأحْسَنَ الْقصَص ِبمَا أوْحَینَا إَلیكَ هَذا الْقرْان وَإنْ كُنْتَ منْ َقبْله َلمنَ الْغَافلینَ).
(ما بر تو با وحی این قران بهترین قصه ها را آوردیم هر چند قبل از آن از غافلین بودی).یوسف: ۳.

و ابراهیم (ع) را ستود چون رؤیا را راست پنداشت و به همین ترتیب مریم (س) را ستود زیرا رؤیا را راست پنداشت و یوسف (ع) را ستود زیرا رؤیا را راست پنداشت و آن را تأویل نمود.

خدای متعال فرمود: (یوسُفُ َأیهَا الصِّدِّیقُ َأْفتنَا فی سَبْع بَقَرَاتٍ سمَانٍ یأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عجَافٌ وَسَبْع سُنْبُلاتٍ خُضْر وَأُخَرَ یاِبسَاتٍ لعَلِّي َأرْجعُ ِإَلى النَّاس َلعَلَّهُمْ یعْلَمُون).
(ای یوسف! ای راستگو. به ما خبر بده از خوابی به این مضمون: هفت گاو درشت را هفت گاو لاغر خوردند و هفت خوشه سبز كه پس از آن هفت خوشه زرد آمد تا شاید به سوی مردم بازگردم باشد كه بدانند).یوسف: ۴۶.

و امروز می‌ بینیم كه بیشتر مردم حقیقت رؤیا را منكرند در حالیكه آن وحیی از طرف خدای متعال و سبحان است و این بدان علت است كه نفوس خبیثِ آنان منكر رؤیا است و مؤمن به خدای سبحان و متعال نیست در حالیكه نمی‌ دانند و آنان در عالم ذر به خدا كفر ورزیدند و به ولایت الهی كافر شدند و به ولی‌ ای از اولیای خدا حتی در قلبشان مؤمن نشدند، پس خدا آنان را مقر به بعضی از حق قرار داد تا به این وسیله از اولیایش شر را دفع نماید.

قال الصادق (ع): (… إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ أَقْوَاماً لِجَهَنَّمَ وَالنَّارِ فَأَمَرَنَا أَنْ نُبَلِّغَهُمْ كـَمَا بَلَّغْنَاهُمْ وَاشْمَأَزُّوا مِنْ ذَلِكَ وَنَفَرَتْ قُلُوبُهُمْ وَرَدُّوهُ عَلَيْنَا وَلَمْ يَحْتَمِلُوهُ وَكَذَّبُوا بِهِ وَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ فَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَأَنْسَاهُمْ ذَلِكَ ثُمَّ أَطْلَقَ اللَّهُ لِسَانَهُمْ بـِبـَعـْضِ الْحَقِّ فَهُمْ يَنْطِقُونَ بِهِ وَقُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ لِيَكُونَ ذَلِكَ دَفْعاً عَنْ أَوْلِيَائِهِ وَأَهْلِ طـَاعـَتـِهِ وَلَوْ لَا ذَلِكَ مَا عُبِدَ اللَّهُ فِى أَرْضِهِ فَأَمَرَنَا بِالْكَفِّ عَنْهُمْ وَالسَّتْرِ وَالْكِتْمَانِ فـَاكـْتـُمـُوا عـَمَّنْ أَمَرَ اللَّهُ بِالْكَفِّ عَنْهُ وَاسْتُرُوا عَمَّنْ أَمَرَ اللَّهُ بِالسَّتْرِ وَالْكِتْمَانِ عَنْهُ …).
امام صادق (ع) فرمود: (همانا خدا اقوامی را برای جهنم و آتش آفرید و به ما فرمان داد تا پیام را به آنان ابلاغ كنیم همانگونه كه كردیم و از آن بیزاری جستند و دلهایشان منكرش شد و آن را به خودمان بازگرداندند و آن را حمل نكردند و دروغش پنداشتند و گفتند گوینده‌ اش ساحر و كذاب است. پس خدا بر دلهایشان مهر زد و آن را فراموششان نمود سپس خدا زبانشان را به بعضی از حق به سخن در آورد در حالی كه دلهایشان منكر بود تا به این وسیله شر را از اولیاء و اهل طاعتش باز دارد و اگر اینگونه نبود، خدا در زمین پرستش نمی شد. پس به ما دستور داد تا از آنان بپوشانیم پس شما هم از آنان كه خدا دستور به نرساندن پیام به آنان داده است، آن را (كتمان كرده و) بپوشانید).كافی جلد ۱ ص ۴۰۲.

و رؤیا راهی است كه خدا با آن با همه ی بندگان و انبیاء و فرستادگان سخن می‌ گوید چه از اولیای خدا باشند چه از دشمنانش، چه مؤمن و چه كافر. خدا به فرعون، كافر مصر وحی كرد از طریق رؤیایی كه یوسف (ع) با استفاده از آن اقتصاد دولت را بنا نهاد.

(وَقَال الْمَلكُ ِإنِّي َأرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سمَانٍ یأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْر وَأُخَرَ یاِبسَاتٍ یا َأیهَا الْمَلأُ أْفتُوِنی فی رُؤْیای ِإن ُ كنْتُمْ للرُّؤْیا تَعْبُرُون).
(و پادشاه گفت همانا من در رؤیا دیدم كه هفت گاو چاق هفت گاو لاغر را خوردند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه زرد پس از آنان دیدم. ای درباریان! مرا از رؤیایم خبر دهید اگر توان تعبیر رؤیا را دارید).یوسف: ۴۳.

و خدا به محمد (ص) رؤیایی وحی فرمود كه نشان می‌ داد پس از او بر اهل بیتش چه می‌ رود و بنی‌ امیه بر امت مسلط می‌ شوند:

(وَإذْ ُقْلنَا َلكَ ِإنَّ رَبَّكَ َأحَاط ِبالنَّاس وَمَا جَعَلنَا الرُّؤْیا الَّتی َأرَینَاكَ ِإلَّا فتْنَة للنَّاس وَالشَّجَرَة الْمَلْعُونَة في الْقرْآن وَنُخَوِّفُهُمْ َفمَا یزِیدُهُمْ ِإلَّا طُغْیانًا كَبِیرًا).
(و آنگاه كه به تو گفتیم همانا پروردگارت به مردم احاطه دارد و رؤیایی كه نشانت دادیم نبود مگر فتنه ای برای مردم و نبود مگر درختی لعنت شده در قرآن و آنان را می ترسانیم پس جز طغیان بزرگ بر آنان نمی افزاید).الإسرا: ۶۰.

علی (ع) خطاب به معاویه فرمود: و این سخن خدا در مورد شما نازل شد: (وَمَا جَعَلنَا الرُّؤْیا الَّتی ارَینَاكَ ِإلَّا فتْنَة للنَّاس وَالشَّجَرَة الْمَلْعُونَة في الْقرْآن)، (و رؤیایی كه نشانت دادیم نبود مگر آزمایشی برای مردم و نبود مگر درختی لعنت شده در قرآن) و آن هنگامی بود كه رسول الله (ص) دوازده امام از ائمه گمراهی را دید كه بر منبرش نشستند و مردم را به پیشینیان باز می‌ گرداندند، دو مرد از قریش و ده نفر از بنی امیه. اولین ده نفر دوست تو عثمان است كه به دنبال خون اویی و تو و فرزندت و هفت نفر از فرزندان حكم ابن ابی عاص كه اولین آنان مروان است كه رسول الله (ص) حكم و همه فرزندانش را آنگاه كه پشت درب خانه پیامبر از زنان ایشان استراق سمع می‌ كرد، لعن نمود و تبعید كرد).كتاب سلیم ابن قیس ص ۳۰۸.

 

و خدای سبحان و متعال خودش را شاهد بر كفار به نبوت نبی اكرم (ص) می‌ گیرد اگر شهادتش را بخواهند و شهادت خدای سبحان و متعال جز از طریق رؤیا چگونه ممكن است؟

﴿وَیقُول الَّذینَ َ كَفرُوا َلسْتَ مُرْسَلا ُقلَ كَفى ِباللَّه شَهیدًا بَیني وَبَینَكُمْ وَمَنْ عنْدَهُ علْمُ اْلكتَاب﴾.
(و كافران گفتند رسول نیستی. بگو شهادت خدا برای من و آنكه نزدش علم كتاب است، بین من و شما كافی است).الرعد: ۴۳.

خدای متعال فرمود: ﴿سَنُریهمْ آیاتنَا فی الْآفَاق وَفي َأنْفُسِهمْ حَتَّى یتَبَینَ لهُمْ َأنَّهُ الْحَقُّ َأوَ لمْ یكْف برَبِّكَ َأنَّهُ عَلى كُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ﴾.
(به زودى نشانه‌ هاى خود را در افقهای (‌گوناگون) و در خودشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد كه او خود حقّ است. آیا كافى نیست كه پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟).فصلت: ۵۳.

خدای متعال فرمود: ( قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً)

(ای رسول(پس از اتمام حجت به امت) بگو خدا شاهد میان من و شما کافی است که او به احوال بندگانش آگاه و بصیر است)(اسراء:96)

خدای متعال فرمود: (ُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً)

(او خدائیست که رسول خود را با قرآن و دین حق به عالم فرستاد تا او را بر همه ادیان دنیا غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهی خدا کافیست) (فتح:28)

خدای متعال فرمود:(لَّـكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيداً)

(لیکن خدا به آنچه برای تو فرستاد گواهی دهد که به علم ازلی خود فرستاده و فرشتگان نیز گواهی دهند و گواهی خود، تو را کفایت است)(نساء:166).

و در روایات اهل بیت (ع) آمده است كه «انه الحق»، قیامِ قائم است و نشانه‌ هایی كه در آفاق و انفس می‌ بینند، همانگونه كه اهل بیت (ع) تبیین كرده‌ اند در آفاق، فتنه‌ ها و بلاء از آسمان است و در انفس مسخ است.

و آیات در آفاق ملكوتی یعنی آفاق آسمانها و در نفسهای آنان (رؤیا و مکاشفه) است و خدا به آنان آیات ملكوتی را می‌ نمایاند تا آنكه بدانند خروج قائم، حق است و آنكه با آنان سخن می‌ گوید این قائم است. (یعنی مهدی اول از مهدیین دوازده گانه) و این آیات، نشانه‌ هایی بر مهدی اول است و برای مردم آشكار می‌ كند كه او حقی از طرف پروردگارشان است.

و اما از احادیث رسول الله (ص):

ایشان به رؤیا به شدت توجه داشت و اهمیت می‌ داد تا آنجا كه هر روز پس از نماز صبح به اصحابش توجه می‌ كرد و می‌ پرسید (هل من مبشّرات هل من رؤیا)، (آیا بشارتی بر شما نرسید؟ آیا رؤیایی ندیدید؟).الكافی: ج ۸ ص ۹۰، بحار الأنوار: ج ۶۸ ص ۱۷۷.
و وقتی كسی از اصحابش رؤیایی نمی‌ دید می‌ فرمود: (هم اكنون جبرئیل نزد من بود كه می‌ گفت چگونه ما به سوی آنان برویم و به آنان رؤیا نشان دهیم و به سمت ناخن های آنان اشاره نمود، [كنایه از اینكه آنان مستحق دیدن بشارت نبودند]).

رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: (مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ بِي فِي نَوْمٍ وَ لَا يَقَظَةٍ وَ لَا بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة).
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: (هر كس مرا در خواب ببيند مرا ديده است، چرا كه شيطان نه در خواب و نه در بيدارى بصورت من و هيچ كدام از جانشينانم تا روز قيامت در نمى آيد).سليم بن قيس هلالى ص ۸۲۳. بحار الأنوار: ج ۳۰ ص ۱۳۲، دار السلام: ج ۱ ص۵۹.

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: (الرُّوْيَا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنْ النُّبُوَّةِ).
از ابو سعید خدری که همانا از رسول الله (ص) شنید که می فرمود: (رؤیای صالحه جزئی از چهل و شش جزء نبوت است).صحیح البخاري – كتاب التعبير – باب الرُّوْيَا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنَ النُّبُوَّةِ – ح ۷۰۷۵.

رسول خدا (ص)فرمودند : (هر کس مرا در خواب ببیند به درستی مرا دیده است چرا که شیطان نمی تواند به صورت من و هیچ کدام از جانشینانم در آید.) من لا یحضره الفقیه ، ج2 ، ص585

رسول خدا (ص) فرمودند : (هر کس مرا در خواب ببیند ، به راستی که مرا دیده است ، پس من به هر صورتی دیده می شوم.)بحارالانوار ، ج58 ، ص235

رسول خدا (ص) فرمودند : (رویای آخرالزمان به صاحب خود دروغ نمی گوید.) شرح اصول کافی ، ج11 ، ص476

رسول خدا (ص) فرمودند : (رویای صالحه بشارتی از خداوند است و آن جزئی از هفتاد جزء نبوت است) بحارالانوار ، ج85، ص192

فرموده های آل محمد (ع) در مورد رؤیا:

و عن المفيد في کتابه الاختصاص قال: قال الصادق (ع): (اذا كان العبد على معصية الله عز وجل واراد الله به خيراً اراه في منامه رؤيا تروعه فينزجر بها عن تلك المعصية).
امام صادق عليه السّلام فرمود: (چون بنده بر گناه باشد و خداوند عزّ و جلّ است خيرش را خواهد به او خوابى نمايد كه او را بترساند و از آن گناهش كنار كشد‏).بحار الانوار ج ۵۸ ص ۱۱۸.

امیرالمومنین ع فرمودند : (رویای مومن مانند کلامی است که پروردگار از نزد خویش بوسیله آن سخن می گوید.) کنزالفوائد ص211 – بحارالانوار ج58ص210

امام حسن عسگری (ع)  فرمودند : (به درستی که کلام ما در خواب مثل کلام ما در بیداری است.) سفینة البحار ، ج 10 ، ص199

و ...

آیا رؤیا فقط مخصوص اولیای الهی است؟

۱- داستان دو زندانی به همراه یوسف نبی (ع) و خداوند می فرماید: (وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ).

(و دو جوان با او به زندان در آمدند [روزى] يكى از آن دو گفت من خويشتن را [به خواب] ديدم كه [انگور براى] شراب مى‏ فشارم و ديگرى گفت من خود را [به خواب] ديدم كه بر روى سرم نان مى‏ برم و پرندگان از آن مى‏ خورند به ما از تعبيرش خبر ده كه ما تو را از نيكوكاران مى‏ بينيم).یوسف: ۳۶.

پس به آنان فرمود: (يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضِيَ الأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ).

(اى دو رفيق زندانيم اما يكى از شما به آقاى خود باده مى‏ نوشاند و اما ديگرى به دار آويخته مى‏ شود و پرندگان از [مغز] سرش مى‏ خورند امرى كه شما دو تن از من جويا شديد تحقق يافت).یوسف: ۴۱.

و رؤیا همانگونه که یوسف نبی (ع) خبر داده بود، در واقع تحقق یافت.

۲- رؤیای فرعون مصر: خدای متعال فرمود: (وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ).

(و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] ديدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏ خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگيده ديگر اى سران قوم اگر خواب تعبير مى ‏كنيد در باره خواب من به من نظر دهيد).یوسف: ۴۳.

و سبحان الله فرعون یکی از فراعنه ی کافر مصر به واقعیت رؤیا اقرار می کند؛ زیرا نمی خواهد خود را فریب دهد. پس کسانی که آنان را متخصص تفسیر و تأویل رؤیا می دانست، دعوت کرد اما به عدم معرفت و شناخت این امر اقرار کردند و تنها در گفتار مبالغه می کردند پس گم گشته به سر منزل نمی رسد تا اینکه امر تأویل به حاکم تعیین شده از سوی خداوند متعال برای این مقام می رسد پس مقصود رؤیا را دانسته و پاسخ می دهد و اقتصاد امپراطوری مصر را بر اثر رؤیای این کافر، بنا می سازد.

۳- رؤیایی که خداوند متعال در کتاب خویش ثابت کرده و آن را وحی نامیده است و آن رؤیای مادر موسی (ع) می باشد که فرمود: (وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ).

(و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو باز مى‏ گردانيم و از (زمره) پيمبرانش قرار مى‏ دهيم).القصص:۷.
و تفاسیر شیعه نیز آن را ثابت کرده و صاحب بحار الأنوار (علامه مجلسی) ذکر کرده که در آن اختلافی وجود ندارد.

 

رؤیا و ارتباط آن با صاحب امر:

عَنِ الْبَیزَنْطِيِّ قَالَ‏: (سَأَلْتُ الرِّضَا (ع) عَنْ مَسْأَلَةٍ لِلرُّؤْيَا فَأَمْسَكَ ثُمَّ قَالَ إِنَّا لَوْ أَعْطَيْنَاكُمْ مَا تُرِيدُونَ لَكَانَ شَرّاً لَكُمْ وَ أُخِذَ بِرَقَبَةِ صَاحِبِ هَذَا الْأَمْر).
احمد بن ابى نصر بزنطى گفت: (از امام رضا عليه السّلام در باره ی رؤیا سؤالى نمودم. حضرت از پاسخ دادن خوددارى كردند. سپس فرمود: اگر آنچه شما از ما می خواستيد به شما بدهيم يا بگوئيم براى شما بد بود و گردن صاحب الأمر به باد می رفت).مختصر بصائر الدرجات – الحسن بن سليمان الحلي ص ۱۰۴.

سؤال بزنطی در مورد رؤیا بود، و امام (ع) در پاسخ فرمود: [اگر آنچه شما از ما می خواستيد به شما بدهيم يا بگوئيم براى شما بد بود و گردن صاحب الأمر به باد می رفت,، و در اینجا واضح می شود که رؤیا ارتباط وثیقی با صاحب الأمر دارد.

عن عبد الله بن عجلان قال: (ذكرنا خروج القائم (علیه السلام) عند أبي عبد الله (علیه السلام) فقلت له: كيف لنا أن نعلم ذلك؟ فقال: يصبح أحدكم وتحت رأسه صحيفة عليها مكتوب طاعة معروفة).

و عبدالله بن عجلان گوید: (خروج قائم (ع) را نزد ابی عبدالله (ع) ذکر کردیم پس عرض کردم: چگونه از ایشان مطلع شویم؟ فرمودند: هر یک از شما صبح می کند در حالیکه زیر سر خود صحیفه ای می یابد که بر آن نوشته شده: طاعتش معروف است، بشنوید و اطاعت کنید).کمال الدین: ۵۶۴.
 و در این روایت روشن می شود که نحوه ی اطلاع صاحبدلان از امام (ع) از طریق رؤیا می باشد آن هنگام که شخص صبح کند و زیر سر خود صحیفه ای یابد و صحیفه کنایه از رؤیای صادقه است.

عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: (دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبَانٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) وَ ذَلِكَ حِينَ ظَهَرَتِ الرَّايَاتُ السُّودُ بِخُرَاسَانَ فَقُلْنَا مَا تَرَى فَقَالَ اجْلِسُوا فِي بُيُوتِكُمْ فَإِذَا رَأَيْتُمُونَا قَدِ اجْتَمَعْنَا عَلَى رَجُلٍ فَانْهَدُوا إِلَيْنَا بِالسِّلَاح‏).
ابى بكر حضرمىّ گفت: (من و ابان به خدمت امام صادق عليه السّلام رسيديم و اين به هنگامى بود كه پرچم‏ هاى سياه در خراسان ظاهر شده بود عرض كرديم نظر شما چيست؟ فرمود: در خانه خودتان بنشينيد هر وقت ديديد كه ما به گرد مردى گرد آمديم آن وقت با اسلحه به يارى ما قيام كند).غيبت شیخ نعمانی ص ۱۹۷.

 و گرد آمد ائمه (ع) در یک وقت و زمان امکان ندارد الا در عالم ملکوت توسط رؤیای صادقه. و اجتماع اهل بیت (ع) ممکن نیست؛مگر بعد از به شهادت‌رسیدن آن‌ها. به دو دلیل:

اولین دلیل: آنها در یک زمان زندگی نمی‌کرده‌اند.

دومین دلیل: یاری‌کردن او، با سلاح که این موضوع جز برای قائم (ع) یا کسی نماینده اوست نمی‌باشد.

پس اجتماع اهل بیت نمی‌تواند جز با رؤیای صادقه باشد.

اما تفسیر برخی از فقها که می‌گویند: کسانی که دور قائم (ع) جمع می‌شوند، همان سادات هاشمی هستند، این سخنشان مرده را به خنده وا می‌دارد. چگونه ممکن است؟ درحالی که خیلی از آن‌ها دشمنی خود را با اهل بیت (ع) را اعلام کردند؟

واین تنها نمونه‌ای از این دشمنی است: ابی‌خالد کابلی نقل می‌کند: (از شهادت امام سجاد (ع) پیش امام باقر (ع) رفتم و گفتم: جانم به فدای شما، شما دلبستگی و اُنسم به پدرتان و دوری‌جُستنم از مردم را خوب می‌دانید.

امام فرمودند: «ابا‌خالد! راست گفتی. چه می‌خواهی؟ بفرما. گفتم: جانم به فدای شما. پدرتان، صاحب الامر را به گونه‌ای برایم توصیف کردند که اگر روزی او را در راهی ببینم، دستش را خواهم گرفت.

امام فرمودند: ابا خالد! دیگر چه می‌خواهی؟ گفتم: می‌خواهم نام او را بگویید تا با نامش او را بشناسم.

امام فرمودند: اباخالد! به خدا قسم! سؤال سنگینی از من پرسیدی. درباره امری پرسیدی که به هیچ‌کس نخواهم گفت و اگر قرار بود به کسی بگویم، به تو می‌گفتم. درباره چیزی از من پرسیدی که اگر فرزندان فاطمه (سادات) او را می‌شناختند، به او طمع می‌کردند و او را تکه‌تکه می‌کردند.)

و در واقع بسیاری از مؤمنان به دعوت مبارک از کشورها و از ادیان و مذاهب مختلف توسط رؤیاهای صادقه به پیامبران و رسول الله (ص) و ائمه (ع) حقانیت وصی و فرستاده ی امام مهدی (ع)، امام احمد الحسن (ع) برای آنها ثابت شد. بنابراین این تواتر رؤیاها چیست که اولیای خدا برای صاحب حق در عالم ملکوت گواهی می دهند؟

 

استخاره

از دیگر دلایل اثبات حقانیت امام احمد الحسن (ع) به اینکه وی وصی و فرستاده ی امام مهدى علیه اسلام است استخاره با قرآن در مورد حقانیت وی است که خداوند متعال در قرآن به ایشان شهادت می دهد.
مسلماً تمامی مردم در مسأله ی روایت و غیره تخصصی ندارند و متحیر می مانند لذا این یکی دیگر از دلایل تأیید حقانیت امام احمد الحسن (ع) می باشد.

آیا تا الان کسی را دیده اید که بگوید درباره ی من از خدا بوسیله ی شهادت عالم ملکوت و شهادت قرآن سؤال کنید؟؟؟ آیا این دلیلی بر حقانیت ایشان (ع) نمی باشد؟؟؟

از آنجا که استخاره نوعی پرسش و درخواست بنده از پروردگار می باشد و خداوند می فرماید: (وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)، (هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است).الطلاق:۳.

پس استخاره دلیلی برای تشخیص مصداق (حق) می باشد، پس ما می گوییم: قانونی که خداوند برای معرفت و شناخت حجت خویش بر زمین قرار داده، نص (وصیت) و علم و پرچم (بیعت برای خدا) است. و آل محمد (ع) این قانون را برای ما آشکار کردند و آن شیوه و روش شناخت حجت خدا در هر زمان می باشد.

و آگاه باشید که خداوند تبارک و تعالی، مؤید صاحب حق در عالم غیب همچون مکاشفه و شهود، الهام به قلب، شنیدن ندا و دیدن رؤیای صادقه می باشد، و حقانیّت او را بواسطه ی قرآن یا استخاره تأیید می کند؛ زیرا قرآن و خلیفه ی الهی تا روز قیامت، هرگز از هم جدا نمی شوند، پس قرآن به خلیفه ی الهی هدایت می کند و خلیفه ی الهی به قرآن؛ و خداوند می فرماید: (إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً)، (قطعاً اين قرآن به [آيينى] كه خود پايدارتر است راه مى ‏نمايد و به آن مؤمنانى كه كارهاى شايسته مى ‏كنند مژده مى‏ دهد كه پاداشى بزرگ برايشان خواهد بود).الإسراء:۹.

و آنچه از اهل بیت (ع) روایت شده این است که هر کس خواهان تکلم و صحبت با پروردگار باشد، دعا کند و هر کس می خواهد که خداوند با او صحبت کند، استخاره کند و استخاره از امور غیبی می باشد. و خداوند سبحان در کتاب کریم خویش روایات بسیاری را ذکر می کند که بر ایمان به غیب تأکید می کند از جمله فرموده های او: (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ)، (و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند).البقرة:۳.

و متعال فرمود: (الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ)، ([همان] كسانى كه از پروردگارشان در نهان مى ‏ترسند و از قيامت هراسناكند).الأنبياء:۴۹.

و می فرماید: (إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ)، (تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مى ترسند و نماز برپا مى‏ دارند هشدار مى‏ دهى).فاطر:۱۸.

و می فرماید: (إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ)، (بيم دادن تو تنها كسى را [سودمند] است كه كتاب حق را پيروى كند و از [خداى] رحمان در نهان بترسد [چنين كسى را] به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده).يس:۱۱.

و فرمود: (مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ)، (آنكه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبه كار [باز] آيد).ق:۳۳.

و فرمود: (إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ)، (كسانى كه از پروردگارشان در نهان مى‏ ترسند برایشان مغفرت و پاداش بزرگی است).

پس تمام این آیات قرآنی بر ایمان به غیب و رضایت و خشنودی خداوند سبحان در مورد کسانی که به آنچه که بر زبان رسولش نازل کرده، ایمان می آورند دلالت می کند، و در آنچه که اهل بیت (ع) ذکر کرده اند، آمده که هر کس خواستار رضا و خشنودی الهی باشد پس بر اوست که به فرموده ها و اعمال و اقرارشان، تمسک جوید و از جمله ی این اعمال و فرموده ها و اقرار بسیار، ما تنها به بر گرفتن طرفی از آنها بسنده خواهیم کرد و آن از جانب استخاره می باشد: جائیکه استخاره، نوعی درخواست بنده از خداوند می باشد پس این امر مستلزمِ توکل بنده بر خالق خویش است و حُسن ختام و ظن را در آنچه که خداوند برای او رقم زده، مقدم می دارد و در دعایی از امام صادق (ع) آمده است: (اللهم اجعلني اخشاك كأني اراك، واسعدني بتقواك، ولا تشقني بمعاصيك، وخر لي في قضاءك، حتى لا احب تعجيل ما اخرت، ولا تأخير ما عجلت).

(بار خدايا مرا از خـود تـرسـان كـن چـنـانـكـه گـويـا تو را به چشم ببينم و با تقواى نسبت به خودت مرا سـعادتمند گردان، و بوسيله ی نشاط در نافرمانيت مرا بدبخت مكن، و خير و سعادت مرا در حكم خود بخواه، و قضا و قدر خود را بر من مبارک گردان تا بدانجا كه پس افتادن آنچه را در آن شتاب دارى دوست نداشته باشم، و شتاب در آنچه پس افتادنش را خواهى نخواهم).اصول کافی ج۴ ص۳۶۸ روایت۱.

 امام صادق (ع) می فرمايد: (همانگونه كه سوره های قرآن را ياد می گرفتيم استخاره را همانگونه ياد می گرفتيم. و برای من فرقی نمی كرد اگر استخاره گرفتم بر چه وجهی قرار می گرفت).وسائل ‏الشيعةج۱ص۶۷ / بحارالأنوارص۲۲۵ج۸۸ / فتح‏ الأبواب ص۱۵۹.
و نيز مى فرمايد: (هر كس استخاره خدا را قبول كند و به آنچه خدا برای او خواسته راضى باشد، خداوند برای او خير خواهد).وسائل ‏الشيعة ج۱ ص۶۳ / وسائل‏ الشيعةج۷ ص۸۰ / الكافي ص۲۴۱ ج۸ / بحارالأنوار ص۲۵۶ ج۸۸.

و در مورد امام احمد (ع) استخاره در روایات وارد شده است که در باره ی وی استخاره کنید.
در غیبت نعمانی ص ۲۲۲ امام علی (ع) می فرماید: (اگر در مورد وی متحیر شدید با قرآن در مورد حقانیت استخاره گیرید).

استخاره در مورد قائم يا مهدى (ع)

جاء رجل إلى أمير المؤمنين (عليه السلام)، فقال له: (يا أمير المؤمنين، نبئنا بمهديكم هذا؟ فقال: إذا درج الدارجون، وقل المؤمنون، وذهب المجلبون، فهناك هناك. فقال: يا أمير المؤمنين، ممن الرجل؟ فقال: من بني هاشم، من ذروة طود العرب وبحر مغيضها إذا وردت، ومخفر أهلها إذا أتيت، ومعدن صفوتها إذا اكتدرت، ولا يجبن إذا المنايا هلعت ولا يخور إذا المنون اكتنعت، ولا ينكل إذا الكماة اصطرعت، مشمر مغلولب، ظفر ضرغامة، حصد مخدش ذكر، سيف من سيوف الله، رأس، قثم، نشؤ رأسه في باذخ السؤدد، وعارز مجده في أكرم المحتد، فلا يصرفنك عن بيعته صارف عارض، ينوص إلى الفتنة كل مناص، إن قال فَشَرَ قائل، وإن سكت فذو دعائر. ثم رجع إلى صفة المهدي (عليه السلام) فقال: أوسعكم كهفاً، وأكثركم علماً؛ وأوصلكم رحماً، اللهم فاجعل بعثه خروجاً من الغمة، واجمع به شمل الأمة، فإن خار الله لك فاعزم، ولا تنثن عنه إن وفقت له، ولا تجوزن عنه إن هديت إليه، هاه – وأومأ بيده إلى صدره شوقاً إلى رؤيته).
سليمان بن بلال گويد: امام صادق عليه السّلام از پدر خود و او از پدر خويش و او از حسين بن علىّ عليهم السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: (مردى نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و به او عرض كرد: اى امير مؤمنان ما را از مهدى خود آگاه كنيد، پس آن حضرت فرمود: هنگامى كه رفتنى ‏ها بروند و منقرض شوند و مؤمنان اندک شوند و آشوبگران از ميان بروند پس همان وقت همان وقت است، آن مرد عرض كرد: اى امير مؤمنان اين مرد از كدام قوم است؟ فرمود: از بنى هاشم از بلند مقام‏ترين طوائف عرب است و از دريائى كه از هر سو آبها بر آن سرازير است، اما نگاهى كه پناهگاه پناه‏جويان است و معدن زلال آن است بدان گاه كه همه تيره و ناصفا شوند، هنگامى كه مرگ شبيخون زند او را ترسى در دل نباشد و چون مرگ روى نمايد سستى و ناتوانى از خود نشان ندهد، و در ميدان نبرد و زور آورى آنجا كه دليران پشتشان به خاک آيد، عقب ‏نشينى نكند، دامن همّت به كمر زده و پر جمعيّت و پيروزمند و شير بيشه شجاعت باشد كه ريشه‏ كن‏ كننده ی ستمگران، پشتوانه ‏اى استوار و مردانه و شمشيرى از شمشيرهاى خدا باشد، سالار و پر خيرى است كه بزرگ‏ شده ی خاندان جلالت و شرف است، و ريشه ی مجد و بزرگواريش در اصيل‏ ترين ريشه‏ ها باشد، پس تو را هيچ موجب انصرافى- آن كسى كه به سوى هر فتنه‏ اى شتابان بگريزد و آن كس كه اگر سخن بگويد بدترين سخنگو است، و اگر خاموش نشيند خباثت‏ ها و فسادها در اندرون دارد- از بيعتش منصرف نكند. سپس آن حضرت به توصيف مهدى عليه السّلام بازگشت و فرمود: ساحت و درگاهش از همه ی شما گشاده ‏تر، و دانش او از همه شما فزونتر است، و خويشان و نزديكان را بيش از همه ی شما سركشى مى‏ كند و حفظ پيوستگى مى ‏نمايد. پروردگارا برانگيخته شدن او را مايه ی به درآمدن و سر رسيدن دلتنگى و اندوه قرار ده و به واسطه ی او پراكندگى امّت را جمع ساز، پس اگر خداوند براى تو خير (توسط استخاره) خواست پس عزم خود استوار گردان و اگر در راه رسيدن به خدمت او توفيق يافتى از او به ديگرى باز مگرد، و هر گاه به سويش راه يافتى از او در مگذر، (پس از اين سخنها) آه برآورد- و در اين حال با دست خويش به سينه ی خود اشاره نمود- و فرمود: چه بسيار به ديدن او مشتاقم).كتاب الغيبة – محمد بن إبراهيم النعماني – ص ۲۲۲ – ۲۲۱.

مسلماً همانطور كه در بالا اشاره شد تمامی مردم در مسأله‌ ی بررسی روايات و غيره گمان می كنند چون تخصص ندارند، لذا نمی توانند حقانيت اين موضوع را از طريق روايات درک كنند و لذا متحير می مانند. لازم به ذکر یک مسأله ی مهم می باشد که امام (ع) در روایات فوق در نحوه ی شناخت امام مهدی (ع) ابتدا قانون شناخت حجت الهی را تقدیم کردند که همان [وصیت و علم و دعوت به حاکمیت خدا] است، سپس راه حل دیگری در هنگام عدم شناخت آن مرد از امام مهدی (ع) تقدیم کردند.

پس امام (ع) در روایت فوق با نص ایشان [امام مهدی (ع)] را معرفی نمود و امر به اطاعتش فرمود و سپس ایشان را اعلم معرفی کرد.

استخاره به قرآن از روشهای امداد غيب خداوند نسبت به بندگان می باشد كه خداوند متعال هر بنده اى را كه بخواهد با آن تأييد می كند، و ما وراى قدرت بشر می باشد، و شما اى بندگان مسلمان به قرآن پناه ببريد و از خداوند نصيحت بخواهيد چونكه قران ناصح امين می باشد، و عجيب است كه انسان از خداوند خواستار نصيحت باشد و سپس به خداوند تهمت بزند، سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.

از امام صادق سؤال شد: (گرامی ترين بندگان در نزد خداوند متعال كيست؟ حضرت فرمود: كسی كه بيشتر به ياد خدا بوده و ييشتر از همه مطيع او باشد. سؤال شد پس مبغوض‌ ترين و منفور ترين بندگان نزد خداوند كيست؟ آن حضرت فرمود: كسی كه خدا را متهم می كند! راوی سؤال كرد: آيا امكان دارد كسی خدای خود را متهم كند!؟ امام فرمود بله؛ كسی كه استخاره كرده و آنچه خيرش بوده پيش آمده ولی او اكراه دارد از آنچه پيش آمده و از نتيجه ی استخاره عصبانی و غضبناک است اين چنين فردی است كه خدای خود را متهم می كند).وسائل الشيعة ج: ۸ ص: ۸۰.

بنابراين، اين روش اثبات از ساده‌ ترين و محكم‌ ترين دلايل تأييد حقانيت امام احمد الحسن (ع) می باشد.
آيا تا الان كسی را ديده ايد كه بگويد درباره ی من از خدا بوسيله ی شهادت عالم ملكوت و شهادت قرآن سؤال كنيد؟؟؟ آيا اين خود بالاترين دليل بر حقانيت ايشان (ع) نمی باشد؟؟؟

اما آيا با استخاره به قرآن می توان حجت الهی را شناخت و آيا اين موضوع در روايات اهل بيت (ع) سابقه ای دارد؟
علی بن معاذ گفت من به صفوان بن يحيی گفتم چگونه بر (امامت) علی [يعنی امام رضا (ع)] مطمئن شدی، گفت: نماز خواندم و دعاء كردم و استخاره كردم و بر ايشان اطمينان پيدا كردم).كتاب غيبت شيخ طوسی ص ۵۵.

و در مورد يمانی (ع) در روايتی از مولا علی (ع) استخاره نيز وارد شده است كه اگر درباره‌ ی وی استخاره كرديد و خدا برای شما نسبت به حقانيت ايشان، خير خواست، هرگز او را رها نكنيد، همانطور که در روایت سابق آن را نقل کردیم.

و الحمد لله وحده، وحده، وحده

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف