wrapper

آخرین اخبار

پاسخ به شبهات شیعیان

پاسخ به شبهات شیعیان (31)

آیا پیروان سید احمدالحسن به 13 امام اعتقاد دارند؟

یکی از جولانگاه‌های معاندین دعوت یمانی آل محمد (ع)، کلمه امام است که‌ متأسفانه برخی بی‌توجهی‌ها نیز به آن دامن می‌زند و زیاد دیده‌ می‌شود که‌ اشخاصی بدون تحقیق درست و حتی بدون رعایت شرایط سؤال، وارد این موضوع خاص می‌شوند و دانسته یا ناآگاه به یمانیون می‌گویند "شما به امام سیزدهم معتقدید".

اما حقیقت چیست؟

برای تبیین این مسئله ابتدا باید ببینیم معنای کلمه امام چیست؟ و چند شکل دارد؟

امام یعنی:

پیش، جلو، رو به رو (فرهنگ عمید)؛

پیشوا، پیر، شیخ (فرهنگ فارسی معین).

حال ببینیم این کلمه در فرهنگ دینی و قرآنی به چه معانی آمده ‌است؟

برای لفظ امام از لحاظ دینی چهار معنا قابل تصور است:

۱- معنای اخص

۲- معنای خاص

۳- معنای عام

۴- معنای اعم

۱- معنای اخص کلمه امام، همان دوازده امام شیعه یعنی از امام علی (ع) تا امام زمان (ع) است. امام باقر (ع): (نحن اثنا عشر اماما منهم حسن و حسین ثم الائمة من ولد الحسین).[1]

۲- معنای خاص کلمه امام، شامل پیشوایان الهی می‌شود، ولی با درجه‌ای کمتر از ائمه اهل‌بیت علیهم السلام‌. مثلا خداوند حضرت ابراهیم (ع) را در قرآن امام خطاب کرده است.

وَ إِذِ اِبْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لاٰ يَنالُ عَهْدِي اَلظّالِمِين[2]

و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود، و وى آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشواى مردم قرار دادم.» گفت و از دودمانم  فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمى رسد.»

البته مقام مهدیین از مقام انبیاء علیهم السلام و ابراهیم (ع) بالاتر است، بلکه آنها والامرتبه‌ترین خلفای خدا بعد از دوازده امام علیهم السلام هستند.

۳- معنای عام امام: در معنای عام، کلمه امام شامل پیشوایان غیر معصوم مثل امام جماعت و مسجد می‌شود.

۴- امام به معنای اعم شامل هر نوع پیشوایی چه پیشوای هدایت و چه پیشوای گمراهی می‌شود:

وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى اَلنّارِ وَ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ[3]

و آنان را پیشوایانى که به سوى آتش مى خوانند گردانیدیم، و روز رستاخیز یارى نخواهند شد.

حال ببینیم یمانیون آیا به سیزده امام یا امام سیزدهم اعتقاد دارند؟

انصار یمانی به معنای اخص کلمه امام، به دوازده امام معتقد هستند، اما در عین حال به معنای خاص کلمه امام، همچنانکه به حضرت ابراهیم‌ خلیل‌الرحمن هم امام می‌گویند، به دوازده مهدی یا همان مهدیین از نسل امام حسین (ع) هم امام می‌گویند و از این عقیده حق و مستند به قرآن و احادیث هیچ ابایی ندارند.

اما حُسن ختام این مطلب با چند روایت که مهدیین را امام معرفی کرده‌است:

مولای متقیان امیر مؤمنان علی (ع) هنگامی که درباره قائم (مهدی اول) سخن می‌گفت فرمود:

یا ابا العباس انت امام الناس.[4]

ای پدر عباس، تو امام مردم هستی.

(اللهم كن لوليك، القائم بأمرك، الحجة، محمد بن الحسن المهدي، عليه و على آبائه أفضل الصلاة و السلام، في هذه الساعة و في كل ساعة، وليا و حافظا و قاعدا، و ناصرا و دليلا و مؤيدا، حتى تسكنه أرضك طوعا، و تمتعه فيها طولا و عرضا، و تجعله و ذريته من الأئمة الوارثين).[5]

امام زمان (ع):

(....وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ (امام زمان عج) وَ وُلَاةِ عَهْدِكَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فِي أَعْمَارِهِمْ وَ زِدْ فِي آجَالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ أَقْصَى آمَالِهِمْ دِيناً وَ دُنْيَا وَ آخِرَةً- إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير).[6]

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد مهدیین مقالات زیر را مطالعه نمائید :

مهدیین (ع) حافظان دین خدا و بر پا کنندگان دولت عدل الهی

ائمه و مهدیین علیهم السلام قوام و هدایت کنندگان

مهدیین (ع) خلفای رسول الله (ص) و ائمه نیز می‌باشند

مهدیین (ع) از فررندان امام مهدی (ع) – (اثبات ذریه)

وصیت مقدس رسول الله (ص) و دلایل ایمان و قبول آن و اقرار به مهدیین (ع)

مهدیین (ع) در دعاها و روایات اهل بیت علیهم السلام

مهدیین در قرآن

 

پی نوشت ها:

[1]- کافی ج۱/ ص۲۴۷ ج2.

[2]- بقره: 124.

[3]- قصص: 41.

[4]- الزام الناصب، ج2، ص197.

[5]- الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)/ ج‏1/191/ فصل(26) فيما نذكره مما يختم به كل ليلة من شهر رمضان.....  ص:190.

[6]- الغيبة الطوسي ص273. بحار الأنوار ج52 ص17. دلائل الامامة ص300. مستدرك الوسائل ج16 ص89. إثبات الهداة ج3 ص685. بحار الأنوار ج94 ص78. جمال الاسبوع السيد بن طاووس ص494. المصباح الكفعمي ص546. مفاتيح الجنان اعمال روز جمعه در صلوات ضراب اصفهاني.

 

ادامه مطلب...

اگر دو رویای متناقض توسط دو فرد دیده شود چه باید کرد؟

اگر روایت دو شخص از رؤیایی که ادعای دیدن آن را دارند تناقض پیدا کرد؟

پاسخ: اگر روایت دو شخص از دو رؤیا که ادعای دیدن آن‌ها را دارند تناقض پیدا کرد، یا یکی از رؤیاها یا هر دو کذب هستند، یا اینکه یکی از اشخاص یا هر دوی آنان دروغگو‌اند! از آنجا که تعداد رویاهای انصار که به حقانیت دعوت مبارک یمانی شهادت می‌دهند، از صدها و هزاران می‌گذرد، امری غیر عاقلانه است، بگوییم بر دروغ و کذب اجتماع کرده باشند؛ زیرا آنان از کشورهای مختلف و عقائد گوناگون هستند و اجتماعشان بر دروغ و کذب امری غیرعاقلانه است؛ پس دیگر حرفی باقی نمی‌ماند جز اینکه کسی که گفته من رؤیایی ضد دعوت دیده‌ام، کذاب باشد؛ زیرا گفته او با حقیقتی یقینی، تناقض دارد و آن رؤیاهای متواتری است که هم دست شدن راویان آن‌ها بر کذب امکان‌ناپذیر است.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر مقالات زیر را مطالعه نمائید :

حجیت رویای صادقه در کلام سید احمد الحسن (ع)

جایگاه رویای صادقه و استخاره

ادامه مطلب...

شبهه حجیت رویای یوسف نبی به علت عصمت او بوده است؟!

کسی که بگوید رؤیای یوسف نبی (ع) یا رؤیای امام موسی (ع) حق است؛ زیرا آنان معصوم هستند، پس چگونه این مطلب (رؤیا راهی برای شناخت مصداق خلیفه الهی) را به رؤیای غیر معصوم تعمیم دادید؟  

پاسخ : ما به فعل معصوم (یعقوب) احتجاج کردیم. در حالی که او پیامبر است، یعنی ما به دانستن رؤیای ایشان (ع) به عنوان راهی برای تشخیص خلیفه خدا احتجاج کردیم و نه به خود رؤیا! و معصوم (ع) مردم را از حق خارج نمی‌سازد و وارد باطل نمی‌کند.

و هم‌چنین به اقرار قرآن به این عمل، احتجاج کردیم، به دلیل این‌که فعل یعقوب (ع) و دانستن رؤیا به عنوان دلیل وی را حکایت کرده و این داستان را در آغاز سوره، مدح و ستايش کرد. خداوند می‌فرماید: (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ)، (ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مى‏كنيم). پس اگر باطل می‌بود، مدح این فعل یا حداقل اهمال آن، فریب دادن به باطل می‌بود و منزه است خداوند سبحان که بندگان خود را فریب دهد و يا گول زند، پس آشکار شد که فعل یعقوب (ع) حق و یقین بوده و این امر در قرآن کریم از محکمات است و هیچ قیمت و اعتباری برای هر گونه رأیی که مخالف نصّ محکم و آشکار قرآن باشد، نیست.

 

فرمودۀ رسول‌الله (ص) به اینکه رؤیا طریق ایمان به او و راه تشخیص حجت خدا است:

رسول‌الله (ص) اقرار کرده‌اند که رؤیا راهی برای هدایت و ایمان است؛ زیرا ایمان خالدبن سعیدبن‌عاص اموی (که معصوم نیست) پذیرفته و به آن اقرار کردند و آن به دلیل رؤیایی بود که ولید ايشان (پیامبر (ص)) را در آن دیده بود، و آن داستان مشهوری نزد اهل سنت و شیعه است..[1]

و این قصه را سید بحر العلوم به صورت خلاصه، در کتاب خود «فوائد رجالیه» نقل می‌کند: خالد بن سعید بن عاص: ابو سعید از نجبای بنی امیه، از نخستین پیشگامان و متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین (ع) بود و علت اسلام آوردنش این بود که او در عالم رؤیا دید که آتشی برافروخته شده، و پدرش می‌خواست او را در آن بیندازد، اما ناگهان رسول‌الله (ص) می‌آید و او را به سمت خود کشیده و از آن آتش رها می‌کند. هنگامی که از خواب بیدار شده و صدق خوابش را شناخت، با شتاب به سوی رسول‌الله (ص) رفت تا اسلام خویش را بر رسول‌الله (ص) عرضه بدارد، در میان راه ابوبکر را می‌بیند و رؤیای خود را برای او تعریف می‌کند و ابوبکر نیز به همراه او خدمت رسول‌الله (ص) آمده و اسلام آوردند... .[2] 

هم‌چنین این داستان ایمان مردی یهودی است که موسی‌بن‌عمران (ع) را در عالم رؤیا می‌بیند که خلیفه خدا و حجتش در آن زمان، محمد، رسول‌الله، (ص) را بدو معرفی می‌کند. سید بروجردی و شیخ علی یزدی حائری در کتاب خود، الزام الناصب و غیره نقل می‌کند: جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: جندل بن جناده بن جبیر یهودی بر رسول‌الله (ص) وارد شده، گفت:... من دیشب موسی بن عمران (ع) را در خواب دیدم که به من فرمود: ای جندل، به دست محمد، خاتم انبیاء، (ص) اسلام آور و به اوصیای بعد از او متمسک شو. گفتم: اسلام آوردم! پس حمد و سپاس از آن خداوند است که اسلام آوردم و مرا به تو هدایت کرد... .[3]

پس رسول‌الله (ص) ایمان خالد بن سعید بن عاص (در حالی‌که معصوم نیست) را می‌پذیرد و به رؤیای شخص یهودی (که او نیز معصوم نیست) اقرار می‌کند و منکر آن نمی‌شود و با این اقرار آشکار می‌کند که رؤیا حقی از جانب خداوند است و راه هدایت و ایمان در دین الهی است که برای همه خلق گشوده است؛ زیرا اگر سکوت در برابر چنین امری، در صورت باطل بودن آن، به معنای فریب دادن به باطل است و حاشا! درود خداوند بر او و خاندانش، از اینکه مردم را در باطل وارد کند یا از حق خارج سازد.

ثابت شد که رؤیا به عنوان راه شناخت خلیفه خدا حقی‌است که هیچ شکی در آن نیست.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر مقالات زیر را مطالعه نمائید :

حجیت رویای صادقه در کلام سید احمد الحسن (ع)

جایگاه رویای صادقه و استخاره

 

پی نوشت ها :

[1]- ر.ک. طبقات بن سعد: ج4، ص 94، و فوائد الرجالیة: سید بحر العلوم، ج2، ص325.

[2]- الفوائد الرجالیة (عربی): سید بحر العلوم، ج 2، ص 325.

[3]- بحار الأنوار: مجلسی، ج36، ص305-304؛ جامع احدیث الشیعة: السید البروجردي، ج 14، ص 565؛ الزام الناصب: الشیخ الیزدي الحائری، ص 175؛ و هم‌چنین صاحب مکیال المکارم و دیگر منابع این داستان را نقل کرده‌اند.

ادامه مطلب...

شبهه من خواب در تکذیب شما دیدم؟

گوینده‌ای گوید: بارها در تکذیب شما آمده و یا اینکه چندین بار خواب دیده‌ام در اینکه شما صادق نیستید.

پاسخ : بدان که رؤیا به عنوان دلیلی بر تشخیص مصداق عقیدۀ خلافت خدا بر زمین، امری است که خداوند در قرآن آن را بیان کرده است، و یعقوب، پیامبر معصوم رؤیا را طریقی برای معرفت و شناخت صاحب حق  خلیفه خدا و حجت او بعد از خود و وصی‌اش یوسف (ع) می‌داند. قرآن رؤیا را به عنوان طریق معرفت و شناخت خلیفه خدا بر زمین تأییدکرده و بدان تشویق نموده و آن را بهترین حکايت‌ها و داستان‌ها نامیده است. خداوند می‌فرماید:

﴿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقرآن وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِين* إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ *قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ * وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الأحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيم﴾؛

ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مى‏كنيم و تو قطعاً پيش از آن از بیخبران بودى * [ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم. ديدم [آن‌ها] براى من سجده مى‏كنند *[يعقوب] گفت اى پسرک من، خوابت را براى برادرانت ‏حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏ انديشند؛ زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است * و اين چنين پروردگارت تو را برمى‏ گزيند و از تعبير خواب‌ها به تو مى‏ آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام مى‏ كند همان گونه كه قبلاً بر پدران تو ابراهيم و اسحاق تمام كرد در حقيقت پروردگار تو داناى حكيم است.([1])

پس اگر فرموده یعقوب (ع): ﴿وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الأحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾؛ (و اين چنين پروردگارت تو را برمى‏گزيند و از تعبير خواب‌ها به تو مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام مى‏كند همان گونه كه قبلاً بر پدران تو ابراهيم و اسحاق تمام كرد. در حقيقت، پروردگار تو داناى حكيم است). باطل بود، قطعاً خداوند آن را انکار می‌کرد و بطلانش را آشکار می‌ساخت، بلکه خداوند سبحان نیز بدان اقرار کرده و آن را (احسن القصص،نيكوترين سرگذشت) نامید.

هم‌چنین این امر با امام موسی بن جعفر (ع)که رؤیا دید و گواه بر امامت امام رضا (ع) بعد از ایشان بود، تکرار شد:

عن يزيد بن سليط الزيدي، قال: (لقينا أباعبدالله (ع) في طريق مكة ونحن جماعة فقلت له: بابي أنت وأمي؛ أنتم الأئمة المطهّرون، والموت لا يعرى أحد منه فأحدث إليَّ شيئاً ألقيه من يخلفني. فقال لي: نعم هؤلاء وُلدي وهذا سيدهم - وأشار إلى ابنه موسى (ع)- وفيه العلم والحكم والفهم والسخاء والمعرفة بما يحتاج الناس إليه فيما اختلفوا فيه من أمر دينهم، وفيه حسن الخلق وحسن الجوار، وهو باب من أبواب الله تعالى (عز وجل). وفي أخرى: هي خير من هذا كلّه. فقال له أبي: وما هي بأبي أنت وأمي ؟ قال: يخرج الله منه (عز وجل) غوث هذه الأمة وغياثها وعلمها ونورها وفهمها وحكمها وخير مولود وخير ناشئ، يحقن الله الدماء، ويصلح به ذات البين، ويلم به الشعث، ويشعب به الصدع، ويكسو به العاري، ويشبع به الجائع، ويؤمن به الخائف، وينزل به القطر، ويأتمر العباد، خير كهل وخير ناشئ، يبشر به عشيرته أوان حلمه، قوله حكم، وصمته علم ، يبيّن للناس ما يختلفون فيه. قال: فقال أبي: بأبي أنت وأمي فيكون له ولد بعده ؟ فقال: نعم. ثم قطع الكلام. وقال يزيد: ثم لقيت أبا الحسن - يعني موسى بن جعفر (ع)- بعد فقلت له: بأبي أنت وأمي، إني أريد أن تخبرني بمثل ما أخبرني به أبوك، قال: فقال: كان أبي (ع) في زمن ليس هذا مثله. قال يزيد، فقلت: من يرضى منك بهذا فعليه لعنة الله، قال: فضحك، ثم قال: أخبرك يا أبا عمارة، إني خرجت من منزلي فأوصيت في الظاهر إلى بني فأشركتهم مع ابني علي وأفردته بوصيتي في الباطن، ولقد رأيت رسول‌الله (ص) في المنام و أميرالمؤمنين (ع) معه، و معه خاتم و سيف و عصا و کتاب و عمامة فقلت له: ما هذا؟ فقال: أمّا العمامـة فسلطان [الله] تعالى (عز وجل)، و أمّا السيف فعزّة الله (عز وجل)، و أمّا الكتاب فنور الله (عز وجل)، و أمّا العصا فقوّة الله (عز وجل)، و أمّا الخاتم فجامع هذه الأمور. ثم قال: قال رسول‌الله (ص) و الأمر يخرج إلى علي ابنك. قال، ثم قال: يا يزيد إنّها وديعة عندك فلا تخبر إلا عاقلا أو عبداً امتحن الله قلبه للإيمان أو صادقاً، و لا تكفر نعم الله تعالى، و إن سئلت عن الشهادة فادّها، فإنّ الله تعالى يقول: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا﴾[2] و قال الله(عز وجل): ﴿وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ﴾[3] فقلت: والله ما كنت لأفعل هذا أبداً. قال: ثم قال أبوالحسن (ع): ثم وصفه لي رسول‌الله (ص) فقال علي ابنك الذي ينظر بنور الله، ويسمع بتفهيمه، وينطق بحكمته، يصيب ولا يخطى، ويعلم ولا يجهل، وقد ملئ حكماً وعلماً، وما أقل مقامك معه ! إنّما هو شيء كان لم يكن، فإذا رجعت من سفرك فأصلح أمرك وافرغ مما أردت فإنّك منتقل عنه ومجاور غيره، فاجمع ولدك واشهد الله عليهم جميعاً وكفى بالله شهيداً. ثم قال: يا يزيد إني أؤخذ في هذه السنة وعلي ابني سمي علي بن أبي طالب (ع)، وسمي علي بن الحسين (ع)، أُعطي فهم الأول وعلمه ونصره وردائه وليس له أن يتكلّم بعد هارون بأربع سنين، فإذا مضت أربع سنين فأسأله عمّا شئت يجيبك إن شاء الله تعالى.[4]

یزیدبن سلیط زیدیّ گوید: «من و همسفرهایم به امام صادق (ع) در راه مکّه برخورد کردیم، من به حضرت عرض کردم: مادر و پدرم فدای شما! شما همگی، امام و مطهّر هستید، و کسی را از مرگ راه نجات نیست، لطفا برایم (در مورد امام بعد از خود) مطلبی بفرمائید تا من به فرزندان و اقوام بعد از خودم، بازگویم، حضرت فرمودند: بسیار خوب، اینان فرزندان من هستند و او از همه برتر است- و به فرزندشان حضرت موسی (ع) اشاره فرمود- او دارای علم، حُکم و حکمت، فهم، و سخاوت است و آنچه را مردم در مسائل مورد اختلاف دینی، بدان نیاز دارند آگاه است، حسن خلق و حسن همسایگی دارد، او دری است از درهای خداوند- عزّ و جلّ- و نکته دیگری در اوست که از همه اینها مهم‌تر است».- یزید بن سلیط ادامه داد: «پدرم پرسید: پدر و مادرم فدای شما! این نکته که می‌فرمایید، چیست؟ حضرت فرمودند: «خداوند- عزّ و جلّ- فریادرس و غیاث این امّت را و علم و فهم و نور و حکمت آن را، بهترین نوزاد و بهترین نوجوان را، از او بوجود خواهد آورد، خداوند متعال با این مولود، از قتل و خونریزی جلوگیری می‌کند، رفع اختلافات و اصلاح ذات‌البین می‌نماید، و پراکندگی و آشفتگی و شکاف را اصلاح می‌فرماید. خداوند با او برهنه و گرسنه را می‌پوشاند و سیر می‌کند، خائفین را ایمنی می‌دهد، باران نازل می‌کند، بندگان به سبب او خدا را فرمانبرداری می‌کنند. از بهترین مرد و بهترین جوان است، قبل از بلوغش، به خانواده‌اش بشارت (امامت او) داده می‌شود، گفتارش حکمت‌آمیز، و سکوتش از روی علم و آگاهی است، مسائل مورد اختلاف مردم را برای آن‌ها بیان می‌نماید.» یزید بن سلیط گوید: «پدرم سؤال کرد: مادر و پدرم به قربان شما! آیا فرزندی هم دارد؟ حضرت فرمود: بله و دیگر چیزی نفرمود»‌ سپس یزید گوید: «بعد از مدّتی حضرت ابوالحسن -موسی ‌بن‌ جعفر (ع)- را ملاقات کردم و به ایشان عرضه داشتم: «پدر و مادرم فدای شما! دوست دارم، همان طور که پدرتان به من (درباره امام بعدی) اطّلاعاتی دادند شما نیز چنین کنید». حضرت فرمودند: «پدرم در زمانی می زیست که زمان ما آن گونه نیست». یزید گوید: گفتم: «هر کس به این مقدار از شما بسنده کند، خداوند لعنتش کند!» یزید ادامه می‌دهد: «حضرت خندیدند و فرمودند: ای ابا عماره! از خانه‌ام خارج شدم و در ظاهر به تمام پسرانم وصیّت و سفارش کردم و فرزندم علی را نیز با آنان شماردم، امّا به او در پنهان و جدای از دیگران، وصیّت نمودم (او را وصیّ خود نمودم) و در خواب رسول خدا (ص) و امیر‌المؤمنین (ع) را دیدم که به همراه او، یک انگشتری، یک شمشیر، یک عصا، یک کتاب و یک عمّامه بود. سؤال کردم: اینها چیست؟ فرمود: عمّامه نشانۀ سلطنت و قدرت خداوند متعال است. شمشیر علامت عزّت و غلبۀ الهی است، کتاب نشانۀ نور خداوند و اما عصا، علامت قوّت و نیروی خداوند -عزّ و جلّ- و بالأخره، انگشتری دربرگیرندۀ همۀ این امور است، سپس حضرت فرمود: رسول‌الله (ص) فرمودند: امامت به فرزندت «علیّ» می‌رسد، یزید گوید: «سپس حضرت به من فرمودند: ای یزید این مطالب ودیعه و امانت است در نزد تو، و در مورد این مطالب با هیچ کسی صحبت نکن جز با افراد عاقل یا صادق و یا بنده ای که خداوند قلب او را برای ایمان امتحان نموده است (و او از این امتحان سرافراز بیرون آمده باشد)، و نعمت‌های الهی را کفران نکن، و اگر از تو گواهی و شهادت خواسته شد، شهادت بده، زیرا خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

﴿إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها﴾؛ خداوند به شما دستور می‌دهد امانت‌ها را به اهلش برسانید.

و نیز می‌فرماید: ﴿وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ﴾؛ و چه کسی ظالمتر است از کسی که گواهی و شهادتی را نزد خود پنهان سازد.

گفتم: ابدا این کار را نخواهم کرد، و سپس حضرت امام کاظم (ع) فرمودند: آنگاه رسول خدا (ص) اوصاف او را برشمردند و فرمودند: علیّ فرزند تو کسی است که با نور خداوند نگاه می کند و با تفهیم الهی می شنود و با حکمت او سخن می گوید، همیشه درست و صواب عمل می کند و به خطا نمی رود، می داند و عالم است و جهل در او راه ندارد، لبریز از حکمت و علم است، و چه کم با او خواهی بود! آن قدر (کم) است که گویا اصلا نبوده است، پس وقتی از سفرت بازگشتی امور خود را سر و سامان بده و از خواسته های خود، خود را فارغ البال کن و چشم بپوش زیرا از آنها جدا خواهی شد و با چیز دیگری مجاور خواهی گشت، لذا فرزندانت را، جمع کن و خداوند را بر همگی آنها گواه بگیر، و خداوند برای گواه بودن کافی است». سپس امام کاظم (ع) فرمودند: ای یزید! من در این سال وفات خواهم کرد و پسرم «علیّ» همنام علیّ بن ابی طالب (ع) و همنام علیّ بن الحسین (ع) و دارای فهم، علم و شکوه و هیبت امیر المؤمنین (ع) است، و تا چهار سال بعد از هارون، اجازه سخن گفتن ندارد ولی وقتی آن چهار سال گذشت، در باره هر چه می خواهی از او سؤال کن که به خواست خدا به تو پاسخ خواهد داد.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر مقالات زیر را مطالعه نمائید :

حجیت رویای صادقه در کلام سید احمد الحسن (ع)

جایگاه رویای صادقه و استخاره

 

پی نوشت ها :

[1] -  يوسف: 3 -6.

[2]- النساء: ۵۸.

[3]- البقره۱۴۰

[4]- عيون أخبارالرضا (ع): ج2، ص33.

ادامه مطلب...

شبهه من بارها استخاره کردم و در تکذیب شما آمد!!

گوینده‌ای گوید: من با روش خودتان استخاره کرده‌ام و بارها، استخاره در تکذیب شما آمده‌.

پاسخ: فرض بر این است که اگر شما به استخاره ایمان داشتی و به اینکه هنگامی که استخاره می‌گیری، از خداوند طلب می‌کنی، استخاره را تکرار نمی‌کردی و این آگاهی برای بیان حال شما است.

هم‌چنین اگر به رؤیا ایمان داشتی، و از آنجا که استخاره را تکرار کردی -همان‌گونه که خود گفتی- و بر حسب گمان خودت رؤیاهای متعددی دیدی، و اگر واقعاً از او سؤال کردی پس چرا به آنچه که خدا شما را اجابت کرد و پاسخت داد، عمل نکردی؟

بلکه، به خدا که آن کذبی رسوا شده است، همان‌گونه که آن را بیان خواهیم کرد و آن سلاح انکارکنندگان غیب است. پس همراهی کن و من در ادامه این سطرها و با دلیل بیان خواهم کرد که چگونه قطعاً و یقیناً افترا بسته‌ای.

سید احمدالحسن (ع) می‌فرماید:

استخاره یعنی، سؤال کردن از خداوند متعال و در نتیجه ناگزیر باید شروطی باشد و حداقل این شرط‌ها:

اول: در نفس خود هیچ امری را ترجیح ندهی؛ بلکه در نفس خود، دو امر را مساوی قرار دهی.

دوم: آماده‌ی پذیرش پاسخ خداوند به طور کامل باشی و در نفس خود نباید هیچ‌گونه رد و عدم قبول و مناقشه‌ای برای پاسخی که به تو داده می‌شود، جای گرفته باشد.

سوم: اینکه پاسخ را بپذیری و آن را نعمت بزرگ خداوند بدانی که با تو سخن گفت و به تو پاسخ داد.

این سه مورد به عنوان حداقل، از ضروریات استخاره است تا [گفته شود] واقعاً خدا را استخاره کرده‌ای؛ اما اینکه شخصی بیاید و نسبت به پذیرش جواب خدا در تردید باشد، سپس استخاره بگیرد و آنچه را که خودش انجام داده، به منزله استخاره بداند. پس حق است که چنین شخصی شاید خداوند کریم به او نعمت داده و پاسخش را بدهد، اما عجب رسوایی است برای این شخص و امثالش. این شخص خود راضی نیست که کسی با وی مشورت کند سپس خلاف مشورت وی عمل کند و گویا با وی مشورت کرده تا خلاف گفتارش را انجام دهد، پس چگونه به انجام این فعل با خدای سبحان راضی می‌شود؟ به خدا قسم که این امر عظیم و جسارت بزرگ بر خداوند سبحان است و با وجود این همه خباثت سر زده از مردم، خداوند همواره با رحمت و رأفت با آنان رفتار می‌کند.[1]

 استخاره در دین الهی، به عنوان راهی برای تشخیص و شناخت حجت خدا بر خلق است.

اهل‌بیت علیهم السلام نسبت به استخاره اهتمام شدیدی ورزیدند و در روایات بسياری شیعیان خود را به سمت آن سوق دادند، و در باب تشویق به آن روایات بی‌شماری وارد شده است و در ذیل، مثالی از این روایات مقدس آمده‌است:

از ابی‌عبدالله صادق (ع): صل ركعتين واستخر الله فوالله ما استخار الله تعالى مسلم الا خار الله له البتة؛

دو ركعت نماز بخوان و خدا را استخاره کن. به خدا سوگند، هيچ مسلمانى خدا را استخاره نکرد؛ مگر اينكه قطعاً، خداوند برای وی اختیار کرد.[2]

از ابی‌عبدالله (ع)، فرمود:کنا نتعلم الإستخاره کما نتعلم السورة من القرآن. ثم قال: ما ابالي اذا استخرت علی اي جنبي وقعت؛

استخاره را همان‌گونه كه سوره‌ای از قرآن را ياد می‌گرفتيم، فرا می‌گرفتيم. سپس فرمود: و برای من فرقی نمی‌کند که اگر استخاره گرفتم بر چه وجهی بیاید.[3]

و هرگز از ایشان (ع) در مورد نهی از استخاره دربارۀ معرفت حجت خدا (ع) روایت نشده است. پس معاندین و مخالفان با کدامین دلیل این شیوه و روشی که اهل‌بیت علیهم السلام، شیعیان خود را به سوی آن سوق داده‌اند، منکر می‌شوند؟!

آیا عاقلانه است که خداوند کسی را که از او طلب نصیحت کرده است، فریب دهد؟! و یا او به کسی که از خدا در سفرش و روزی‌اش و...و... و...طلب نصیحت کرده، پاسخ دهد، سپس او را در شناخت مصداق حجت خویش (حجت خداوند) پاسخ ندهد؟!

آیا جایز است، خداوند سبحان بندگان خود را با باطل فریب دهد این‌گونه که آن‌ها را به زبان حجت‌های خویش علیهم السلام به استخاره سوق دهد، ولی آن‌ها را در (استفاده از) استخاره برای شناخت خلیفة‌ الله نهی نکند؟! حاشا! و خداوند پاک و منزه و رفیع و بلند مرتبه است از این عمل.

بلکه روایت شده که صفوان جمال یکی از بزرگان شیعه از طریق استخاره، به امامت امام رضا (ع) یقین پیدا کرده است:

عن علي بن معاذ انه قال: قلت لصفوان بن يحيی: بأي شيء قطعت علی علي (اي علي الرضا (ع))؟ قال: صلیت ودعوت الله واستخرت (علیه) وقطعت علیه.

علی بن معاذ می‌گوید: به صفوان بن یحیی گفتم: با چه چیزی در مورد امامت علی یعنی علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) یقین حاصل کردی؟ گفت: نماز خواندم و دعا کردم و استخاره گرفتم و به یقین رسیدم.

کما اینکه تشویق به استخاره در خصوص امر امام مهدی (ع) از ائمه علیهم السلام روایت شده است؛ در روایتی که شیخ نعمانی نقل کرده، آمده:

عن سلیمان‌بن‌بلال، قال: حدثنا جعفر بن محمد، عن ابیه، عن جده الحسین بن عليعلیهم السلام، قال: جاء رجل الی امیرالمؤمنین (ع)، فقال له: یا امیرالمؤمنین (ع)، نبئنا بمهدیکم هذا؟ ....إلی أن قال: ثم رجع إلی صفة المهدي (ع)، فقال: أوسعکم کهفاً، واکثرکم علماً، وأوصلکم رحماً، اللهم فاجعل بعثه خروجاً من الغمة واجمع به شمل الأمة. فإن خار الله لک فاعزم ولا تنثن عنه إن وقفت له، ولا تجوزن عنه إن هدیت الیه، هاه -و أومأ بیده إلی صدره- شوقاً إلی رؤیته.

سلیمان بن بلال می‌گوید: جعفر بن محمد (ع) از پدرش از جدش از حسین بن علیعلیهم السلام نقل می‌کند که فرمودند: مردی به سوی امیرالمؤمنین (ع) آمد و به او گفت: ای امیر المؤمنین، ما را از این مهدیتان با خبر کنید؟ ....(تا آنجا که می‌فرماید): آستانه او در پناه‌دهى به بى‌پناهان از همه آستانه‏ها وسیع‏تر، و علم و دانش آن حضرت از همه زیادتر است و از همه مردم بیشتر به صله‌ی ارحام و پیوند با خویشاوندان توجه مى‏نماید. پروردگارا بعثت او را پایان‌بخش همه اندوه‏ها قرار بده و تفرّق و پراکندگى امت را به وسیله‌ی او به یگانگى مبدّل فرما. پس اگر از خداوند استخاره کردی، بر آن عزیمت کن و اگر در آن موفق شوی نسبت به آن سستی مکن و از او پیشی مگیر اگر به وی هدایت یافتی و با دست خویش به سینه خود اشاره کرد به نشانه اشتیاق برای دیدارش.[4]

 

پی نوشت ها :

[1]- سيد احمدالحسن (ع)، جواب‌های روشن‌کننده از طریق امواج: ج 3، سؤال 236 چندین سؤال در یک پست آمده، جواب سؤال23.

[2]- شیخ کلینی،کافی(عربی): ج3، ص470، باب نماز استخاره.

[3]- شیخ حر عاملی، وسائل‏الشيعة (عربی): ج8، ص66-67.

[4]-محمد بن إبراهيم النعماني،كتاب الغيبة:ص 221.

ادامه مطلب...

دلیل شما بر بطلان دموکراسی و انتخابات مردمی چیست؟

سؤال : سید احمدالحسن و پیروانش انتخابات را قبول ندارند چرا که اعتقاد دارند انتخابات حاکمیت مردم است و می‌گویند حکمی‌ جز حکم خداوند وجود ندارد. چگونه حکومت مختص خداوند می‌شود و دلیل شما بر بطلان انتخابات چیست؟

پاسخ: حضرت رسول اکرم (ص) می‌فرماید: (وای بر امتم از شورای کبری و شورای صغری، وقتی از ایشان پرسیدند که این دو چه هستند فرمود: و اما شورای کبری در دیار من و بعد از وفاتم برای غصب خلافت برادرم و حق دخترم صورت می‌گیرد. و شورای صغری در زمان غیبت کبری و در زوراء و برای تغییر سنت من و تبدیل احکام من صورت خواهد گرفت).[1]

می‌گوییم: اگر شما در زمانی که شورای کبری صورت گرفت، بودید آیا به خود این حق را می‌دادید که خلافت را از علی (ع) غصب کنید؟ مسلماً جواب شما خیر است. پس چگونه است که امروز شورای صغری را برای غصب خلافت امام مهدی (ع) برپا می‌دارید و شما ایمان دارید که ایشان (ع) خلیفه خداوند بر روی زمین و حجت خداوند بر شماست.

و اما این قسمت از سؤال (انتخابات را حاکمیت مردم می‌دانید) بله هر چیزی که مخالف قرآن و سنت باشد از جانب مردم است. قرآن و سنت پیامبر (ص) مخالف انتخابات است چگونه آن را از جانب مردم ندانیم؟ و خداوند سبحان می‌فرماید: و من لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الكافرون ـ الظالمون ـ الفاسقون (و هر کس مطابق چیزی که خدا نازل کرده حکم نکند همانا آنها خود کافران و ظالمان و فاسقان هستند). [2]

و این قسمت از سؤال که (چگونه حکم مختص خداوند است) در واقع حق انتخاب خلیفه برای خداوند است زیرا حاکمیت برای خداوند محسوب می‌شود و پیروی از امام زمان (ع) که از جانب خداوند منصوب می‌شود واجب است و هیچ کس حق ندارد که از او پیشی گیرد و نه از پیروی او باز ماند همان گونه که در دعا آمده (خدایا صلوات بفرست بر محمد و آل محمد (ص) همان کشتی‌های جاری در امواج بلند و غرق کننده که هر کس بر آنها سوار شود امنیت می‌یابد و هر کس آنها را ترک کند غرق خواهد شد کسی که از آنها پیشی جوید گذشته و کسی که از رسیدن به آنها باز ماند نابود خواهد شد و کسی که ملازم یا پا به پای آنها حرکت کند همیشه به مقصد رسیده است). در خاتمه به شما خواهیم گفت چیزی را که خداوند سبحان در کتابش می‌فرماید:

يا أهل الكتاب قد جاءكم رسولنا يبين لكم كثيرا مما كنتم تخفون من الكتاب ويعفو عن كثير قد جاءكم من الله نور وكتاب مبين. يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ويخرجهم من الظلمات الى النور بأذنه ويهديهم الى صراط مستقيم.

(ای اهل کتاب رسول آمد تا حقایق و احکام بسیاری از آنچه از کتاب آسمانی (تورات و انجیل) را پنهان می‌دارید و برای شما بیان کند و از سر بسیاری از خطاهای شما در گذرد و همانا از جانب خدا برای هدایت شما نوری عظیم و رسولی بزرگ و کتابی به حقانیت آشکار آمد. خدا بدان کتاب هر کس را که از پی رضا و خشنودی او راه سلامت پوید هدایت کند و او را از تاریکی جهل و گناه بیرون آورد و به عالم نور داخل گرداند و به راه راست هدایت کند).[3]

يا أهل الكتاب قد جاءكم رسولنا يبين لكم على فترة من الرسل أن تقولوا ما جاءنا من بشير ولا نذير فقد جاءكم بشير ونذير والله على كل شيء قدير. وإذ قال موسى لقومه يا قوم إذكروا نعمة الله عليكم إذ جعل فيكم أنبياء وجعلكم ملوكا وآتاكم ما لم يؤت أحدا من العالمين. يا قوم ادخلوا الأرض المقدسة التي كتب الله لكم ولا ترتدوا على أدباركم فتنقلبوا خاسرين. قالوا يا موسى إن فيها قوما جبارين وإنا لن ندخلها حتى يخرجوا منها فإن يخرجوا منها فإنا داخلون قال رجلان من الذين يخافون أنعم الله عليهما أدخلوا عليهم الباب فإذا دخلتموه فإنكم غالبون وعلى الله فتوكلوا إن كنتم مؤمنين. قالوا يا موسى إنا لن ندخلها أبدا ما داموا فيها فأذهب أنت وربك فقاتلا إنا ها هنا قاعدون قال ربي أني لا أملك إلا نفسي وأخي فافرق بيننا وبين القوم الفاسقين. قال فآنها محرمة عليهم أربعين سنة يتيهون في الأرض فلا تأس على القوم الفاسقين.

(ای اهل کتاب رسول ما آمد تا برای شما حقایق دین را بیان کند در روزگاری که پیغمبر نبود تا نگویید به ما رسولی که بشارت و بیم به ثواب و عقاب دهد نیامد (که ما هدایت یابیم) پس آن رسول بشارت و بیم آور به سوی شما آمد و خدا بر هر چیز (از فرستادگان و رُسل) و غیره تواناست یاد کن آن هنگام که موسی به قوم خودش گفت ای قوم نعمت خدا را به خاطر آورید آنگاه که در میان شما پیغمبران فرستاد و شما را پادشاهی داد و به شما آنچه را که به هیچ یک از اهل عالم نداد و عطا نکرد ای قوم به سرزمین مقدسی که خدا سرنوشت شما مقرر گردانید داخل شوید و پشت به حکم خدا نکنید که زیان‌کار شوید. قوم موسی گفتند در آن سرزمین مقدس گروهی مقتدر و قاهر و ستمکار هستند و هرگز تا آنها از آنجا بیرون نشوند ما داخل نخواهیم شد هرگاه آنان بیرون شدند ما داخل می‌شویم دو نفر مرد خدا ترس (یوشع و کالب) که مورد لطف خدا بودند. گفتند شما بر آنها از این در که خدا فرمود: در آیید چون در آمدید. آنگاه محققاً بر آنها غالب خواهید شد و نترسید و بر خدا توکل کنید اگر به او گرویده‌اید. باز قوم گفتند ای موسی هرگز ما در آنجا مادامی‌که آنها باشند ابداً در نیاییم پس تو برو به اتفاق پروردگارت با آنها قتال کنید ما این‌جا خواهیم نشست موسی گفت؛ خدایا من جز بر خود و برادر خود مالک و فرمان‌روا نیستم تو میان ما و این قوم فاسق (که فرمان نمی‌بردند) جدایی انداز خدا گفت: چون مخالفت امر کردند شهر را بر آنان حرام کرده تا چهل سال بایستی در بیابان سرگردان باشند پس بر این گروه فاسق متاسف مباش).[4]

و حمد و سپاس خدایی را که جز او خدایی نیست خداوند یکتا. و ما تسلیم امر او هستیم جز خداوند بزرگ خدایی نیست کسی جز او را عبادت نخواهیم کرد و در دین او خالص و مخلص هستیم حتی اگر کافران نخواهند خدایی جز خدای بزرگ نیست خدای ما و خدای پدران و گذشتگان ما خدایی جز خدای بزرگ نیست واحد و تنها و یکتا خدایی که وعده‌اش را محقق کرد و بنده‌اش را یاری بخشید و یارانش را عزت بخشید و تمامی ‌احزاب را به تنهایی نابود کرد و حمد و سپاس ملک هستی از برای اوست می‌میراند و زنده می‌کند و می‌میراند و خود زنده‌ای‌ است که نمی‌میرد خیر هستی همه در دست اوست و به همه چیز قادر و تواناست.

ابی جعفر (ع) فرمود: (همانا حدیث شما مشمئز کننده قلب مردان است و هر کس به حقانیت آن اقرار کرد بیشتر به او بدهید و هر کس منکر آن شد رهایش کنید مسلماً باید فتنه و امتحانی باشد که به واسطه آن هر پوشش و نقابی ساقط شود تا کسانی که در این امر خود را خبره و آگاه می‌دانند شکست بخورند تا این که جز ما و شیعه ما کسی باقی نماند.).[5]

 

پی نوشت ها :

[1] کتاب 250 علامت.

[2] المائده: 47-45-44.

[3] المائده 15-14.

[4] المائده: 25-18.

-[5] اصول کافی ج 1-ص 481.

ادامه مطلب...

آیا منظور از فارجعوا الی رواة حدیثنا فقها و مجتهدین نمیباشند؟

سؤال : این کلام امام (ع) را چگونه تفسیر می‌کنید: (و اما حوادث رخ داده را به راویان حدیث ما مراجعه کنید که آنها حجت من بر شما و من حجت خداوند بر آنها هستم) آیا مقصود علماء دین و اهل اجتهاد و همان گونه که در حدیث آمده نیست (و اما کسی که از فقها و مسلط بر نفس و حافظ دینش و مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش باشد تقلید از او بر عوام لازم است).

پاسخ: امام صادق (ع) فرمود: (نمی‌بینید که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید شما حق ندارید به میل خود درختی در زمین بکارید بدین معنی که شما حق ندارید بنا به میلتان شخصی را به امامت منصوب کنید و بر حسب خواست و اراده خود او را به حق بدانید) و سپس فرمود: (دو نفر از اشخاص هستند که روز قیامت خداوند به آنها نگاه نمی‌کند و با آنها سخن نمی‌گوید و آنها را به فهم و کمال نمی‌رساند و عذابی دردناک خواهند داشت. اول کسی که بر خلاف خواست خداوند کسی را به امامت برگزیند و دوم کسی که با شخصی که خداوند او را به امامت منصوب کرده به مخالفت و پیکار بپردازد).([1])

حجت‌های خداوند بر ما محمد (ص) و آل محمد و دوازده امام و دوازده مهدی علیهم السلام می‌باشند چرا که خداوند آنها را به این مقام منصوب کرده و فقط ایشان صاحب ولایت الهی هستند و غیر از آنها اگر کسی باشد حق آنها علیهم السلام  را غصب کرده مگر این که از جانب خودشان منصوب شده باشد و امروز امام ما امام مهدی (ع) می‌باشد. و اما کلام حضرت (ع) که می‌فرماید: (به راویان حدیث‌مان مراجعه کنید) منظور امام (ع) چهار سفیر می‌باشد (آنها حجت من بر شما هستند) چرا که از جانب امام (ع) به این مقام منصوب شده‌اند بنابراین احادیث آنها حجتی بر مردم به حساب می‌آید چرا که حدیث آنها حدیث امام (ع) به حساب می‌آید و از جانب اوست و او حجت خداوند بر آنها می‌باشد (و اما کلام شما که علماء دین و اهل اجتهاد منظور امام باشد) به نکات زیر توجه کنید.

1 - آیا از جانب خداوند منصوب شده‌اند؟ مسلماً (خیر) چرا که خداوند در قرآن می‌فرماید: (من بر روی زمین خلیفه‌ای بر گزیدم) و خلفا بر روی زمین محمد و آل محمد (ص)، دوازده امام علیهم السلام و دوازده مهدی علیهم السلام می‌باشند و یکی بعد از دیگری می‌آیند و خلیفه خداوند در این عصر امام مهدی (ع) می‌باشند.

2 - آیا این علماء در زمان خود از جانب خلیفه خداوند که امام مهدی (ع) است منصوب شده‌اند؟ مسلماً (خیر) که اگر از جانب امام (ع) منصوب شده بودند امام (ع) را گم نمی‌کردند و به فرقه‌هایی متفرق از حق تبدیل نمی‌شدند و اگر بگوییم که نیابت عام از امام مهدی (ع) دارند باید بپرسیم که نیابت عام برای یک شخص از مجتهدین است یا صدها مجتهد که در عراق و ایران هستند و هر کدام از آنها خود را امام امت می‌داند. و اگر نیابت عام از جانب امام مهدی (ع) نزدشان موجود بود چرا امامشان را نمی‌شناسند؟. اگر امامشان را می‌شناسند چرا با او مخالفند؟ (و هر کدام از آنها رأی طرف مقابل را رد می‌کند) آیا این دلیلی بر عدم حقانیت مراجع نیست پس به کدام حق خود را صاحب نیابت امام (ع) می‌دانند؟ و باز هم اگر بگوییم که نیابت امام (ع) مختص یکی از آنها است باید بگوییم یا از جانب خداوند منصوب شده‌اند یا از جانب امام مهدی (ع) و اگر این شخص از جانب امام مهدی (ع) به نیابت منصوب شده باشد چرا این مسئله مهم را اعلام نمی‌کند و دلایل خود را ارائه نمی‌دهد؟ و اگر بگوییم که امت یک امام ندارد بلکه دهها امام دارند که آنها را به سوی خداوند هدایت می‌کنند. باید بگوییم که این غیر ممکن است چرا که در زمان امام حسن بن علی (ع) امام حسن (ع) و امام حسین (ع) هر دو امام بودند ولی امام امت امام حسن (ع) بود و امام حسین (ع) بودند اما نمی‌توانستند امت را بدون امام حسن (ع) هدایت کنند مگر این‌که امام حسن (ع) از او چیزی بخواهد. چگونه است که صدها مجتهد هر کدام خود را امام امت می‌داند. آیا می‌توانند امت را هدایت و رهبری کنند؟ باید بدانیم که هر کشتی اگر دارای چند ناخدا باشد غرق خواهد شد.

3- می‌گوییم با توجه به این که فقهاء در این زمان نه از جانب خداوند و نه از جانب خلیفه خداوند منصوب شده‌اند پس چگونه خود را به امامت مردم منصوب می‌کنند؟ و اگر بگوییم که آنها توسط خودشان به امامت امت منصوب شده‌اند باید بگوییم که حق محمد وآل محمد (ص) و امامان و دوازده مهدی علیهم السلام را غصب کرده‌اند.

امام صادق (ع) می‌فرماید (هر کس در واقع امام نباشد و خود را به امامت منصوب کند حق ما را غصب کرده و هر کس حق ما را غصب کند حق خداوند را غصب کرده است) باز هم اگر بگوییم که مردم آنها را به امامت خود انتخاب کرده‌اند باید بگوییم آیا مردم از خطا و اشتباه معصومند و عقل‌هایشان کامل و بی نقص است که این غیر ممکن است چرا که اگر چنین بود امام معصوم (ع) را به امامت انتخاب می‌کرده‌اند. و چون دارای عیب و نقص هستند افرادی چون فقهای امروز را به امامت خود بر می‌گزینند.

و اما قسمت دوم سؤال، روایت (اگر کسی از فقها که مسلط بر نفس خویش و حافظ دین خود و مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش بود مردم عوام باید از وی تقلید کنند) عده زیادی از کتاب‌ها موجود می‌باشد که از جمله آنها کتاب احتجاج طبرسی و وسائل شیعه حر عاملی و کتاب‌های دیگری که اگر به آنها مراجعه کنید می‌توانید متن و معنی کامل روایت را بیابید روایت مذکور در نُه سطر می‌باشد که در اینجا مجتهدین و فقها فقط به ذکر یک سطر آن اکتفا می‌کنند. (جهت اطلاع جای سطر ذکر شده از روایت در وسط روایت می‌باشد). که نمی‌توان منکر قبل و بعد از این سطر شد کما این که روایت یک روایت است و نمی‌توان آن را به دو یا سه بخش تجزیه کرد. روایت به طور کامل بدین شرح می‌باشد:

از ابی محمد عسکری (ع) که می‌فرماید: خداوند متعال می‌فرمانید: فويل للذين يكتبون الكتاب بأيديهم ثم يقولون هذا من عند الله (وای بر کسانی که کتابی را از جانب خود و با دست خود می‌نویسند و می‌گویند که از جانب خداوند متعال است) که امام (ع) فرمود:( این آیه برای قومی‌ از یهود می‌باشد .... تا آنجا که فرمود: مردی به امام جعفر صادق (ع) گفت: و اگر این عوام یهود چیزی از کتاب نمی‌دانند جز آن که از علمای خود می‌شنیدند؟ پس چگونه آنها را به قبول و تقلید از علمایشان ملامت کرده‌اند در حالی که خود از کتاب چیزی نمی‌دانستند؟ و آیا عوام یهود هم‌چون عوام ما از علمای خود تقلید می‌کردند؟..... تا آنجا که فرمود: امام جعفر صادق (ع) پاسخ داد: بین عوام ما و عوام یهود یک مساوات از یک جهت و یک تفاوت از جهتی دیگر وجود دارد. از جهت مساوات، خداوند متعال تقلید عوام ما از علمایشان را همان طور که عوام یهود را در این کار نکوهید عوام ما را نیز سرزنش کرد و اما از جانب تفاوت: عوام یهود علمای خود را به دروغ گویی و حرام خوری و گرفتن رشوه و تغییر احکام می‌شناختند و با این‌که ایمان داشتند که هر کس چنین کاری را بکند فاسق است و نمی‌تواند در پیشگاه خداوند و واسطه‌های بین خلق و خداوند صادق باشد و باز هم از آنها تقلید می‌کردند بنابراین خداوند تقلید آنها را رد می‌کند و همان گونه عوام ما اگر بدانند که علمای آنها اهل فسق ظاهر و تعصب شدید و چنگ زدن به دنیا و حرام آن هستند و باز هم از آنها تقلید کنند مانند عوام یهود می‌مانند که خداوند آنها را با تقلید از علمای فاسق خود گناهکار می‌دانند. و اما اگر کسی از فقها که مسلط بر نفس خویش و حافظ دینش و مخالف هوای نفس خود و مطیع امر مولایش باشد عوام می‌توانند که از وی تقلید کنند و این صفات بر علماء صدق نمی‌کنند مگر عده معدودی از علماء شیعه نه همه آنها و هر کس مانند علمای عامه مرتکب قبایح و فواحش شد از جانب ما چیزی از آنها را قبول نکنید و کرامتی برای آنها قائل نباشید چرا که مسائل ما اهل بیت را تا حد زیادی تحریف می‌کنند چرا که اهل فسوق در جایی به خاطر جهل و نادانی مسئله‌ای از ما را به طور کامل حرام می‌کنند و مسائل را غیر از آن چیزی که هست نشان می‌دهند به خاطر نداشتن معرفت آن و بعضی از آنها به طور عمد از جانب ما دروغ می‌گویند)

این حدیث را امام حسن عسکری (ع) در تفسیر خود وارد کرد. و اینک می‌گویم: کدامیک از فقها در این زمان مسلط بر نفس و حافظ دین و مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش است و این مولا به راستی کیست؟ و چه کسی این فقیه را اگر دارای این صفات بود تزکیه می‌کنند.

و اگر بگوییم که خود نفسش را تزکیه می‌کند یا مردم او را تزکیه می‌کنند قبلا گفته شد که مردم معصوم نیستند (کسی جز خداوند نفس را تزکیه نمی‌کند) و البته امام معصوم نیز می‌تواند که فقیه مذکور اگر مطیع امر مولایش بود امام (ع) او را تزکیه می‌کرد و نیز در روایت آمده عوام می‌توانند از او تقلید کنند و نه عبارت عوام باید از او تقلید کنند و این به معنی داشتن اختیار در تقلید است نه واجب بودن آن که اگر چنین بود گفته می‌شد بر عوام تقلید واجب است و اما ملاحظه کنید که فقیه حتی اگر تمامی‌ضمانت مذکور را دارا بود تقلید از او واجب نیست وشخص در تقلید کردن یا نکردن از او مختار است.

 

پی نوشت :

-[1] تحف العقول ص:325.

ادامه مطلب...

آیا سید احمدالحسن از مکر دشمنانش می‌هراسد؟

سؤال : آیا سید احمدالحسن از مکر دشمنانش می‌هراسد اگر او فرستاده امام مهدی (ع) است و از جانب خداوند است چگونه از مکر دشمنانش آگاه نمی‌شود؟

پاسخ: خداوند متعال می‌فرماید: بسم الله الرحمن الرحیم (بگو من صاحب هیچ شر و خیری برای خود نیستم به خدا اگر به علم غیب آگاهی داشتم خیری فراوان برای خودم می‌آوردم و هیچ ضرری به من نمی‌رسید همانا من بیم دهنده‌ای آشکارم برای آنان‌که ایمان می‌آوردند).[1]

 و در داستان‌های قرآنی عبرتی است فراوان.. و حتی رسول اکرم (ص) و موسی (ع) و دیگر انبیاء از ترس جان و دعوت مبارک‌شان از مردم فرار می‌کرده‌اند. و در قرآن کاملا به وضوح به آن اشاره شده است.

 

پی نوشت :

-[1] الاعراف 187.

ادامه مطلب...

چطور شما که فرستاده امام زمان (ع) هستید از مال دنیا چیزی ندارید؟

سؤال : اگر شما واقعاً تابع وصی و رسول امام مهدی (ع) هستید چرا حسینیه‌هایتان با گِل ساخته می‌شود و ما می‌دانیم که همه خزائن زمین و املاک آن در دست امام مهدی (ع) است پس چرا از آنها چیزی به شما نمی‌دهد اگر تابع امام (ع) هستید؟ (مربوط به اول دعوت است در عراق).

سؤال دیگر : هزینه‌های چاپ و نشر کتاب‌هایتان را از کجا تهیه می‌کنید و ما می‌دانیم که شما از مال دنیا چیزی ندارید و حتی بعضی از شما هزار دینار هم ندارید؟!

به صاحب این دو سؤال می‌گویم.

پاسخ: آیا فکر می‌کنید این سؤالات شما می‌تواند دلیلی بر عدم یاریتان به امام مهدی (ع) در پیشگاه خداوند باشد؟ شما سلامتی خود را از چه کسی دارید، خورد و خوراک و تمامی‌نعمت‌هایی که به واسطه آن بر یکدیگر فخر می‌فروشید را از کجا آورده‌اید از خداوند متعال یا از خودتان؟ اگر بگوئید از خودتان است وای بر شما در دنیا و آخرت و بازنده اصلی خود شمائید و اگر بگوئید هر چه دارید از جانب خداوند است چگونه به کار خدا اعتراض می‌کنید و او صاحب آسمان‌ها و زمین است رسول خدا (ص) فرمودند: (هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه سلام الله علیها به من نفع نرساند).([1])

و در روایت دیگر فرموند: (دین اسلام بنا نشد مگر با شمشیر علی (ع) و ثروت خدیجه سلام الله علیها) و آیا تصور می‌کنید که دعوت امام مهدی (ع) دعوت مال و اموال است والله اگر چنین بود رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین (ع) آن را انجام می‌دادند.

 در روایتی می‌فرمایند: (لباسم را وصله زدم به حدی که از وصله کنندش خجالت کشیدم) و آل محمد (ص) هیچ رغبتی به دنیا و اموال آن نداشته مگر یاری عدل الهی و مساوات و سیر کردن فقراء و دادن حق یتیم و اجرای حکم الهی و این چیزی است که امام مهدی (ع) و یمانی سید احمدالحسن (ع) می‌خواهد که اگر ایمان بیاورید به نفع خودتان و اگر نیاورید به ضرر خودتان است و ما را کاری جز روشن کردن راه حق از باطل نیست.

 

پی نوشت :

-[1] أمالی الطوسی ص 467.

ادامه مطلب...

چگونه افرادی که به دعوت یمانی ایمان ندارند از ولایت امیرالمومنین خارج هستند؟

سوال : چگونه است که سید یمانی اعتقاد دارد که همه مردم از ولایت امیرالمؤمنین (ع) خارج هستند و در حالی که محبین اهل بیت و شیعه وعلماء در میان آنها هستند؟

پاسخ :پاسخ شما در اخبار و روایات اهل بیت علیهم السلام موجود است.

جابر از قول ابی عبدالله (ع) که فرمود: (ای جابر فکر باطل می‌کنی، اگر به محض این‌که کسی بگوید که علی را دوست دارد و تابع ولایتش است و از او باور کنی که از محبین اوست، چه بسا افرادی که این حرف را به زبان می‌آورند و به آن عمل نمی‌کنند. و اگر کسی بگوید که رسول خدا (ص) را بیشتر از علی دوست دارم و بعد تابع سیرتش نباشد و به سنتش عمل نکند دوستی او چه نفعی برایش دارد).[1]

صفوان ابن مهران از امام صادق جعفر بن محمد (ع) نقل می‌کند (هر کسی به جمیع ائمه علیهم السلام  اقرار کند و به امامت امام مهدی (ع) اقرار نکند مثل کسی است که همه انبیاء را بپذیرد و نبوت محمد (ص) را تکذیب کند).[2]

 

پی نوشت ها :

-[1] اصول کافی جلد 2.

-[2] بحار جلد 51: ص:143.

ادامه مطلب...

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف