wrapper

آخرین اخبار

ادله دعوت برای اهل تسنن

ادله دعوت برای اهل تسنن (16)

راه شناخت خلفای خدا در قرآن

راه شناخت خلفای خداوند در قرآن

راه شناخت خلفای خداوند از قرآن :

همان‌طور که می‌دانیم، خداوند متعال، شناخت و بیعت و تبعیت از خلفایش در زمین را بر تمام بندگانش واجب فرموده است. و نیز هر کس را که از خلفایش سرپیچی و آنها را تکذیب کند، برای همیشه اهل جهنم خواهد کرد.

حال آیا ممکن است خداوندی که با بندگانش رئوف و رحیم است و حکمتش بر همگان روشن است، این امر را بر بندگانش واجب گرداند، در حالی که راهی برای شناخت خلفایش در زمین، برای آنها قرار نداده باشد؟ بلکه قطعاً خداوند متعال، این راه و قانونی را که برای شناخت خلفایش وضع کرده است، حتی از ابتدا و قبل از آمدن اولین خلیفه‌اش در زمین، برای بندگانش روشن کرده است.

این قانون، قبل از آمدن اولین خلیفه‌ی خدا بر روی زمین، یعنی حضرت آدم (ع)، برای همگان به روشنی بیان شده است. و این قانون در کتاب مبین خداوند سبحان، یعنی قرآن کریم نیز ذکر شده است. داستان به خلافت گماشتن حضرت آدم (ع)، و راهی که خداوند متعال در همان ابتدا، برای شناخت حقانیت آدم (ع) و نیز باقی خلفایش تا به ابد قرار داده است در قرآن موجود است.

 

نص یا وصیت:

اولین علامت و قانونی که حجج الهی و خلفای خداوند متعال با آن شناخته می‌شوند، نص یا وصیت است.

همان‌گونه که می‌بینیم، خداوند متعال در ابتدا با نص و وصیتی که به حضرت آدم (ع) می‌کند، حقانیت او را در خلال این نصب و وصیت متذکر می‌شود.

وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً (و زمانی که پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشین قرار می‌دهم).([1])

نص یا وصیت، به عنوان راه و علامتی همیشگی برای شناخت خلفای خداوند است، اما به این شکل که از بعد از حضرت آدم (ع)، خلفایی که البته تا به ابد از جانب خداوند سبحان انتخاب می‌شوند، توسط خلفای قبل از آنها معرفی می‌شوند. یا بهتر است بگوییم که هر خلیفه‌ای، به خلفای بعد از خود نص یا وصیت می‌کند.

احتجاج و دلیل آوردن به نص و وصیت را، حتی در خود پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد رسول‌الله (ص) می‌بینیم که حتی به این مسئله، در خود قرآن نیز اشاره شده است.

وَ إِذْ قالَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رسول‌الله إِلَيْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ

(و زمانی که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل به درستی که من فرستاده‌ی خداوند به سوی شما هستم که این تورات که در مقابل من است تصدیق می‌کنم و بشارت می‌دهم به فرستاده‌ای که بعد از من می‌آید که نامش احمد است. پس زمانی که با بینات و دلایل روشن به سویشان آمد گفتند که این سحری آشکار است).([2])

همان‌طور که دیدیم، خداوند متعال از دلایل روشن و بیناتی که برای رسولش حضرت محمد (ص) قائل می‌شود، نص و وصیتی است که عیسی بن مریم (ع) به او کرده است.

پس برای ما روشن می‌شود که خلفای خداوند که بعد از رسول‌الله (ص) هستند نیز، با نص و وصیت رسول‌الله (ص) شناخته می‌شوند.

 

علم و حکمت:

دومین راه برای شناخت حجت‌های خداوند و خلفایش، علم و حکمت است. البته علم و حکمتی که خداوند سبحان به آنها داده است. نه علمی‌که اکتسابی باشد، و شخصی با خواندن و مطالعه کردن در کتب دینی و غیره، به دست آورد. همچنین باید بگوییم که این علم، در امور دینی و اخروی می‌باشد و علومی ‌مانند علم توحید و کتب آسمانی و ملکوت آسمان و امثال اینها را شامل می‌شود.

این امر از همان قضیه‌ی اولین خلیفه و حجت خداوند در زمین، یعنی حضرت آدم (ع) روشن می‌شود.

وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَي الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ

(و همه‌ى نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت اگر راست می‌گویید به من از نام‌های ایشان خبر دهید).([3])

در این آیه به خوبی آنچه که گفتیم روشن شده است. اولاً این خداوند است که علم را به آدم (ع) می‌دهد. در ثانی این علم، در اینجا به عنوان مثال، علم اسماء الله سبحانه و تعالی است.

درباره‌ی دیگر خلفای خداوند نیز در قرآن، به احتجاج آنها به علم و حکمتی که خداوند به آنها داده است اشاره شده است.

يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَني‏ مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِکَ فَاتَّبِعْني‏ أَهْدِکَ صِراطاً سَوِيًّا

(ای پدر من، بی‌تردید برای من دانشی (از جانب حق) آمده که تو را نیامده، پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم).([4])  

در این آیه‌ی کریمه دیدیم که حضرت ابراهیم (ع)، به علمی‌که برایش آمده است احتجاج می‌کند و دلیل می‌آورد. آنچه باز هم از این آیه روشن می‌شود، این است که حضرت ابراهیم (ع) می‌گوید که این علم برایش آمده است. یعنی خداوند به او علمی‌داده است که به دیگران نداده است.

وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوي‏ آتَيْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ

(و هنگامی‌که (موسی) نیرومند و کامل شد به او حکمت و علم عطا کردیم و این چنین ما نیکوکاران را پاداش می‌دهیم).([5])

درباره‌ی حضرت موسی (ع) نیز می‌بینیم که خداوند متعال، زمانی که می‌خواهد او را مبعوث کند، به او علم و حکمتی از جانب خودش عطا می‌کند و می‌فرماید که ما به او علم و حکمت عطا کردیم.

وَ لَمَّا جاءَ عيسي‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ

(و زمانی که عیسی با بینات و دلایل روشن آمد، گفت: به درستی که با حکمت به سوی شما آمده‌ام تا بعضی از آنچه که در آن اختلاف دارید را برایتان روشن کنم. پس تقوای خداوند را پیشه کنید و از من اطاعت كنيد).([6])

همچنین خداوند متعال وقتی در قرآن می‌فرماید که عیسی (ع) با بینات و دلایل روشن آمد، حکمت و علمی‌ را که عیسی (ع) با آن آمد، از دلایل روشن و بینات معرفی می‌کند.

بنابراین، دلیل دوم بر حقانیت خلفای خداوند که بعد از رسول‌الله (ص) هستند نیز، علم و حکمت است.

 

حاکمیت خداوند:

سومین راهی که خداوند متعال، برای شناخت خلفایش در زمین قرار داده است، حاکمیت خداوند است. یعنی خلیفه‌ی خداوند کسی است که اقرار و دعوت به حاکمیت الله می‌کند، و حاکمیت‌های دیگر مانند شورا و انتخابات و حاکمیت مردم را رد می‌کند. یعنی حق خودش و دیگر خلفای خداوند را به مردم گوشزد می‌کند. و روشن می‌کند که این خداوند است که حاکم را انتخاب و تنصیب می‌کند. و حاکمانی که خداوند، آنها را برای حکومت بر مردم قرار داده است برای آنها مشخص می‌کند.

در همان ابتدا و در زمان قرار دادن اولین خلیفه در زمین ( یعنی حضرت آدم (ع))، خداوند متعال این راه شناخت و نیز این امر را اثبات می‌گرداند، و تمام بندگانش را امر به سجده به خلیفه‌اش در زمین می‌کند. سجده یعنی خضوع و اطاعت از خلیفة الله. یعنی خلیفه‌ی خداوند، حاکم و امیر بر تمام بندگان خداوند متعال است.

وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبي‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرينَ

(و (به یاد آر) هنگامی‌که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید و خضوع نمایید. همه سجده کردند جز ابلیس که سرباز زد و تکبّر ورزید و او از کافران بود).([7])

در اثبات این که علم و حکمت از راه‌های شناخت حجج الهی است، درباره حضرت ابراهیم (ع)، به آیه‌ای اشاره کردیم که ایشان (ع) برای اثبات خلافتش، با علمی‌ که از جانب خداوند متعال برایش آمده است احتجاج می‌کند. در همان آیه، احتجاج حضرت ابراهیم (ع) به حاکمیت خدا نیز ذکر شده است. و آن دعوت ابراهیم (ع) به تبعیت از او، به عوان خلیفه‌ی خدا و حاکمی‌که خداوند اطاعتش را بر مردم واجب فرموده است، می‌باشد.

يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَني‏ مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِکَ فَاتَّبِعْني‏ أَهْدِکَ صِراطاً سَوِيًّا

(ای پدر من، بی‌تردید برای من دانشی (از جانب حق) آمده که تو را نیامده، پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم).([8])  

همچنین در آیه‌ای که خداوند متعال به دلایل روشن و بینات حضرت عیسی (ع) اشاره می‌کند، حاکمیت خداوند نیز دلیلی بر حقانیت عیسی (ع) می‌باشد. و آن، ذکر حاکمیت خداوند و این که حضرت عیسی (ع) حاکمی ‌است که خداوند انتخاب کرده است و اطاعتش بر مردم واجب است، می‌باشد.

وَ لَمَّا جاءَ عيسي‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ

(و زمانی که عیسی با بینات و دلایل روشن آمد، گفت: به درستی که با حکمت به سوی شما آمده‌ام تا بعضی از آنچه که در آن اختلاف دارید را برایتان روشن کنم. پس تقوای خداوند را پیشه کنید و از من اطاعت کنید).([9])

پس با توجه به آیات قرآن، متوجه شدیم که راه شناخت خلفای خداوند: نص یا وصیت، علم و حکمت، و پرچم البیعة لله یا حاکمیت خداوند و دعوت به آن می‌باشد.

 

[1]- البقرة:30.

[2]- الصف:6.

[3]- البقرة: 31.

[4]- مريم:43.

[5]- القصص:14.

[6]- الزخرف:63.

[7]- البقرة:34.

[8]- مريم:43.

[9]- الزخرف:63.

ادامه مطلب...

اثبات وصیت رسول الله در شب وفاتشان

اثبات وصیت رسول الله

در این قسمت، به اثبات وصیت رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان، که در کتاب غیبت شیخ طوسی ذکر شده است، می‌پردازیم. شاید اهل سنت و جماعت، در نگاه اول، گمان کنند که چون این وصیت در کتب شیعه ذکر شده است، برای آنها اعتباری ندارد و نزد آنها فاقد ارزش می‌باشد. اما در این مبحث، ثابت خواهیم کرد که این وصیت بر کل مسلمین، چه شیعیان و چه اهل سنت، کاملاً حجت است.

اولاً این وصیت، تنها وصیت وارده از رسول‌الله (ص) در شب وفاتشان می‌باشد. و در تمام کتب مسلمین، وصیتی غیر از این وصیت، برای زمان فرا رسیدن وفات رسول‌الله (ص) وجود ندارد. در حالی که خداوند متعال امر فرموده است که وصیت را هنگام فرا رسیدن وفات باید انجام داد.

به این دو آیه دقت کنید:

كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ([1]) (بر شما واجب شده است که زمانی که مرگ هر کدام از شما فرا رسد، اگر خیری بجای گذارد، به صورتی پسندیده برای پدر و مادر و نزدیکان وصیت کند، که این حقی واجب بر متقین است).

يِا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ([2]) (ای مومنان زمانی که مرگ هر کدام از شما فرا رسد، دو شاهد عادل از خودتان یا از دیگران، در هنگام وصیت فرا خوانید).

پس با توجه به این دو آیه، وصیت کردن در زمان فرا رسیدن مرگ، امری واجب بر گردن متقین است. و همه‌ی ما قبول داریم که رسول‌الله (ص)، سرور متقیان عالم است. حال اگر بخواهیم این وصیت را به دلیل وجود آن در کتب شیعیان انکار کنیم، بایستی پیامبر خدا (ص) را به ترک واجب متهم کنیم. زیرا وصیت دیگری، غیر از آنچه که در کتاب غیبت طوسی (و البته کتب دیگر شیعی به نقل از آن) نقل شده است، برای زمان فرا رسیدن وفات رسول‌الله (ص) وجود ندارد. پس بایستی آن را قبول کنیم. زیرا هم موافق قرآن و سنت است، و همچنین عدم قبول آن، اتهام بستن به سید المتقین (ص) است که ایشان که حتی مستحبات را ترک نمی‌کرد، واجبی که خداوند با این شدت وجوب آن را در قرآن متذکر شده است، ترک نموده است. و حاشاه در روایات وارد شده در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز به این امر اشاره شده است که رسول‌الله (ص)، برای نوشتن این وصیت به شدت اهتمام ورزیدند. و اصحاب و یاران خود را در منزلشان جمع کرده و سپس فرمودند که می‌خواهند برای امتشان وصیتی کنند که بعد از آن و با تمسک به آن، هرگز و تا ابد دچار گمراهی وضلالت نشوند.

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ‏،...، قَالَ رسول‌الله (ص): ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ - أَوِ اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ - أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا ،‏ فَقَالُوا: إِنَّ رسول‌الله (ص) يَهْجُرُ.

از ابن عباس که گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای..... رسول‌الله (ص) فرمود: برایم کتف و دوات (یا لوح و دوات) بیاورید تا برایتان کتابی بنویسم که بعد از آن، هرگز تا ابد گمراه نشوید. پس گفتند: همانا رسول‌الله (ص) هذیان می‌گوید.([3])

 این لفظ تکان دهنده، که بعد از این وصیت و با تمسک به آن، امت ایشان از هر گمراهی نجات خواهد یافت، وجوب نوشتن این وصیت را بیشتر می‌کند. آیا ممکن است که رسول خدا (ص)، امت خویش را در گمراهی رها کند و این وصیت را ننویسد؟

همان‌طور که می‌دانیم، سخنان پیامبر (ص) به وحی از جانب خداوند است و شاهد آن در قرآن است:

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى([4])(و هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید* بلکه آن فقط وحی است که نازل می‌شود).

و وقتی می‌فرمایند که این وصیت، شما را از هرگونه گمراهی حفظ می‌کند، یعنی این کلام را از جانب خداوند متعال فرموده اند. پس قطعا نوشتن این وصیت واجب است و بدون نوشتن آن، رسالت رسول‌الله (ص) به طور کامل به پایان نرسیده است و لیکن می‌بینیم، افرادی از اصحاب و یاران رسول‌الله (ص)، این آیه و آیات فراوان دیگری را، که به اطاعت مطلق از رسول خدا (ص) از جانب خداوند سبحان نازل شده است را فراموش کرده و حق پیامبر خدا (ص) را نشناختند و ایشان را به هذیان گویی متهم کردند. و حاشاه.

در حدیث بعدی بهتر روشن می‌شود که از همان زمان در بین امت رسول‌الله (ص) اختلاف ایجاد شد.

عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِيِّ (ص) وَجَعُهُ قَالَ: ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ، قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ (ص) غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا، فَاخْتَلَفُوا وَكَثُرَ اللَّغَطُ، قَالَ: قُومُوا عَنِّي وَلَا يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ.

از ابن عباس که گفت: زمانی که درد بر پیامبر (ص) شدید شد، فرمود: لوحی برایم بیاورید که برایتان کتابی بنویسم، که بعد از آن گمراه نشوید. عمر گفت: همانا درد بر پیامبر (ص) غلبه کرده است و نزد ما کتاب خدا است و برای ما کافی است. پس اختلاف بوجود آمد و سر و صدا زیاد شد. رسول‌الله (ص) فرمود: از نزد من برخیزید و نباید نزد من اختلاف و منازعه باشد.([5])

پس اختلاف در بین امت، قبل از رحلت پیامبر خدا (ص) آغاز شد. و آن، در قبول وصیتی است که رسول‌الله (ص)، طبیعتاً به امر خداوند، یارانشان را جمع کرده و خواستند آنها را بر آن وصیت شاهد بگیرند. وصیتی که بعد از آن و با تمسک به آن، هرگز کسی بعد از ایشان گمراه نمی‌شود و در صراط مستقیم باقی می‌ماند. اما اختلاف بوجود آمد و گروهی خواستار این وصیت شدند و گروهی دیگر به این امر مهم توجه نکرده و مانع نوشتن وصیت، در مقابل دیدگان همه شدند و با پیامبر خدا (ص) مخالفت ورزیدند.

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا حُضِرَ النَّبِيُّ (ص) وَفِي الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، قَالَ: هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ،‏ قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِيَّ (ص) غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ، فَحَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ‏، وَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَيْتِ وَاخْتَصَمُوا، فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ: قَرِّبُوا يَكْتُبْ لَكُمْ رسول‌الله (ص) كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ‏، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغَطَ وَالاِخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ (ص) قَالَ:‏ قُومُوا عَنِّي.

از ابن عباس که گفت: زمانی که وقت وفات پیامبر خدا (ص) فرا رسید، در حالی که در آن خانه مردانی بودند که عمر بن خطاب در بین آنها بود، رسول خدا (ص) فرمود: بدرستی که برای شما کتابی می‌نویسم، که بعد از آن، هرگز گمراه نشوید. پس عمر گفت: درد بر پیامبر (ص) غلبه کرده است و قرآن نزد شما است. پس کتاب خدا برای ما کافی است. پس اهل خانه به اختلاف افتادند و مخاصمه کردند. گروهی از آنها می‌گفتند: بیایید تا رسول‌الله (ص) برایتان کتابی بنویسد، که بعد از آن هرگز گمراه نشوید. و گروهی نیز آنچه عمر گفت را می‌گفتند. پس زمانی که سر و صدا و اختلاف نزد پیامبر (ص) زیاد شد، رسول خدا (ص) فرمود: از نزد من برخیزید.([6])

اما نوشتن این وصیت بسیار مهم است. و اعراض از آن، قطعا برای رسول خدا (ص) ممکن نیست. از طرفی از همان زمان تفرقه آغاز شد و مسلمانان به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول که آن عمر و همراهان و طرفدارانش می‌باشند که نیازی به وصیت رسول‌الله (ص)، آن هم با آن اهمیت، احساس نکردند و تسلیم پیامبر (ص) نشدند و بلکه او را به هذیان گویی متهم کردند و حاشاه. و گروه دوم، کسانی هستند که تسلیم امر خدا و رسولش (ص) بوده و خواستار وصیت بودند؛ زیرا به صدق کلام رسول‌الله (ص) که چیزی بجز وحی از طرف خداوند نبود، ایمان داشتند و آن وصیت را برای گمراه نشدن خویش، مهم و ضروری دانستند.

حال که دانستیم پیامبر خدا (ص) بایستی هر طور که شده، این وصیت را بنویسند، و امت ایشان به دو گروه تقسیم شدند، قطعاً این وصیت را برای گروه دوم خواهند نوشت. و دقیقاً این اتفاق نیز افتاد. ابتدا به این دو روایت توجه کنید:

عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ، فَقَالَ: اشْتَدَّ بِرسول‌الله (ص) وَجَعُهُ يَوْمَ الْخَمِيسِ، فَقَالَ: ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا، فَتَنَازَعُوا وَلَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: هَجَرَ رسول‌الله (ص)، قَالَ: دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونِي إِلَيْهِ، وَأَوْصَى عِنْدَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ، أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ، وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ، وَنَسِيتُ الثَّالِثَةَ.

از سعید بن جبیر که ابن عباس گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای. سپس گریست، تا این که اشک‌هایش، شن‌ها را خيس كرد. پس گفت: درد بر رسول‌الله (ص) در روز پنج‌شنبه شدت یافت. پس رسول خدا (ص) فرمود: لوحی برايم بياوريد تا برايتان كتابى بنويسم که بعد از آن، هرگز تا ابد گمراه نشويد. پس به اختلاف و منازعه پرداختند و نباید نزد پیامبر خدا اختلاف و منازعه باشد. پس گفتند: رسول‌الله (ص) هذيان مى گويد. پیامبر خدا (ص) فرمود: مرا تنها بگذارید و از نزد من برخیزید که آنچه من بر آن هستم، بهتر است از آنچه که شما مرا به آن می‌خوانید. و در هنگام مرگ به سه چیز وصیت كرد. مشرکان را از جزیرة العرب بیرون کنید. و از اهل کتاب، همان‌طور که من جزیه می‌گرفتم، جزیه بگیرید. و سومی ‌را فراموش کرده‌ام.([7])

عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى بَلَّ دَمْعُهُ الْحَصَى، فَقُلْتُ: يَا ابْنَ عَبَّاسٍ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ؟ قَالَ: اشْتَدَّ بِرسول‌الله (ص) وَجَعُهُ، فَقَالَ:‏ ائْتُونِي أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدِي، فَتَنَازَعُوا وَمَا يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ‏، وَقَالُوا: مَا شَأْنُهُ أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ؟ قَالَ:‏ دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ، أُوصِيكُمْ بِثَلاَثٍ، أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ، وَأَجِيزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ،‏ قَالَ: وَسَكَتَ عَنِ الثَّالِثَةِ أَوْ قَالَهَا فَأُنْسِيتُهَا.

از سعید بن جبیر که ابن عباس گفت: پنج‌شنبه و چه روز پنج‌شنبه‌ای. سپس گریست تا این که اشک‌هایش، شن‌ها را خيس كرد. گفتم: ای ابن عباس چه شد در روز پنج‌شنبه؟ گفت: درد بر رسول‌الله (ص) شدت یافت. پس رسول خدا (ص) فرمود: لوحی برايم بياوريد تا برايتان كتابى بنويسم، که بعد از من گمراه نشويد. پس به اختلاف و منازعه پرداختند. و نباید نزد پیامبر خدا اختلاف و منازعه باشد. پس گفتند: رسول‌الله (ص) چه می‌گوید؟ آیا هذيان مى‌گويد؟ آیا او را می‌فهمید؟ پیامبر خدا (ص) فرمود: مرا تنها بگذارید و از نزد من برخیزید که آنچه من بر آن هستم، بهتر است. شما را به سه چیز وصیت می‌کنم. مشرکان را از جزیرة العرب بیرون کنید. و از اهل کتاب، همانطور که من جزیه می‌گرفتم، جزیه بگیرید. و سومی ‌را نگفت و یا گفت و من فراموش کرده‌ام.([8])

در این دو روایت نیز می‌بینیم که راوی، سومی‌ را فراموش کرده، یا این که نمی‌خواهد آن را نقل کند؛ زیرا این همان وصیت به اهل بیت علیهم السلام است.

همان‌طور که می‌دانیم، رسول‌الله (ص) قبلا نیز این لفظ که با عمل و تمسک به چیزی هرگز گمراه نمی‌شوید را فرموده بودند. رسول خدا (ص) فرمودند که اگر تمسک به ثقلین کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید. و نیز پیامبر (ص) در مورد وصیت فرمودند که اگر به آن تمسک کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید. پس وصیت رسول‌الله (ص) در شب وفات، باید مشخص کردن اهل بیت ایشان علیهم السلام باشد. در حدیث ثقلین یا خلیفتین، تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام، انسان را از هر گمراهی حفظ می‌کند. و پیامبر خدا (ص) در آن زمان هر آنچه از قرآن بر ایشان نازل شده بود را ابلاغ کرده بودند. پس اصحاب خود را جمع کردند تا، اهل بیت علیهم السلام را یک به یک برای مردم و امتشان معرفی کنند؛ زیرا باید به آنها تمسک جویند. و باید همراه قرآن و با قرآن باشند. پس قطعاً این وصیت و اهل بیت علیهم السلام را که برای هدایت امت ایشان (ص) ضروری می‌باشند، روشن ساخته‌اند و وصیت رسول‌الله (ص) که فرمودند: بعد از آن، هرگز گمراه نمی‌شویم، باید حتماً معرفی اهل بیت علیهم السلام باشد. زیرا قرآن نزد مردم بود و شاهد آن گفتار عمر و کسانی که با او همراه شدند و این وصیت را نپذیرفتند، می‌باشد؛ که گفتند قرآن برای آنها کافی است. و ثقل دوم و خلیفه‌ی دوم را رد کردند.

به این احادیث توجه کنید که کاملاً واضح و روشن است:

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: رَأَيْتُ رسول‌الله (ص) فِي حَجَّتِهِ يَوْمَ عَرَفَةَ وَهُوَ عَلَى نَاقَتِهِ الْقَصْوَاءِ يَخْطُبُ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي.

جابر بن عبد الله گوید: رسول‌الله (ص) را در حجش در روز عرفه دیدم، در حالی که بر روی شترش قصواء خطبه ایراد می‌فرمود (سخنرانی می‌کرد). پس شنیدم که می‌فرمود: ای مردم، بدرستی که من برای شما چیزی بجای می‌گذارم، که تا زمانی که به آن تمسک کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید، کتاب خدا قرآن و عترتم اهل‌بیتم.([9])

حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ، وَالأَعْمَشُ عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، قَالاَ: قَالَ رسول‌الله (ص):‏ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَلَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ.

اعمش از عطیة از ابی سعید، و اعمش از حبیب بن ثابت از زید بن ارقم، هر دو گویند: رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من برای شما چیزی بجای می‌گذارم که تا زمانی که به آن تمسک کنید، هرگز بعد از من گمراه نمی‌شوید. یکی از آن دو از دیگری عظیم‌تر است. کتاب خدا قرآن که آن ریسمانی است که از آسمان تا به زمین امتداد دارد و عترتم اهل‌بیتم. و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا این که در آن حوض به سوی من باز گردند.([10])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَوْ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من دو خلیفه و جانشین برای شما بجای می‌گذارم، کتاب خدا قرآن که آن ریسمانی است که از آسمان تا به زمین امتداد دارد و عترتم اهل‌بیتم. و بدرستی که آن دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا این که در آن حوض به سوی من باز گردند.([11])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمُ الْخَلِيفَتَيْنِ (خَلِيفَتَيْنِ) بَعْدِي: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي، إِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که دو خلیفه در شما بجای می‌گذارم بعد از خودم. کتاب الله قرآن و عترتم. همانا آنها هرگز از هم جدا نشوند تا در آن حوض بر من باز گردند.([12])

قَالَ رسول‌الله (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ وَأَهْلُ بَيْتِي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ جَمِيعًا‏.

رسول‌الله (ص) فرمود: بدرستی که من دو خلیفه در شما بجای می‌گذارم، کتاب الله قرآن و اهل بیتم را، همانا آنها هرگز از هم جدا نشوند تا در آن حوض بر من باز گردند.([13])

حَدَّثَنِي يَزِيدُ بْنُ حَيَّانَ، قَالَ انْطَلَقْتُ أَنَا وَحُصَيْنُ بْنُ سَبْرَةَ وَعُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ إِلَى زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ فَلَمَّا جَلَسْنَا إِلَيْهِ، قَالَ زَيْدُ: مَا سَمِعْتَ مِنْ رسول‌الله قال:... وَأَنَا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فِيهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي.

یزید بن حیان گوید: من و حصین بن سبرة و عمر بن مسلم نزد زید بن ارقم رفتیم. زمانی که پیش او نشستیم گفت: شنیدم رسول‌الله (ص) فرمود: ... و من دو ثقل را برای شما بجای می‌گذارم، اولین آن دو، کتاب الله قرآن است که در آن هدایت و نور است. پس از کتاب الله بگیرید و به آن تمسک کنید، و اهل‌بیتم، شما را به یاد خدا کردن در مورد اهل‌بیتم، سه بار فرمود: اذکرکم الله فی اهل بیتی.([14])

پس طبق این احادیث، پیامبر خدا (ص) دو چیز سنگین و گرانبها را برای تمسک، و نیز به عنوان خلفای خود، معرفی فرموده‌اند. یکی کتاب الله قرآن است. و دیگری اهل بیت علیهم السلام هستند.

پس رسول خدا (ص) قطعاً وصیت خویش را بجای گذاشتند؛ زیرا اولا وصیت کردن در زمان فرا رسیدن وفات، طبق دو آیه‌ای که در ابتدا ذکر کردیم، اکیداً واجب است. در ثانی طبق احادیثی که از صحیح بخاری و صحیح مسلم ذکر کردیم، با این وصیت و تمسک به آن است که امت، از هر گمراهی در امان می‌ماند. سوم اینکه حتی در دو حدیث، به این که پیامبر (ص) وصیت کردند، اشاره شد. حتی اگر به عمد آن را ذکر نکرده بودند (یعنی عباراتی چون: فراموش کرده‌ام، یا راوی از گفتن آن سکوت کرد). پس حتماً این وصیت نوشته شده است.

همچنین احادیثی نیز هستند که نوشته شدن این وصیت را کاملاً روشن و واضح تایید می‌کنند. به این احادیث توجه کنید:

قَالَ رسول‌الله (ص): يَا عَلِيُّ ادْعُ بِصَحِيفَةٍ وَدَوَاةٍ، فَأَمْلَى رسول‌الله (ص)، وَكَتَبَ عَلِيٌّ، وَشَهِدَ جِبْرِيلُ، ثُمَّ طُوِيَتِ الصَّحِيفَةُ.

رسول‌الله (ص) فرمود: یا علی صحیفه و دواتی بیاور. پس رسول‌الله (ص) املاء کرد و علی آن را نوشت. و جبرئیل شاهد بود. سپس آن صحیفه را پیچید.([15])

عن إبراهيم بن شيبة الانصاري قال: جلست عند الاصبغ بن نباتة قال: ألا اقرئك ما أملاه علي بن أبي طالب؟ فأخرج صحيفة فيها مكتوب: بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما أوصى به محمد صلى الله عليه وآله وسلم أهل بيته وأمته، وأوصى أهل بيته بتقوى الله، ولزوم طاعته، وأوصى أمته بلزوم أهل بيته، وأهل بيته. يأخذون بحجزة نبيهم صلى الله عليه وآله وسلم، وإن شيعتهم يأخذون بحجزهم يوم القيامة، وإنهم لن يدخلوكم باب ضلالة، ولن يخرجوكم من باب هدى.

ابراهیم بن شیبة انصاری گوید: نزد اصبغ بن نباته نشسته بودیم. او گفت: آیا برایت آنچه را که به علی بن ابی طالب املاء شد را بخوانم؟ پس صحیفه‌ای بیرون آورد که در آن مکتوب بود: بسم الله الرحمن الرحیم. این وصیت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است برای اهل بیتش و امتش. و وصیت می‌کند با اهل بیتش به تقوای الهی و ملازمت اطاعتش. و وصیت می‌کند به امتش به ملازمت با اهل بیتش. و اهل بیتش از پیامبرشان صلی الله علیه وآله وسلم می‌گیرند، و شیعیان‌شان از آنها می‌گیرند در روز قیامت. و بدرستی که اهل بیتم شما را هرگز وارد گمراهی نمی‌کنند و هرگز از حق خارج نمی‌کنند.([16])

پس این وصیت، که با آن و تمسک به آن، هرگز گمراه نخواهیم شد!!! حتماً و قطعاً و اکیداً، نوشته شده است.

و در اینجا است که، باید تصمیم بگیریم که، یا به وصیت رسول‌الله (ص) عمل کنیم تا هرگز گمراه نشویم. و یا به حرف عُمر عمل کنیم و وصیت را انکار کرده یا سبک بشماریم!!!

 

والحمد لله وحده وحده وحده

وصلی الله علی محمد وآل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا

والسلام علی

 

[1]- بقره: 180.

[2]- مائده: 160.

[3]- صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4321

[4]- النجم:3-4

[5]- صحيح البخاري - كتاب العلم - باب كِتَابَةِ الْعِلْمِ - ح 114.

[6]- صحيح البخاري - كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة - باب كَرَاهِيَةِ الْخِلاَفِ - ح 7454. صحيح البخاري - كتاب المرضى - باب قَوْلِ الْمَرِيضِ قُومُوا عَنِّي - ح 5731.صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4322.

[7]- صحيح البخاري - كتاب الجهاد والسير - باب هَلْ يُسْتَشْفَعُ إِلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ وَمُعَامَلَتِهِمْ - ح 3090.

[8]- صحيح مسلم - كتاب الوصية - باب تَرْكِ الْوَصِيَّةِ لِمَنْ لَيْسَ لَهُ شَىْءٌ يُوصِي فِيهِ - ح 4319 و ح 4320

[9]- سنن الترمذي - كتاب المناقب - باب مَنَاقِبِ أَهْلِ بَيْتِ النَّبِيِّ (ص) - ح 3786. صحيح الترمذي الألباني - ح 3786 - قال الألباني: صحيح.

[10]- سنن الترمذي - كتاب المناقب - باب مَنَاقِبِ أَهْلِ بَيْتِ النَّبِيِّ (ص) - ح 3788. صحيح الترمذي الألباني - ح 3788 - قال الألباني: صحيح.

[11]- مسند احمد - ج 5 - مُسْنَدُ الْأَنْصَارِ - حَدِيثُ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ - ح 20596. مجمع الزوائد - ج 9 - كتاب المناقب - باب في فضل أهل البيت (ع) - ح 14957 - قال الهيثمي: إسناده جيد. الجامع الصغير - ج 3 - ح 2631 - قال السيوطي: صحيح. صحيح الجامع - ح 2457 - قال الألباني: صحيح. الجامع الصغیر وزيادته - ح 4222 - قال الألباني: صحيح.

[12]- فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل - فَضَائِلُ الْحَسَنِ (ع) - ح 1239. المعجم الكبير للطبراني - بَابُ الزَّايِ - مَنِ اسْمُهُ زَيْدٌ - ح 4787. السنة لابن أبي عاصم - بَابٌ فِي فَضَائِلِ أَهْلِ الْبَيْتِ - ح 1328. مسند ابن أبي شيبة - مَا رَوَاهُ زَيْدُ بْنُ ثَابِتٍ - ح 135. مجمع الزوائد - ج 9 - كتاب العلم - باب في العمل بالكتاب والسنة - ح 784 - قال الهيثمي: رواه الطبراني في الكبير ورجاله ثقات‏

[13]- مسند احمد - ج 5 - مُسْنَدُ الْأَنْصَارِ - حَدِيثُ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ - ح 20667.السنة لابن أبي عاصم - بَابٌ فِي فَضَائِلِ أَهْلِ الْبَيْتِ - ح 1329. مصنف ابن أبي شيبة - كِتَابُ الزَّكَاةِ - أَبْوَابُ إِخْرَاجِ الزَّكَاةِ - ح 30998.

[14]- صحيح مسلم - كتاب فضائل الصحابة - باب مِنْ فَضَائِلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) - ح 6378. الجامع الصغير السيوطي - ح 1608. صحيح الجامع الألباني - ح 1351. منهاج السنة ابن تيمية - ج 7 ص 318.

[15]- کشف الخفاء العجلوني ج 2 ص 383.

[16]- نظم درر السمطين الزرندي ص 240ينابيع المودة ج 2 ص 365

 

ادامه مطلب...

راه شناخت مهدی به هنگام ظهور چیست؟

برخی جواب این سوال را به تحقق علامات معینی مربوط می‌دانند. ولی این امر در عقیده اهل سنت صحیح نیست؛ چون مهدی یکی از علامات قیامت کبری است. ابن باز در جواب کسی که پرسید بود: رسول خدا برخی از علامات را برایمان مشخص کرده و فرموده بیوه زنان سرور خویش را به دنیا بیاورد. معنی این عبارت چیست؟

جواب ابن باز‌:

علامات قیامت کبری زیاد است. ولی بر دو قسم است:

قسم مطلق که در زمان پیامبر و بعد از حیات او رخ دادند و یک قسم خاص که در زمان نزدیکی قیام قیامت رخ می‌دهند.

اما قسم مطلق‌؛ در واقع خود پیامبر از علائم آن است. یعنی رسول خدا خود پیامبر قیامت است و وجود وی از علائم قیامت است.

و معنی عبارت این است: به سبب لشکر کشی برای جهاد و کثرت غنائم که بیوگان زیاد شده و سرور  و آقا به کنیز خود نزدیک می‌شود؛ چون ملک اوست.

خدواند می‌فرماید:والذین هم لفروجهم حافظون *الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین(مومنون5-6)

اما علائم خاص که در هنگام قرب قیامت رخ می‌دهند، احادیث آن را بیان کرده‌اند که ده علامت می‌باشند‌:

اول: مهدی، مردی از اهل بیت در آخر الزمان است که دنیا را به دست می‌گیرد و آن را بعد از اینکه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد می‌کند و وی از اهل بیت از بنی هاشم است و از ذریه فاطمه (سلام الله علیها).

دوم‌: دجال؛ خروج دجال در آخر الزمان که ادعای نبوت کرده و سپس ادعای ربوبیت می‌کند و روایات در مورد او از سوی رسول خدا صحیح و در حد متواتر است.

سوم: نزول مسیح بن مریم از آسمان؛ وی دجال را کشته و برای امت خیر فراون می‌آید و خداوند بوسیله وی برکات زمین را خارج می‌کند و بجز اسلام دینی نمی‌پذیرد و در زمان وی خداوند همه ادیان را از بین می‌برد و بجز اسلام چیزی باقی نمی‌ماند. یهودیت و نصرانیت و کمونیست و غیر از بین رفته و تنها اسلام در عهد وی باقی می‌ماند.

چهارم: خروج یأجوج و مأجوج از مشرق؛ در عهد حضرت عیسی که خداوند آنها را به هلاکت می‌رساند و بعد از آن علامت دخان و منهدم‌کردن کعبه‌ ... سپس خروج دابة‌الارض (جنبده زمین) و طلوع خورشید از محل مغرب آن و اگر چنین شود توبه کسی پذیرفته نمی‌شود و علامت آخر اینکه آتشی افروخته می‌شود که مردم را به سوی محشر خود می‌راند. به این علامات علامت‌های خاص به هنگام قرب قیامت می‌گویند که احادیث آنها را ذکر کرده و اهل علم بیان کردند.

از آنچه گذشت می‌توان دریافت که مهدی اولین علامت از علائم قیامت کبری است و در نتیجه خطای کسی که می‌گوید: خروج دجال با وی یا نزول عیسی بن مریم در ابتدای امر مهدی آشکار می‌گردد.

علاوه بر آن مهدی، همان‌گونه که روایات اشاره دارند خلیفه خداست که در این صورت شناخت وی بوسیله علامات قابل قبول نیست؛ چون صفات ذاتی نیستند. بله، اگر علامتی محقق شد، حضور زمان وی را می‌توان دریافت.

 

خلیفه خدا:

قبل از اینکه در روش‌های شناخت خلیفه خدا دقت کنیم، نیاز به اقامه دلیل نظری داریم که ثابت کنیم مهدی، مصداق خلیفه خداست. باید توجه داشت که خلیفه خدا ممکن است نبی یا رهبر یا امام و یا ... باشد چون نبوت و امامت صفاتی برای خلیفه خدا هستند.

مهدی خلیفه خداست:

نصوص زیادی دال بر مصداقیت خلیفه خدا بودن مهدی وجود دارند از جمله:

  • ابونصر الخفاف از خالد از ابی قلابه از ثوبان نقل می‌کند که گفت: اگر دیدید پرچم‌های سیاه از سمت خراسان خروج کردند، به سوی آنها بشتابید که اگر بر روی یخ سینه خیز روید؛ چون در میان آنها خلیفه الله المهدی وجود دارد.‌([1])
  • ثوبان از رسول خدا نقل می‌کند که فرمودند: (در کنار گنج شما سه نفر جنگ می‌کنند که همگی فرزند خلیفه هستند. ولی ملک به هیچ کدام آنها نمی‌رسد و سپس پرچم های سیاه از سوی خراسان می‌آیند. بسوی آنها بشتابید حتی اگر بر چهار دست و پا باشید؛ چرا که در میان آنها خلیفه الله المهدی موجود است).([2]
  • ثوبان از رسول خدا نقل می‌کند که فرمودند: (اگر پرچم‌های سیاه را دیدید که از سمت خراسان می‌آیند، بسوی آنها بشتابید؛ چون در میان آنها خلیفه الله المهدی وجود دارد).
  • سلمی شافعی می‌گوید: (عبدالله بن عمرو از رسول خدا نقل می‌کند که فرمودند: (مهدی عمامه‌ای برسرخروج می‌کند و فرشته‌ای سر بر می آورد که این مهدی خلیفه الله است. از وی پیروی کنید).([3])

قابل توجه است که این قبیل روایات در کتب اهل سنت به طرق رجالی مختلفی وارد شده است که خلیفه بودن مهدی را ثابت می‌کنند.که به علت طولانی شدن بحث از ذکر آنها صرف‌نظر می‌کنیم.

 

قانون معرفت حجت :

قانون معرفت حجت‌های الهی و اینکه استخلاف (تعیین جانشین)، سنتی همیشگی است که در عالم خارج، از آن تخلف نشده است.

خدای سبحان مالک زمین و اهل آن است و در ملک خودش حاکمیت مطلق دارد و برای این‌که این حاکمیت در ملک او به دیگری منتقل شود، باید خود خداوند (مالک اصلی و حقیقی) فرد مشخصی را به ‌عنوان خلیفه و جانشین تعیین کرده و به او رهنمود سازد؛ پس کسی که دخالت بی‌جا کرده و خودش یا دیگری را در حوزه مالکیت خداوند به ‌عنوان رهبر برگزیند، غاصب خلافت الهی و ظالم و متجاوز بر فرمانروایی و پادشاهی خداوند محسوب می‌شود.

ما می‌بینیم که سنت خدا این بود که قبل از رسول‌الله محمد (ص) نیز خلفایی را در زمین خود برگزیده بود و رسول‌الله محمد (ص) را نیز برگزید و بدون شک، مردم را پس از رسول‌الله (ص) نیز بدون برگزیدن خلیفه‌ای رها نکرده است، همچنان که در قرآن کریم آمده است:

«وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (رعد7) «و كافران می‌گويند: چرا از سوى پروردگارش معجزه ‏اى بر او نازل نشده؟ تو فقط بیم دهنده ‏اى و براى هر قومى هدايت‏ كننده‏ اى است.»

اما کسی که قائل به تخلف سنت مستمر الهی، بعد از رسول‌الله (ص) است، باید این استدلال مبتنی بر این‌که «ملک و حکومت برای خداست و تصرف آن بدون اجازه او و نص تشخیصی‌اش، جایز نیست» را نقض کند. سپس باید دلیل قطعی بر تخلف این سنت الهی که در طول مسیر دین الهی از آدم تا محمد (ص) ادامه داشته است بیاورد.

حاکمیت در مقام قانون‌گذاری و اجرا مخصوص خداست.

از آن‌چه گذشت روشن شد که عقیده خلافت خدا در زمینش همان عقیده حق است و خداوند خلفای خود را در هر زمانی می‌فرستد، چه آشکار و اعلان کننده باشند که برخی از مردم در صورت وجود قابل، آن‌ها را یاری کنند، چه در صورت عدم وجود قابل، پنهان و منزوی باشند؛ پس در هر صورت به‌وسیله این خلفای الهی حجت بر مردم اقامه‌شده و عذر آن‌ها منتفی می‌شود: «لِئَلاَّ یَکونَ للنّاس علی الله حُجَّۀٌ بَعدَ الرُّسُل» (نسا165)

این خلفای الهی علت آفرینش، یعنی معرفت را محقق می‌کنند و به‌ وسیله این‌ها خواست خدا در حکومت و ملکش اجرا می‌شود، زیرا آن‌ها تنها راه رسیدن به این مقصد هستند، چون دیگران از شناخت اراده خدا عاجزند؛ پس چگونه آن اراده را در قلمروی ملک خدا اجرا کنند؟!

در این‌جا لازم به ذکر است که این عقیده حقی که قبلاً بیان کردیم، با اصلی که هر مؤمن عاقلی آن را درک می‌کند هماهنگ است. آن اصل این است که: مالک حقیقی زمین و اهل آن فقط خداست و هیچ‌کس در ملک خدا بدون اجازه او ولایت و حق تصرف ندارد، در حالی‌که اعتقاد به حاکمیت مردم چه در مقام تشریع و قانون‌گذاری و چه در اجرا و عمل، به معنای امکان تخلّف از این قاعده کلی و عقلی استخلاف است؛ یعنی غیر از خدا نیز در ملک او بدون اجازه او، ولایت و حاکمیت و حق تصرف دارند و بدیهی است که این عقیده باطل است و چه‌بسا که به ابطال لاهوت مطلق خداوند منجر می‌شود.

بدین وسیله قول اهل سنت و دیگران که می‌گویند تنصیب خلیفه و امام به دست مردم است (به‌ وسیله شورا یا بیعت اهل حل و عقد یا غلبه و چیرگی و فرادستی یا بقیه ابزارها و راه‌ها...) باطل می‌شود.

 زمین و اهل آن و آسمان‌ها و آن‌چه در آن‌هاست، همگی مخلوق خداوند هستند و او مالک همه آن‌هاست. پس مُلک، مُلک خداست و فی البداهه ثابت است که تصرف در هر ملکی مخصوص مالک حقیقی آن است و هیچ‌کس حق تصرف در ملک دیگری را ندارد، مگر با اجازه خود او.

 این‌که اهل سنت حق تصرف در ملک خدا را به مردم تفویض کردند و حاکمیت در ملک خدا را به دست مردم دادند و این‌که می‌گویند مردم حق ‌دارند که هرکسی را که بخواهند آن ‌هم بدون نص و دلیل قطعی، به‌عنوان حاکم در زمین قرار دهند، در حقیقت غصب حق خدا و تجاوز بر خدای سبحان است و هیچ راه گریزی ندارند مگر این‌که اقرار کنند که حاکمیت مخصوص خداست و تنصیب امام و خلیفه تنها به دست خداوند سبحان است.

بدین طریق ثابت می‌شود که حق با آل محمد (ع) است، مگر این‌که نظریه‌پردازان اهل سنت دلیل قطعی اقامه کنند که خداوند به مردم اجازه داده که هرکه را بخواهند به‌ عنوان امام و رهبر نصب کنند، در حالی‌که چنین دلیلی وجود ندارد؛ عقاید از ادله قطعی اخذ می‌شود و آن‌ها هیچ دلیل قطعی بر صحت نظرشان، در دست ندارند.

بد نیست این امر را به شکل دیگری بیان کنیم:

اصل در ولایت بر مردم، این است که مخصوص خداست و استخلاف (جانشینی) فرع بر این اصل است. لذا خلیفه خدا ولایتش فرع بر ولایت خداست و کسی حق ندارد ولایت خدا را به کس دیگری منتقل کند مگر با دلیل شرعی قطعی.

بنابراین اصل این است که ولایت بر مردم فقط برای خدا ثابت است و هیچ انسانی بر انسان دیگری مگر با دلیل قطعی، ولایت ندارد؛ اما این‌که بگویند حاکم (هرکدام از خلفایشان) بر مردم ولایت ندارد، به این معناست که اصل حکومت و حاکمیتش نقض شده و باطل می‌گردد؛ اما این‌که بگویند که ولایت او بر مردم مانند ولایت شخص نصب‌شده از جانب خداست، پس باید دلیل قطعی و نص تشخیصی از سوی خدا برای هر فردی که مدعی خلافت و ولایتش بر مردم است، بیاورند.

 

[1] - فتن  مروزی-نعیم بن حماد حدیث896.

[2] - سنن الوارده فی الفتن-لدانی حدیث551.

[3] - عقد الدرر فی اخبار المهدی المنتظر /باب ششم: درباره کرامتی که به هنگام ظهورش رخ می‌دهند.

ادامه مطلب...

وجوب ایمان به مهدی (ع)

به‌هرحال ایمان به مهدی از اعتقادات مسلّم مسلمین می‌باشد و علمای اهل سنت در تکفیر کسی که ایمان به مهدی ندارد، تردید نمی‌کنند.

 از ابن باز یکی؛ از علمای اهل سنت پرسیده شد که شخصی منکر حقیقت مهدی می‌باشد و اینکه مسیح دجال تنها کنایه از کثرت فساد در این زمان است و شخص نیست. حکم وی چیست؟

فتوایى از ابن باز در مورد انکار مهدى (ع) از سایت رسمى‌شان که می‌گوید: انکار مهدی (ع) کفر می‌باشد.

متن سؤال از بن باز و پاسخ ایشان:

شخصی، مسیح دجال و مهدی و نزول عیسی (ع) و یأجوج و مأجوج را انکار می‌کند و به هیچ کدام اعتقادی ندارد و ادعایِ عدمِ صحتِ آنچه را که در احادیث در مورد آنان آمده، می‌کند؛ در حالی‌که او بر علم حدیث و علوم دیگر هیچ احاطه‌ای ندارد و در این امر علماء با او گفتگو کردند. اما اذعان دارد که تمام احادیث مذکور در این باب به منزله‌ی کذب و افترا بر رسول‌الله l است که در اسلام تدخل یافته‌اند. در حالی‌که او اهل نماز و روزه و مقید به فرائض می‌باشد؛ پس حکم در مورد او چیست؟

چنین شخصی -پناه می‌برم به خدا- کافر می‌باشد؛ زیرا که امر ثابتی که از سوی رسول‌الله l صادر شده را انکار کرده، پس اگر اهل علم برای او بیان و آشکار کردند. اما او همواره بر تکذیب و انکار آنها اصرار می‌ورزد. پس در چنین حالتی کافر می‌باشد؛ زیرا که هر کس رسول‌الله l را تکذیب کند، کافر است، و هر کس بر خدا دروغ بندد کافر است، و اخبار متواتر رسول‌الله l در مورد نزول مسیح بن مریم و نزول مسیح از آسمان در آخر الزمان و خروج یأجوج و مأجوج و دجال در آخرالزمان و خروج مهدی آمده و این چهار امر از ثوابت می‌باشند. خروج مهدی در آخر الزمان که زمین را پر از عدل و داد می‌کند، بعد از اینکه پر از ظلم و ستم گردد و نزول عیسی بن مریم و خروج دجال در آخر الزمان و خروج یأجوج و مأجوج، تمام این امور در احادیث صحیح و متواتر از رسول‌الله l ثابت شده‌اند. پس انکارشان کفر و گمراهی است. عافیت و سلامت را از خداوند مسئلت می‌داریم.

در مورد سؤال اول، آنچه که به این سه شخصیت دجال و مسیح بن مریم و یأجوج و مأجوج مربوط می‌شود، به دلیل تواتر اخبار از رسول‌الله l هیچ شکی در مورد آنها وجود ندارد، و اما در مورد مهدی، اخبار متواتری وارد شده است و یک خبر نیست. بلکه تواتر این روایات از رسول‌الله l می‌باشند. اما برای برخی مردم در مورد آن، اشکال و جای شک وجود دارند، و ممکن است گفته شود: کسی که فقط مهدی را منکر شود، کافر است. اما کسی که دجال یا مسیح بن مریم یا یأجوج و مأجوج را انکار کند، در کفر و وقوف او شکی نیست. بلکه توقف فقط در انکار مهدی است. پس ممکن است در این توقف، کفر و ارتداد از اسلام گفته شود؛ زیرا که شخصی بر آن اشکال وارد نمود. و ظاهر و نزدیک به آن کفر و لیکن بعضی از علماء در مورد آن وقفه‌ای (تردید) دارند، و اما در مورد یأجوج و مأجوج و دجال و عیسی ابن مریم، هر کس که منکر یکی از این سه مورد شود، کافر می‌باشد -عافیت و سلامت را از خداوند مسئلت می داریم- خداوند به وجود شما برکت دهد.

 

 

ادامه مطلب...

آیا ایمان به مهدی واجب است

بدون شک همه مسلمانان در جواب به این سوال با هم دچار اختلاف هستند. برخی به عدم وجوب ایمان به مهدی معتقدند؛ در حالی که دیگران از جواب صریح به عدم ایمان طفره رفته و می‌گویند: وقت آن فرا نرسیده است و دیگران وجوب ایمان را عقیده تلقی کرده که نظر برخی علمای مسلمین می‌باشد.

بهر حال آنچه بر عوام مسلمین غالب آمده، عدم اطلاع از کتب علماء و نظرات آنها‌ست و اکتفا کردن به اقوال طلبه‌های دین می‌باشد و می‌بینی که شخص سنی درست مانند فرد شیعی از یک روحانی به راحتی می‌پذیرد؛ با اینکه طرفین اگر به کتب علمای خویش مراجعه می‌کردند، تمامی مفاهیم نزد آنها تغییر پیدا می‌کرد‌؛ از جمله این مفاهیم اعتقاد به مهدی حق‌ -صرف نظر مصداق- و وجوب آن، همان‌گونه که علمای اهل سنت بیان کردند، می‌باشد.

ایمان به مهدی حق، از عقاید ثابت مسلمین است و تلاش برای انکار این عقیده، کوششی برای استحمار توده مردم توسط کسانی است که مدعیان علم با شبهات و توهمات آن را انجام می‌دهند که در ادامه به برخی از این توهمات شائع قبل از این که به برخی سخنان علمای اهل سنت در مورد ایمان به امام مهدی بپردازیم، ذکر می‌کنیم.

توهمی رایج:

آنچه باعث می‌شود که برخی قائل به عدم وجود حدیث صحیح در مورد مهدی شوند:

البانی در کتاب (سلسله الصحیحه) در رد ادعا می‌نویسد:

(....قیامت بر پا نمی‌شود تا اینکه زمین پر از ظلم وستم شود. سپس مردی از عترتم یا از اهل بیتم خروج می‌کند. آن را پر از عدل و داد می‌کند؛ همان‌گونه که پر از ظلم وستم شده بود).([1])

حاکم نیشابوری می‌گوید: بر شرط شیخین صحیح است و ذهبی با وی موافق است و همانگونه که گفتند و ابونعیم به صحیح آن اشاره کرده و می‌گوید: از حدیث ابی الصدیق از ابی سعید مشهور است.گفته او که مشهور است، اشاره به کثرت طرق از ابی الصدیق و نام او بکر بن عمرو می‌باشد و وی موثق و همه مشایخ و محدثین به او احتجاج می‌کنند و هرکس از متاخرین حدیث وی را تضعیف کند، راه و روش مؤمنین را ترک گفته و به همین سبب ابن خلدون نتوانسته آن را تضعیف کند با اینکه وی تلاش فراوانی در تضعیف بیشتر احادیث مهدی کرد. بلکه حاکم به تصحیح آن به این طریق و دیگر طرق اقرار کرده  و هر کس ضعیف کردن کل احادیث مهدی را به او نسبت دهد، به عمد به او افترا بسته است.([2])

همچنین بعد مناقشه‌ای طولانی، احادیث مهدی را اثبات کرده و می‌گوید: (بعد از این تفاصیل عجیب نیست که شیخ غزالی در کتاب (مشکلات) صفحه139 که می‌گوید: حدیث صریحی در مورد مهدی وارد نشده است و آنچه به ما رسیده صحیح نیست!

چه کسی این نفی را به تو یاد دادند و تو طلبه هستی؟ آیا علمای کلام نیستند که هیچ آشنایی با علم حدیث و رجال آن ندارند؟ وگرنه چگونه با شهادت علمای حدیث آنچه را نفی کرده‌اند، توافق ایجاد می‌کنند؟ آیا این امر باعث نمی‌شود، در آنچه بدان عقیده داری از همه مهم‌تر آنچه به سنت و حدیث مربوط می‌شود  و هر آنچه بر اساس آن پایه گذاری کرده‌ای، تجدید نظر کنی؟ که این عمل به مراتب بهتر از این است که مسلمین را در احادیثی که علما تصحیح کرده و به تو آموخته‌اند، تشکیک ایجاد کنی).

این گونه شبهات و امثال آنها، باعث شد که بیشتر مسلمانان به عدم صحت اعتقاد به ظهور مهدی آخر الزمان اعتقاد پیدا کنند؛ با اینکه هیچ غبار شک بر آن نیست. بلکه شکی در وجوب اعتقاد به آن وجود ندارد.

آلبانی می‌گوید: (‌….. و ما مثل هؤلاء إلا کمثل من ينکر عقيدة نزول عيسى في آخر الزمان التي تواتر ذکرها في الأحاديث الصحيحة‌،...‌، و أکاد أقطع أن کل من أنکر عقيدة المهدي ينکرها أيضا ، و بعضهم يظهر ذلک من فلتات لسانه‌، و إن کان لا يبين‌. و ما مثل هؤلاء المنکرين جميعا عندي إلا کما لو أنکر رجل ألوهية الله عز وجل بدعوى أنه ادعاها بعض الفراعنة‌!‌" فهل من مدکر).([3])

مثل اين ها همانند کساني است که عقيده نزول عيسي‌(ع) در آخر الزمان را‌ -که احاديث صحيح در مورد آن به تواتر رسيده است‌- منکر مي‌شوند.... و مطمئناً و قطعا مي‌گويم که هر کس عقيده مهدي (ع) را منکر شود‌، آن را نيز منکر مي‌گردد و برخي از آنها نيز اين عقيده را بر ناخواسته (بر اثر لغزش) بيان کرده‌اند و مَثَل تمامي اين گروه منکر‌ -خروج مهدي‌(ع)- در نزد من، همانند کسي است که الوهيت خداوند متعال را انکار نمايد. همانند ادعاي برخي از فراعنه. پس آيا پند گيرنده‌اي هست؟

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر مقاله  وجوب پیروی از خلیفة الله مهدی  را مطالعه نمائید.

 

[1] - احمد بن حنبل آن را آورده است:ج3ص36 - ابن حبان ص1880 وحاکم نیشابوری ج4ص557 و ابو نعیم در "الحلیه"ج3ص101

[2]- السلسله الصحیحه شماره1529ج4ص103

[3] - سلسله الاحاديث الصحيحه آلباني ج4 ص 43 مکتبه المعارف

ادامه مطلب...

علائم قیام ساعت چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

 و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

﴿قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ﴾، (در حقيقت‏ شما را از جانب پروردگارتان برهانى روشن آمده است).([۱])

﴿… قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوَءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾.
(در حقيقت براى شما از جانب پروردگارتان دليلى آشكار آمده است اين ماده ‏شتر الله براى شماست كه پديده‏‌اى شگرف است پس آن را بگذاريد تا در زمين الله بخورد و گزندى به او نرسانيد تا [مبادا] شما را عذابى دردناک فرو گيرد).([۲])

﴿أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ﴾.
(يا نگوييد اگر كتاب بر ما نازل مى‏‌شد قطعاً از آنان هدايت‏ يافته‌‏تر بوديم اينک حجتى از جانب پروردگارتان براى شما آمده و رهنمود و رحمتى است پس كيست ‏ستم‌كارتر از آن كس كه آيات الله را دروغ پندارد و از آن‌ها روى گرداند به زودى كسانى را كه از آيات ما روى مى‏‌گردانند به سبب [همين] اعراضشان به عذابى سخت مجازات خواهيم كرد).([۳])

رسول الله (ص) فرمودند: (لتملأن الأرض جوراً وظلماً، فإذا ملئت جوراً وظلماً، بعث الله رجلاً مني، اسمه اسمي، فيملؤها قسطاً وعدلاً، کما ملئت جوراً وظلماً).
(به حق که زمين پر از ظلم و ستم خواهد شد پس هنگامی که از ظلم و ستم لبريز گشت، الله مردی از من را مبعوث می‌کند که نامش مانند نام من است و زمين را پر از عدل و داد می‌کند همان‌طور که پر از ظلم و ستم گشته است).([۴])

 

در نزديک شدن ساعت

بسياری از احاديث به ذکر نشانه‌هائی پرداخته که از نزديک شدن و آمدن خليفه‌ی الهی يعنی امام مهدی (ع) خبر می‌دهد و مطالعه‌ی مفيد و مختصر برخی از اين نشانه‌ها، در پیش روی شما خواننده عزیز است:

۱-فزونی فتنه‌ها
احمد در سند خود به استناد از نعمان ابن بشير روايت کرده: صبح به سر کرديم در حالی که نزد رسول الله (ص) بوديم و شنيدم که فرمودند: (إِنَّ بَيْنَ يَدَيْ السَّاعَةِ فِتَنًا كَأَنَّهَا قِطَعُ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، يُصْبِحُ الرَّجُلُ فِيهَا مُؤْمِنًا، ثُمَّ يُمْسِي كَافِرًا، وَيُمْسِي مُؤْمِنًا، ثُمَّ يُصْبِحُ كَافِرًا، يَبِيعُ أَقْوَامٌ خَلَاقَهُمْ بِعَرَضٍ مِنَ الدُّنْيَا يَسِيرٍ، أَوْ بِعَرَضِ الدُّنْيَا. قَالَ الْحَسَنُ: وَاللَّهِ لَقَدْ رَأَيْنَاهُمْ صُوَرًا وَلَا عُقُولَ، أَجْسَامًا وَلَا أَحْلَامَ، فَرَاشَ نَارٍ وَذِبَّانَ طَمَعٍ، يَغْدُونَ بِدِرْهَمَيْنِ، وَيَرُوحُونَ بِدِرْهَمَيْنِ، يَبِيعُ أَحَدُهُمْ دَيْنَهُ بِثَمَنِ الْعَنْزِ).
(در نزديکی ساعت، فتنه‌ها همانند شب تاريک هجوم می‌آورند؛ انسان، اول صبح مؤمن می‌باشد، در حالی‌كه آخر روز ايمانش را از دست می‌دهد و اول شب مؤمن است و پايان شب ايمانش از او گرفته می‌شود. اقوامی از مردم، دين خود را به چيزی اندک از متاع دنيا می‌فروشند. حسن فرمود: به الله سوگند آنان را به مردانی بی‌عقل و خرد و اجسامی بی‌صبر و بردباری ديديم آتش بيار معرکه‌اند و مگس طماع، به دو درهم اقتداء کنند و به سبب آن‌ها آسوده‌ خاطر می‌گردند، هر يک از آنان دين خود را در قِبال هر چيز پست می‌فروشد).([۵])

و ابو داوود از سند خود روايت کرده که رسول الله (ص) فرمودند: (إن بين يدي الساعة فتناً کقطع الليل المظلم، يصبح الرجل فيها مؤمناً ويمسي کافراً ويمسي مؤمناً ويصبح کافرا القاعد فيها خير من القائم والماشي فيها خير من الساعي فکسروا قسيکم وقطعوا أوتارکم واضربوا سيوفکم بالحجارة، فإن دخل يعني علی أحد منکم فليکن کخير ابني آدم).
(قبل از وقوع قيامت فتنه‌هائی واقع شود كه مثل پاره‌ی شب تار مى‌باشند. در آن روزگار كه صبح مسلمان بوده به وقت شام كافر گردد و شام مسلمان بوده به وقت صبح كافر شود. شخص كنار گرفته از آن از شخص در آن ميل كننده و شخص در آن ميل كننده از شخص در آن شركت كننده بهتر مى‌باشد. (يعنى هر كه در آن سهم كمتر داشته باشد حالش نيکوتر است) در آن روزگار كمان‌هاى خود را بشكنيد و شمشيرها را به سنگ بزنيد (يعنى تا سبب ريختن خون نشود) اگر كسى به خانه‌ی شما درآيد پس عمل بهترين دو فرزند آدم را اختيار كنيد).([۶])

۲- برتری زير دستان بر بالا دستان:

مسلم در صحيح خود از عمر بن خطاب روايت می‌کند: (ان جبرئيل قال للنبي: فَأَخْبِرْنِي عَنْ السَّاعَةِ قَالَ مَا الْمَسْئُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنْ السَّائِلِ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ أَمَارَتِهَا قَالَ أَنْ تَلِدَ الْأَمَةُ رَبَّتَهَا وَأَنْ تَرَى الْحُفَاةَ([۷]) الْعُرَاةَ الْعَالَةَ رِعَاءَ الشَّاءِ يَتَطَاوَلُونَ فِي الْبُنْيَانِ …).
(جبرائيل از رسول الله (ص) سؤال کرد: مرا از نشانه‌های قيامت با خبر ساز؟ فرمود: آن‌كه كنيز آقايش را بزايد و آن‌كه پا و تن برهنگان بينوا و چوپان گوسفندان را ببينی كه به برافراشتن كاخ (و زياده‌روی در ساختمان) بپردازند).([۸])

۳- رفع علم:

۳۸۴۴۹: (تکون بين يدی الساعة أيام يرفع فيها العلم وينزل الجهل ويکثر فيها الهرج والهرج القتل).
(از وقوع قيامت روزهائى هست، که در آن جهل انتشار يابد و علم برداشته شود و هرج و مرج و قتل و کشتار در آن فزونی يابد).([۹])

۴- فزون تلاوت قرآن و ترک عمل به آن:

۳۸۴۵۷: (سيأتي على أمّتي زمان يكثر فيه الفقراء ويقلّ الفقهاء و يقبض العلم و يكثر الهرج ثمّ يأتي من بعد ذلك زمان يقرأ القرآن رجال من أمّتي لا يجاوز تراقيهم ثمّ يأتي من بعد ذلك زمان يجادل المشرك باللَّه المؤمن في مثل ما يقول).
(بر امت من زمانى بيايد كه فقيران فراوان شوند و فقيهان كم شوند و علم بر گرفته شود و آشوب فزونى گيرد آن‌گاه از پس آن زمانى بيايد كه مردانى از امت من قرآن خوانند كه از گلويشان بالاتر نرود آن‌گاه از پس آن زمانى بيايد كه مشرک به الله با مؤمن مجادله كند و سخنانى نظير او گويد).

۳۸۴۸۱: (يکون في آخر الزمان عباد جهال وقراء فسقة).
(در آخر زمان، بندگانی نادان و قاريانی فاسق خواهند بود).([۱۰])

۵- انتشار فحشاء و قطع صله‌ی ارحام:

۳۸۴۶۸: (من أشراط الساعة الفحش والتفحش وقطيعة الرحم وتخوين الأمين وائتمان الخائن).
(از شروط قيام ساعت، گسترش فحشاء و دشنامی و قطع صله‌ی رحم و خيانت‌کار دانستن امانت‌دار و اطمينان به خائن است).([۱۱])

۶- دروغ‌گو پنداشتن راست‌گو و راست‌گو پنداشتن دروغ‌گو:

۳۸۴۵۲: رسول الله (ص) فرمودند: (سيأتي علی الناس سنوات خداعات يصدق فيها الکاذب ويکذب فيها الصادق، ويؤتمن فيها الخائن ويخون فيها الأمين وينطق فيها الروبيضة).
(به زودی بر مردم سالهائی خواهند رسيد که در آن سال‌ها دروغ‌گو صادق شمرده می‌شود و راست‌گو، تکذيب می‌شود و به خائنين اطمينان می‌شود و امانت‌داران به خيانت متهم می‌شوند و روبيضة بدين گونه سخن می‌گويد. عرض شد: روبيضة چيست؟ فرمود: مردی کثيف و فاسد که در امور عامه (مردم) سخن می‌گويد).([۱۲])

۳۸۴۷۵: (ليأتين ﻋﻠﻰ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﺯﻣﺎﻥ ﻳﻜﺬﺏ ﻓﻴﻪ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻭ ﻳﺼﺪﻕ ﻓﻴﻪ ﺍﻟﻜﺎﺫﺏ ﻭ ﻳﺨﻮﻥ ﻓﻴﻪ ﺍﻷﻣﻴﻦ ﻭ ﻳﺆﺗﻤﻦ ﺍﻟﺨﺌﻮﻥ ﻭ ﻳﺸﻬﺪ ﺍﻟﻤﺮﺀ ﻭ ﻟﻢ ﻳﺴﺘﺸﻬﺪ ﻭ ﻳﺤﻠﻒ ﻭ ﺇﻥ ﻟﻢ ﻳﺴﺘﺤﻠﻒ ﻭ ﻳﻜﻮﻥ ﺃﺳﻌﺪ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﺑﺎﻟﺪﻧﻴﺎ ﻟﻜﻊ ﺑﻦ ﻟﻜﻊ ﻻ ﻳﺆﻣﻦ ﺑﺎﻟﻠﻪ ﻭ ﺭﺳﻮﻟﻪ).
(ﺯﻣﺎﻧﻰ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﺭﺍﺳﺖﮔﻮ ﺭﺍ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﻭغ‌گو ﺭﺍ ﺗﺼﺪﻳﻖ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺧﺎﺋﻦ ﺷﻤﺮﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﺋﻦ ﺭﺍ ﻣﺆﺗﻤﻦ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺑﻰ ﺁن‌که ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺑﻰ ﺁن‌که ﻗﺴﻢ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ، ﻓﺮﻭ ﻣﺎﻳﻪ ﭘﺴﺮ ﻓﺮﻭﻣﺎﻳﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ به خدﺍ ﻭ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮﺵ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ).([۱۳])

۷- تفاخر مساجد بر يک‌ديگر:

۳۸۴۸۴: (لا تقوم الساعة حتی يتباهی الناس في المساجد).
(تا زمانى كه مردم به زينت دادن مسجدها (با نقش و نگار نه به عبادت در آن) تفاخر نكنند قيامت بر پا نشود).([۱۴])

۸- فزونی آرايش و پيرايش و شراب‌خواری:

۳۸۷۳۴: (سيكون في آخر الزّمان خسف و قذف و مسخ إذا ظهرت المغازف و القينات و استحلّت الخمر).
(در آخر زمان خسف و قذف و مسخى خواهد بود، هنگامى كه رامش‌گران و آرايش‌گران‏ پديد شوند و شراب حلال به شمار آيد).

۳۸۷۳۵: (يمسخ قوم من أمتي في آخر الزمان قردة وخنازير، قيل: يا رسول الله ويشهدون أن لا اله الا الله و أنک رسول الله و يصومون؟!! قال: نعم. قيل: فما بالهم يا رسول الله؟ قال: … يتخذون المعازف والقينات والدفوف و يشربون الأشربة فباتوا علی شربهم ولهوهم فأصحبوا وقد مسخوا قردة وخنازير).
(در آخر الزمان قومی از اُمت من به بوزينه و خوک مسخ می‌شوند. عرض شد: يا رسول الله مسخ می‌شوند در حالی که به وحدانيّت الله و رسالت شما شهادت می‌دهند؟! فرمودند: آری. عرض شد: آنان را چه شده يا رسول الله؟ فرمودند: آنان آلات لهو و لعب را برمی‌گيرند و شراب‌خواری می‌کنند پس بر لهو و لعب خود می‌مانند و صبح را می‌کنند در حالی که به بوزينه و خوک تبديل شده‌اند).([۱۵])

۹- ارضای مردان با يک‌ديگر:

۳۸۴۹۹: (إذا استغنی النساء بالنساء ورجال بالرجال فبشرهم بريح حمراء تخرج من قبل المشرق کانوا يعتدون).
(آن زمان که زنان به وسيله‌ی زنان ديگر، ارضاء می‌شوند و مردان با مردان ارضاء می‌شوند در آن هنگام آنان را به باد سرخ بشارت ده که از سوی مشرق خروج می‌کند پس برخی از آنان را مسخ و برخی‌ها خسف می‌گردند و آن به سبب تعدی و طغيان‌شان می‎باشد).

۳۸۵۰۰: (لاتذهب الدنيا حتی يستغنی النساء بالنساء و الرجال بالرجال والسحاق زنا النساء فيما بينهن).
(دنيا زوال نمی‌يابد تا آن هنگام که پديده‌ی همجنس‌گرائی شيوع يابد و مردان با مردان لواط، و زنان در ميان خود، مساحقه کنند).

۱۰- رسول الله (ص) برای ابن مسعود بازگو می‌کنند:

۳۸۴۹۵: (وَإِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا: أَنْ يَكُونَ الْوَلَدُ غَيْظًا، وَأَنْ يَكُونَ الْمَطَرُ قَيْظًا، وَأَنْ يَفِيضَ الأَشْرَارُ فَيْضًا. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ يُؤْتَمَنَ الْخَائِنُ، وَأَنْ يُخَوَّنَ الأَمِينُ. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ تُوَاصَلَ الأَطْبَاقُ، وَأَنْ تُقَاطَعَ الأَرْحَامُ. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ يَسُودَ كُلَّ قَبِيلَةٍ مُنَافِقُوهَا، وَكُلَّ سُوقٍ فُجَّارُهَا. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ تُزخَرَّفَ الْمَحَارِيبُ، وَأَنْ تُخَرَّبَ الْقُلُوبُ. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ يَكُونَ الْمُؤْمِنُ فِي الْقَبِيلَةِ أَذَلَّ مِنَ النَّقَدِ. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ يَكْتَفِيَ الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ، وَالنِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا مُلْكُ الصِّبْيَانِ، وَمُؤَامَرَةُ النِّسَاءِ. يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ تُكَثَّفَ الْمَسَاجِدُ، وَأَنْ تَعْلُوَ الْمَنَابِرُ، يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ يُعَمَّرَ خَرَابُ الدُّنْيَا، وَيُخَرَّبَ عُمْرَانُهَا . يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ تَظْهَرَ الْمَعَازِفُ وَالْكِبْرُ، وَشُرْبُ الْخُمُورِ، يَا ابْنَ مَسْعُودٍ، إِنَّ مِنْ أَعْلامِ السَّاعَةِ وَأَشْرَاطِهَا أَنْ يَكْثُرَ أَوْلادُ الزِّنَا).
(ای ابن مسعود آگاه باش که از نشانه‌های ساعت و شروط آن، فرزند بی‌رحم گردد و باران‌ها اندک می‌شود و شروران همه ‌چيز را به غارت می‌برند ای ابن مسعود از نشان‌های ساعت و شروط آن؛ دروغ‌گو را راست‌گو، و راست‌گو را درروغ‌گو می‌دانند، به خائن اطمينان می‌کنند و به امانت‌دار تهمت خيانت می‌زنند. ای ابن مسعود از نشانه‌های ساعت و شروط آن، هم طبقه درآمدن مردم و قطع صله‌ی ارحام است و از نشانه‌های ساعت و شروط آن، هر قبيله، منافقان خود را رهبری کرده و هر فاجر و بدکاره را بدان سوق می‌دهند، مؤمن در قبيله ذليل‌تر از نقد است. ای ابن مسعود از نشانه‌‌های ساعت و شروط آن، زينت دادن و متجمل ساختن خانه‌ها و ويرانی دل‌هاست. مردان به مردان و زنان به زنان اکتفاء کنند (اشاره به پديده‌ی همجنس‌گرائی)؛ مساجد مزّين و رنگارنگ گشته و مناره‌هايش بالا رود. ای ابن مسعود از نشانه‌های ساعت و شروط آن، آبادانی دنيا و ويرانی عمرانش است. آلات لهو و موسيقی و شراب‌خواری آشکار گردد. ای ابن مسعود! از نشانه‌های ساعت و شروط آن گسترش قمار بازی و سخن‌چنيان و عيب‌جويان و دو به هم زنان و فزونی فرزندان زناست).([۱۶])

******

[۱]. الأعراف: ۸۵.
[۲]. الأعراف: ۷۳.
[۳]. الأنعام: ۱۵۷.
[۴]. السلسلة الصحيحة للألباني: برقم ۱۵۲۹.
[۵]. مسند احمد: ج۴ ص۲۷۳.
[۶]. سنن ابی‌داود: ج۲ ص۳۰۴.
[۷]. الحفاة يعنی پا برهنگان: کسانی که نعلين به پا ندارند. و العراة: کسانی که لباس به تن ندارند. و العالة: فقر و تنگ‌دستی است. (ابن رجب در شرح اين حديث گويد: و مقصود اين حديث، برتری يافتن زير دستان بر بالا دستان و فزونی اموال‌شان می‌باشد تا جائی که آن را صرف ساختن کاخ‌ها و معماری‌های بزرگ می‌کنند). و النووی نيز اين معنا را در (شرح صحيح مسلم) در هنگام ذکر اين حديث، ياد کرده است. فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والافتاء: ج۴ ص۳۸۴.
[۸]. صحيح مسلم: ج۱ ص۲۹.
[۹]. کنز العمال، الفصل الثالث: في اشراط الساعة الصغری: ج۱۴ ص۲۱۶.
[۱۰]. همان.
[۱۱]. همان.
[۱۲]. همان.
[۱۳]. همان.
[۱۴].همان.
[۱۵]. همان.
[۱۶]. همان.

 

ادامه مطلب...

وجوب پیروی از خلیفة الله المهدی

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا

مهدی (ع) در کتب اهل سنت بعنوان خلیفة الله یاد شده است که در بعضی روایات رسول الله (ص) ایشان را امام و در بعضی دیگر ایشان را خلیفة الله معرفی نمودند، و مسلماً اطاعت از خلیفة الله واجب است.

خلیفة الله در قرآن و وجوب اطاعت از ایشان

قبل از آغاز بحث لازم به ذکر یک روایت است که حق طلب را کفایت می کند، و آن این است که انکار امام مهدی (ع) کفر است، همانگونه که در روایاتی بسیاری از رسول الله (ص) آمده است و علمای اهل سنت نیز بدان صریحاً اشاره نموده اند که قبلاً آن اقوال را بیان ساختیم.

عن جابر بن عبد الله الأنصاري (رضي الله عنه) قال: قال رسول الله (صلّى الله عليه وآله): (من أنكر خروج المهدي فقد كفر بما أنزل على محمد ومن أنكر نزول عيسى فقد كفر ومن أنكر خروج الدجال فقد كفر).الحافظ القندوزي الحنفي – ينابيع المودة.

از رسول الله (ص) فرمود: (هر كس خروج مهدی را انكار كند در حقيقت بر شريعت پيغمبر كفر ورزيده است، و هر کس نزول عیسی و خروج دجال را منکر شود کفر ورزیده است).

در قرآن کریم اطاعت از خلیفة الله مقارن با اطاعت از الله شده است، به عبارتی دیگر هر کس از خلیفة الله پیروی کرد از الله پیروی کرده است و رستگار خواهد شد، و هر کس او را رد کرد _مانند ابلیس لعنه الله_ خوار و رسوا خواهد شد.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ…).

(اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد الله را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را اطاعت كنيد…).النساء:۵۹.

و اطاعت از رسول الله (ص) و یا هر خلیفه ی دیگر به منزله ی اطاعت از الله تبارک و تعالی می باشد، همانگونه که آیه ی زیر بیانگر تعیین خلیفه و امر الله به اطاعت از او می باشد، همچنین که فرستادن خلیفه تا روز قیامت امتداد دارد و اطاعت از او در هر زمان واجب است.

(وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ…).

(و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت…).البقرة:۳۰.

امر به اطاعت: (فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ).

(پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم پيش او به سجده در اُفتيد).الحجر:۲۹.

و آنگاه که ابلیس او را نخوت گرفت و از قیاس استفاده نمود و خود را برتر دید و نسبت به آدم (ع) حسد ورزید، و سجود و یا اطاعت از خلیفة الله را رد کرد از رحمت الله رانده شد.

(قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ * قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ).

(فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفريدى و او را از گل آفريدى * فرمود از آن [مقام] فرو شو تو را نرسد كه در آن [جايگاه] تكبر نمايى پس بيرون شو كه تو از خوار شدگانى).الأعراف:۱۲.

و در قرآن کریم آیات بسیاری هستند که اشاره به تعیین و امر به اطاعت از خلیفة الله می کنند.

(يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ…).

(اى داوود ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانيديم…).ص:۲۶.

(وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ).

(و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [الله به او] فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از دودمانم [چطور] فرمود پيمان من به بيدادگران نمى‏ رسد).البقرة:۱۲۴.

و همانگونه که در آیه ی فوق متوجه می شویم، به هر کس امامت یا خلافت داده نمی شود، و باید این شخص بر گزیده باشد، در غیر این صورت مستحق این مقام نخواهد بود.

 

امام مهدی (ع) امیر و امام مسلمانان

قَالَ النَّبِيَّ (ص):‏ لاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، قَالَ: فَيَنْزِلُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ (ع) فَيَقُولُ أَمِيرُهُمْ تَعَالَ صَلِّ لَنَا، فَيَقُولُ: لاَ، إِنَّ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ أُمَرَاءُ، تَكْرِمَةَ اللَّهِ هَذِهِ الأُمَّةَ).صحیح مسلم – كِتَاب الْإِيمَانِ – بَاب نُزُولِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ حَاكِمًا بِشَرِيعَةِ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ (ص) – ح ۴۱۲.  مسند أحمد – بَاقِي مُسْنَدِ الْمُكْثِرِينَ – مُسْنَدُ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ – ح ۱۴۱۹۳.  مسند أحمد – بَاقِي مُسْنَدِ الْمُكْثِرِينَ – مُسْنَدُ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ – ح ۱۴۵۹۵. السلسلة الصحيحة للألباني ح ۲۲۳۶. قال الألباني: صحيح. المنار المنيف ص ۱۴۷.

رسول الله (ص) فرمود: (حتماً گروهی از امتم بر حق و برای حق قیام می کنند و پیروز می شوند تا روز قیامت. ایشان (ص) فرمود: عیسی بن مریم (ع) نازل می شود. امیرشان می گوید: بیا و برای ما نماز بخوان. او [یعنی عیسی (ع)] می گوید: نه، همانا الله شما را امیر بر دیگران قرار داده است. این کرامتی است که الله به این امت داده است).

أخرج أبو نعيم (في كتاب المهدي) عن أبي سعيد قال: قال رسول الله (ص): (منّا الذي يصلي عيسى بن مريم خلفه).العرف الوردي في أخبار المهدي للسيوطي ص ۸۱ ح ۶۴  الجامع الصغير للسيوطي ج ۲ ص ۵۴۶ ح ۸۲۶۲  کنز العمال ج ۱۴ ص ۲۶۶ ح ۳۸۶۷۳  البرهان في علامات مهدي آخر الزمان ص ۸۵ ب ۹  السلسلة الصحيحة للألبانی ح ۲۲۹۳. قال الألباني: صحيح.

ابو نعیم (در کتاب المهدی) از ابی سعید گوید: رسول الله (ص) فرمود: (کسی که عیسی بن مریم پشت سرش نماز می خواند از ماست).

آلبانی درباره ی این حدیث می گوید:

صحيح فقد جاء مفرقا في أحاديث. انظر الكتاب وفيه قد تواترت الأخبار واستفاضت بكثرة رواتها عن المصطفى صلى الله عليه وسلم بمجيء المهدي وأنه من أهل بيته… وأنه يؤم هذه الأمة وعيسى يصلي خلفه).

(صحیح است. و بدرستی که احادیث گوناگونی در این موضوع آمده است و در کتب، اخبار متواتر نقل شده است از محمد مصطفی (ص)، درباره ی آمدن مهدی و این که او از اهل بیتش است و او امامت این امت را بر عهده خواهد داشت و عیسی پشت سر او نماز می خواند).

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): (كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْيَمَ فِيكُمْ وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ).صحيح البخاري – كِتَاب أَحَادِيثِ الْأَنْبِيَاءِ – بَاب نُزُولِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عَلَيْهِمَا السَّلَام – ح ۳۴۸۸. صحیح مسلم – كِتَاب الْإِيمَانِ – بَاب نُزُولِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ حَاكِمًا بِشَرِيعَةِ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ (ص) – ح ۴۰۹. مسند أحمد – بَاقِي مُسْنَدِ الْمُكْثِرِينَ – مُسْنَدُ أَبِي هُرَيْرَةَ – ح ۷۳۵۵. مسند أحمد – بَاقِي مُسْنَدِ الْمُكْثِرِينَ – مُسْنَدُ أَبِي هُرَيْرَةَ – ح ۸۰۷۷.

رسول الله (ص) فرمود: (چه حالی خواهید داشت اگر پسر مریم در شما نزول کند و امامتان از شما باشد).

حدثنا ‏ ‏علي بن محمد ‏ ‏حدثنا ‏ ‏عبد الرحمن المحاربي ‏ ‏عن ‏ ‏إسمعيل بن رافع أبي رافع ‏ ‏عن ‏ ‏أبي زرعة السيباني يحيى بن أبي عمرو ‏ ‏عن ‏ ‏عمرو بن عبد الله ‏ ‏عن ‏ ‏أبي أمامة الباهلي ‏ ‏قال: (… ‏فقالت ‏ ‏أم شريك بنت أبي العكر ‏ ‏يا رسول الله فأين ‏ ‏العرب ‏ ‏يومئذ؟ قال: هم يومئذ قليل وجلهم ‏ ‏ببيت المقدس ‏ ‏وإمامهم رجل صالح فبينما إمامهم قد تقدم ‏ ‏يصلي بهم الصبح إذ نزل عليهم ‏ ‏عيسى إبن مريم ‏ ‏الصبح فرجع ذلك الإمام ينكص يمشي ‏ ‏القهقرى ‏ ‏ليتقدم ‏ ‏عيسى ‏ ‏يصلي بالناس فيضع ‏ ‏عيسى ‏ ‏يده بين كتفيه ثم يقول له تقدم فصل فإنها لك أقيمت ‏ ‏فيصلي بهم إمامهم).إبن ماجه  – الفتن – فتنة الدجال وخروج عيسى (ع) – رقم الحديث: ۴۰۶۷.

از ابی امامه باهلی گوید: (… پس ام شریک دختر ابی العکر به رسول الله (ص) عرض نمود که عرب در آن روز کجا خواهند بود؟ فرمود: آنها در آن روز اندک هستند و بیشترشان در بیت المقدس و امام آنها مرد صالحی است، وقتی امام جلو می رود تا نماز را اقامه کند، عيسی از آسمان نازل می شود، آن امام به درون صف بر می گردد تا عيسی امامت مسلمين را بر عهده بگيرد، عيسی دستش را بر دوش امام می گذارد و می گويد: چون برای تو اقامت شده بايد جلو بروی، امام جلو می رود و برای مردم نماز را برپا می دارد).

عند أحمد من حديث جابر في قصة الدجال ونزول عيسى‏: (وإذا هم بعيسى، فيقال تقدم يا روح الله، فيقول ليتقدم إمامكم فليصل بكم).إبن حجر – فتح الباري – الجزء: (۶) – رقم الصفحة: ۳۵۸.

در نزد احمد، از حدیث جابر در مورد دجال و نزول عیسی (ع) گوید: (و در این حال عیسی فرود می آید، پس به ایشان گفته می شود نماز را اقامه کن ای روح الله، ایشان (ع) می گوید: امام شما جلو رود و نماز را برپا دارد).

و روایات بسیار دیگری در این باب هستند که به ده ها روایت می رسند، که جهت اختصار فقط به چند روایت بسنده کردیم. این مسئله قابل توجه است که امام مهدی (ع) نه فقط بر مسلمانان بلکه حتی بر عیسی روح الله (ص) حجت است، بنابراین نتیجه تا همین جا بسیار روشن می شود که ایشان نیز مقام والایی دارند و بر همه ی خلق حجت است زیرا که او حجة الله بر روی زمین است که اطاعتش واجب می باشد.

در روایات بسیار دیگری نیز شاهد این هستیم که به عبارت صریح از امام مهدی (ع) به عنوان خلیفة الله نام برده می شود، و در آغاز بحث بر اساس آیات قرآنی اشاره داشتیم که خلیفة الله در هر زمان و هر مکان اطاعتش واجب است، و سر پیچی از او به مثابه ی سرپیچی از الله است.

 

امام مهدی (ع) خلیفة الله

در مباحث سابقی که داشتیم، مبحث بشارت به امام مهدی (ع) بر اساس قرآن و رسول الله (ص) را تقدیم کردیم که در آیات بسیاری به خلافت امام مهدی (ع) و اصحابش نیز اشاره شد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): (يَقْتَتِلُ عِنْدَ كَنْزِكُمْ ثَلَاثَةٌ كُلُّهُمْ ابْنُ خَلِيفَةٍ ثُمَّ لَا يَصِيرُ إِلَى وَاحِدٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَطْلُعُ الرَّايَاتُ السُّودُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ فَيَقْتُلُونَكُمْ قَتْلًا لَمْ يُقْتَلْهُ قَوْمٌ ثُمَّ ذَكَرَ شَيْئًا فَقَالَ: فَإِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَبَايِعُوهُ وَلَوْ حَبْوًا عَلَى الثَّلْجِ فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ الْمَهْدِيُّ).سنن ابن ماجه – كِتَاب الْفِتَنِ – بَابُ خُرُوجِ الْمَهْدِيِّ – ح ۴۲۲۲. البحر الزخار مسند البزار ج ۱۰ ص ۱۰۰ – مسند ثوبان ح ۴۱۶۳. قال البزار: صحیح.  المستدرک للحاکم – كِتَابُ الْفِتَنِ وَالْمَلَاحِمِ – بَابُ لَا تَكُونُ الْمَلَاحِمُ إِلَّا عَلَى يَدَيْ رَجُلٍ مِنْ آلِ هِرَقْلَ – ح ۸۴۸۰. قال الحاکم: هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ. المستدرك بتعليق الذهبي – ح ۸۴۳۲. قال الذهبي: على شرط البخاري ومسلم. التذكرة للقرطبي ص ۶۱۴ – باب منه آخر في المهدي و ذکر من يوطئ له ملکه. قال القرطبي: صحیح.

رسول الله (ص) فرمود: (سه نفر در کنار گنجینه ی شما کشته می‌ شوند که همگی فرزند خلیفه هستند، اما خلافت به هیچ کدام از آنها نمی‌ رسد. سپس پرچم های سیاه از سمت مشرق در می‌ آیند و با آنها جنگ سختی در می‌ افتد. در آن هنگام چیزی را متذکر شد و فرمود: پس اگر او را دیدید با او بیعت کنید حتی اگر مجبور باشید بر روی برفها خیزش کنید، زیرا او خلیفة الله مهدی می‌ باشد).

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): (إِذَا رَأَيْتُمْ الرَّايَاتِ السُّودَ قَدْ جَاءَتْ مِنْ خُرَاسَانَ فَأْتُوهَا فَإِنَّ فِيهَا خَلِيفَةَ اللَّهِ الْمَهْدِيَّ).مسند أحمد – مُسْنَدُ الْأَنْصَارِ – وَمِنْ حَدِيثِ ثَوْبَانَ – ح ۲۱۳۵۳. المستدرک للحاکم – كِتَابُ الْفِتَنِ وَالْمَلَاحِمِ – بَابُ إِذَا رَأَيْتُمُ الرَّايَاتِ السُّودَ فَأْتُوهَا وَلَوْ حَبْوًا – ح ۸۵۷۸. قال الحاکم: هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ. الجامع الصغير للسيوطي ح ۶۴۸. قال السيوطي: صحیح.

رسول الله (ص) فرمود: (اگر دیدید که پرچم های سیاه از سمت خراسان می‌ آیند خود را به آنها برسانید، زیرا خلیفة الله مهدی در آنها است).

و الحمد لله وحده وحده وحده

ادامه مطلب...

مهدی در قرآن و سنت

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا

از آنجائی که اهل سنت خود را به قرآن و سنت رسول اعظم (ص) پایبند می سازند، لذا حجت بر آنها را بر اساس قرآن و سنت نبوی شریف اقامه می سازیم.

همواره نه فقط در قرآن کریم و کتاب های مسلمانان، بلکه در کتاب‌های آسمانی دیگر، و ادیان مختلف بشارت به منجی داده شده است که در نزد ما مسلمانان ایشان را به مهدی نامیدند. در این مطلب قصد داریم به بشارت های قرآن کریم و رسول الله (ص) به مهدی موعود بپردازیم.

 

بشارت های قرآن به مهدی موعود علیه السلام

1- (يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبى اللهُ إلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ ولَوْ كَرِهَ الكافِرُونَ * هُوَ الَّذِي أرْسَلَ رَسُولَهُ بالهُدى وَدِينِ الحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ).التوبة:۳۳-۳۲.

(مى‏ خواهند نور الله را با سخنان خويش خاموش كنند ولى الله نمى‏ گذارد تا نور خود را كامل كند هر چند كافران را خوش نيايد * او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند).

قال القرطبي: (قال السدّي: ذاك عند خروج المهدي، لا يبقى أحد إلاّ دخل في الإسلام).تفسير القرطبي ۸: ۱۲۱، والتفسير الكبير ۱۶: ۴۰.

قرطبی در تفسیر آیه ی فوق می گوید: (سدی گوید: آن در هنگام خروج مهدی است، هیچ کس باقی نمی ماند مگر اینکه در اسلام داخل شود).

وفي تفسير ابن جزّي: (وإظهاره: جعله أعلى الأديان وأقواها، حتى يعم المشارق والمغارب).تفسير ابن جزي: ۲۵۲.

و در تفسیر ابن جزی: (و اظهار آن: اینکه دین اسلام بر همه ی ادیان بالاتر و قوی تر خواهد شد، تا اینکه مشرق و مغرب زمین را فرا گیرد).

وفي الدر المنثور: (وأخرج سعيد بن منصور، وابن المنذر، والبيهقي في سننه عن جابر رضي الله عنه في قوله تعالى: [ليُظهِرَهُ عَلى الَّدينِ كُلَّه]. قال: لا يكون ذاك حتى لا يبقى يهودي ولا نصراني صاحب ملّة إلاّ الإسلام).الدر المنثور ۴: ۱۷۶.

و در دُر المنثور: (از جابر بن عبد الله الأنصاری در فرموده ی الله تعالی: [تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند]. گفت: اینگونه نخواهد شد تا آن هنگام که برای هر یهودی و مسیحی صاحب ملت باقی نماند مگر اسلام).

آری، و اینگونه نخواهد بود مگر در هنگام خروج مهدی همانگونه که قرطبی آن را بیان ساخت.

 

2- (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ).البقرة: ۳.

(آنان كه به غيب ايمان مى‏ آورند).

أخرج العلامة النيسابوري ـ في تفسيره ـ عند تفسير سورة البقرة، آية [الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ]. قال: (المهدي المنتظر الذي وعد الله به في القرآن بقوله تعالى).

علامه نیشاپوری در تفسیر خود در تفسیر آیه ی فوق گفت: (مهدی منتظر که الله وعده او را در فرموده اش [الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ] داده است).

يقول الالباني: (… إن عقيدة خروج المهدي عقيدة ثابتة متواترة عنه -صلى الله عليه وسلم- يجب الإيمان بها لأنها من أمور الغيب، والإيمان بها من صفات المتقين).

آلبانی می گوید: (… عقیده ی خروج مهدی، عقیده ای است ثابت و متواتر از ایشان (ص)، باید به آن ایمان داشت زیرا که آن از امور غیبی است، و ایمان به آن از صفات متقین است).

 

3- (وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ).سبأ: ۵۱.

(و اى كاش مى ‏ديدى هنگامى را كه [كافران] وحشت‏ زده ‏اند [آنجا كه راه] گريزى نمانده است و از جايى نزديک گرفتار آمده‏ اند).

فقد أخرج الطبري في تفسيره، عن حذيفة بن اليمان تفسيرها في الجيش الذي يُخسف به، والخسف لم يحصل إلى الآن على الرغم من روايته في كتب الصحاح والمسانيد المعتبرة، وأنه من أشراط الساعة المقترنة بظهور المهدي بلا خلاف).

طبری در تفسیر خود، از حذیفه بن الیمان در تفسیرش گوید: (در سپاهی است که زمین آن را فرو می برد، و فرو رفتگی تا کنون حاصل نشده است علی رغم روایت آن در کتب صحاح و مسانید معتبر، و اینکه آن بدون هیچ اختلافی از شرط های ساعت همزمان با ظهور مهدی است).

وما أخرجه الطبري ذكره القرطبي في التذكرة وبه صرّح أبو حيان في تفسيره، والمقدسي الشافعي في عقد الدرر، والسيوطي في الحاوي للفتاوى، وأورده الزمخشري في كشّافه عن ابن عباس. تفسير الطبري ۲۲: ۷۲، وعقد الدرر: ۷۴ ب ۴ من الفصل الثاني، والحاوي للفتاوى ۲: ۸۱، والكشاف ۳: ۴۶۷ ـ ۴۶۸.

و آنچه طبری آن را نقل کرد، و قرطبی در التذکره آن را ذکر نمود، و ابو حیان در تفسیر خود بدان تصریح کرد، و المقدسی الشافی در عقد الدُرر، و سیوطی در الحاوي للفتاوی، و الزمخشری در کشاف از ابن عباس ایراد ساخت.

(وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ).الزخرف:۶۱.

(همانا آن نشانه‏ اى براى [فهم] رستاخيز است پس زنهار در آن ترديد مكن و از من پيروى كنيد اين است راه راست).

قال الكنجي الشافعي في كتابه البيان: (وقد قال مقاتل بن سليمان ومن تابعه من المفسّرين في تفسير قوله عز وجل: [وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ] هو المهدي عليه السلام، يكون في آخر الزمان، وبعد خروجه يكون قيام الساعة وأمارتها).البيان في أخبار صاحب الزمان: ۵۲۸.

شافعی کنجی در کتاب خود البیان می گوید: (و مقاتل بن سلیمان و هر کس از مفسرین که تابع او بود، در تفسیر فرموده ی عز و جل: [همانا آن نشانه‏ اى براى [فهم] رستاخيز است] گفت: او مهدی علیه السلام است در آخر الزمان خواهد بود، و بعد از خروجش، قیام ساعت خواهد بود).

و مانند این تصریح در نزد دیگر علمای اهل سنت می یابید مانند: ابن حجر الهيتمي، و الشبلنجي الشافعي، و السفاريني الحنبلي و القندوزي الحنفي، والشيخ الصبّان. الصواعق المحرقة: ۱۶۲، ونور الاَبصار: ۱۸۶، ومشارق الاَنوار ـ كما في الاِمام المهدي عند أهل السنّة ۲: ۵۸، واسعاف الراغبين: ۱۵۳، وينابيع المودة ۲: ۱۲۶ باب ۵۹.

قال ابن حجر: (الآية الثانية عشرة قوله تعالى [وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ] الزخرف: ۶۱… قال مقاتل بن سليمان ومن تبعه من المفسرين: إن هذه الآية نزلت في المهدي، وانه من أهل البيت النبوي وحينئذ ففي الآية دلالة على البركة في نسل فاطمة رضي الله عنهما وأن الله ليخرج منهما كثيراً طيباً وأن يجعل نسلهما مفاتيح الحكمة ومعادن الرحمة).

ابن حجر می گوید: (آیه ی دوازدهم فرموده ی متعال: [همانا آن نشانه‏ اى براى [فهم] رستاخيز است]… مقاتل بن سلیمان و هر کس از مفسرین که پیرو او شد می گوید: این آیه در مهدی نازل شد، و اینکه او از اهل بیت نبوت است و در آن هنگام طبق این آیه دلالت بر برکت در نسل فاطمه (س) دارد، و اینکه الله نسل پاک زیادی از آنها خارج می سازد و آنها را کلیدهای حکمت و معادن رحمت قرار می دهد).

به همین مقدار بسنده می کنیم که، شیخ قندوزی حنفی بسیاری از آیاتی که اهل البیت علیهم السلام آنها را به امام مهدی (ع) و ظهورش در آخر الزمان تفسیر کردند، را ایراد نمود. رجوع شود به: ينابيع المودة ۳: ۸۵-۷۶ باب۷۱.

 

4- (لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ).البقرة:۱۱۴.

(در اين دنيا ايشان را خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است).

۱۱۱۸- حدثنا أبو زرعة ثنا عمرو بن حماد بن طلحة ثنا اسباط عن السدى: (اما خزيهم في الدنيا فانه إذا قام المهدي فتح القسطنطينية وقتلهم فذلك الخزي).تفسير ابن أبي حاتم – سورة البقرة – قوله: [لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ] – ج۱ – ص۲۱۱ – حديث ۱۱۱۸. الدر المنثور الجزء ۱ صفحة ۲۶۴.

اسباط از سدی ما را حدیث گفت: (اما خواری در دنیا این است که اگر مهدی قیام کرد، قسطنطینیه را فتح می کند و آنها را می کشد، آن است خواری در دنیا).

و مانند آن از عکرمه و وائل بن داوود نیز نقل شده است.

حدثنا موسى قال حدثنا عمرو قال حدثنا أسباط عن السدي قوله: ([لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ] أما خزيهم في الدنيا فإنهم إذا قام المهدي وفتحت القسطنطينية قتلهم فذلك الخزي وأما العذاب العظيم فإنه عذاب جهنم الذي لا يخفف عن أهله ولا يقضى عليهم فيها فيموتوا وتأويل الآية: لهم في الدنيا الذلة والهوان والقتل والسبي على منعهم مساجد الله أن يذكر فيها اسمه وسعيهم في خرابها ولهم على معصيتهم وكفرهم بربهم وسعيهم في الأرض فسادا عذاب جهنم وهو العذاب العظيم).تفسير الطبري الجزء ۱ صفحة ۵۴۵.
اسباط از سدی ما را حدیث گفت: (اما خواری در دنیا این است که اگر مهدی قیام کرد، قسطنطینیه را فتح می کند و آنها را می کشد، آن است خواری در دنیا. و اما عذاب بزرگ، عذاب جهنم است که از اهل آن برداشته نمی شود پس می میرند، و تأویل آیه: برای آنها در دنیا ذلت و خواری و قتل و اسارت بدلیل منع آنها از مساجد الله که در آنها ذکر او شود و تلاش در ویران ساختن آنها، و برای ایشان در معصیت و کفر به پروردگارشان و سعی شان در فساد بر روی زمین، عذاب جهنم خواهد بود و آن است عذاب بزرگ).

(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا).النور:۵۵.

(الله به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده ‏اند وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريک نگردانند).

عن اسحق بن عبد الله عن الامام زين العابدين (رض) قال: (هذه الآية نزلت في القائم المهدي [ع]).القندوزي – ينابيع المودة – الجزء: ۳ – رقم الصفحة: ۲۴۵.

از اسحاق بن عبد الله از امام سجاد (ع) فرمود: (این آیه در قائم المهدی (ع) نازل شد).

وروي عن الباقر والصادق (ر) في قوله تعالى: ([لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ]، قالا: نزلت في القائم وأصحابه).القندوزي – ينابيع المودة – الجزء:۳. رقم الصفحة: ۲۴۶.

و از امام باقر و امام صادق علیهم السلام: ([آنان را در اين سرزمين جانشين قرار دهد]، فرمودند: در قائم و اصحابش نازل شده است).

 

5- (فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ).الذاريات:۲۳.

(پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه واقعاً او حق است).

عن زين العابدین (رض) قال: (قوله تعالى: [فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ]، أي إن قيام قائمنا لحق مثل ما أنكم تنطقون).ينابيع المودة: ص۵۱۱.

از امام سجاد (ع) فرمود: (فرموده الله تعالی: [پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه واقعاً او حق است]، یعنی قیام قائم ما که واقعاً حق است همان گونه که زبان به سخن می گشائید).

 

6- (إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً).الشعراء:۴.

(اگر بخواهيم آیه اى از آسمان بر آنان فرود مى ‏آوريم).

وعن أبي بصير وأبي الورد، هما، عن الباقر (رض) قال: (هذه الآية نزلت في القائم وينادي مناد باسمه واسم أبيه من السماء).ينابيع المودة.

از امام باقر (ع) فرمود: (این آیه در قائم نازل شده است و نداء دهنده ای به اسم او و اسم پدرش از آسمان نداء می دهد).

 

7- (يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ).الروم:۵-۴.

(آن روز که مؤمنان به پیروزی الله شاد شوند).

عن أبي بصير عن جعفر الصادق (رض) قال: عند قيام القائم (ع) يفرح المؤمنون بنصر الله).

از ابی بصیر از امام جعفر الصادق (ع) فرمود: (هنگام قیام قائم (ع) است که مؤمنان به پیروزی الله شاد شوند).

 

بشارت های رسول الله (ص) به مهدی علیه السلام

بی تردید بشارت های رسول الله (ص) به مهدی (ع) آنچنان زیاد هستند که در این مختصر نمی گنجد، لذا به چند روایت کوتاه بسنده می کنیم.

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): (لا تذهب الدنيا حتى يملك العرب رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي).محمد بن علي الترمذي في صحيحه.

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): (لا تنقضي الأيام ولا يذهب الدهر حتى يملك العرب رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي).مسند أحمد بن حنبل.

وأخرج أحمد في (مسنده) عن النبي: (لا تقوم الساعة حتى يلي رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي).

(صحيح الترمذي): عن النبي (صلى الله عليه وآله) قال: (يلي رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي).

وعن أبي هريرة قال: (لو لم يبق من الدنيا إلا يوم لطول الله ذلك اليوم حتى يلي).

یعنی (دنيا از ميان نمی رود تا مردی از اهل بيت من که اسم او مانند اسم من باشد حکومت کند).

و روایت های بسیار دیگری که در مطالب قبل و دیگر مطالب به آنها اشاره خواهیم نمود، که هم حاکی بشارت رسول الله (ص) هستند و هم فضل و برتری و مقام مهدی (ع)، و هم خیر و برکتی که در هنگام ظهورشان سراسر دنیا را فرا می گیرد.

 

اقوال بعضی از علمای اهل سنت در مورد بشارت مهدی علیه السلام

يقول الالباني: (… إن عقيدة خروج المهدي عقيدة ثابتة متواترة عنه -صلى الله عليه وسلم- يجب الإيمان بها لأنها من أمور الغيب، والإيمان بها من صفات المتقين).

آلبانی می گوید: (… عقیده ی خروج مهدی، عقیده ای است ثابت و متواتر از ایشان (ص)، باید به آن ایمان داشت زیرا که آن از امور غیبی است، و ایمان به آن از صفات متقین است).

جواب السيوطي عن سؤال ذكره في كتابه “الحاوي للفتاوي ۲۶”: (الأحاديث في المهدي مختلفة……. إلى أن يقول  والذي ترجح عندي من أكثر الأحاديث انه غيره، وأنه خليفة يقوم في آخر الزمان، وأنه من ولد فاطمة، وقد ثبت في أحاديث أنه يخرج من قبل المشرق، وانه يبايع له بمكة بين الركن والمقام).

پاسخ سیوطی در مورد سؤالی که در کتاب خود “الخاوي للفتاوي ۲/۶” داده است: (احادیث در مورد مهدی مختلف است…. تا جائی که می گوید: و آن چه در نزد من از طریق احادیث ارجح تر است این می باشد که، او خلیفه ای است که در آخر الزمان قیام می کند، و از فرزندان فاطمه می باشد، و در احادیث ثابت شده است که از مشرق خروج می کند، و در مکه بین رکن و مقام با او بیعت می شود).

قال ابن كثير: (والمقصود أن المهدي الممدوح الموعود بوجوده في آخر الزمان يكون أصل خروجه وظهوره ناحية المشرق و يبايع له عند البيت، كما دل على ذلك نص الحديث، وقد أفردت في ذكر (المهدي) جزءا على حدة ولله الحمد).العرف الوردي في أخبار المهدي للحافظ جلال الدين السيوطي، تحقيق أبي يعلى البيضاوي ص۶۲ ج۱.

ابن کثیر می گوید: (و منظور از مهدی مدح شده و موعود به وجودش در آخر الزمان اصل خروجش از جهت مشرق می باشد و در بیت الله با او بیعت می شود، همانگونه که متن حدیث به آن اشاره کرده است، و در ذکر [مهدی] جزء جدا به حمد الله تخصیص داده ام).

الشيخ محمد السفاريني المتوفى سنة ثمان وثمانين بعد المئة والألف، (۱۱۸۸ هـ) في كتابه “لوامع الأنوار البهية” قال: (وقد كثرت بخروجه (يعني المهدي) الروايات، حتى بلغت حد التواتر المعنوي). وأورد الأحاديث في خروج المهدي، وأسماء بعض الصحابة الذين رووها، ثم قال: (وقد روي عمن ذكر من الصحابة وغير من ذكر منهم رضي اللّه عنهم بروايات متعددة، وعن التابعين من بعدهم، ما يفيد مجموعه العلم القطعي، فالايمان بخروج المهدي واجب كما هو مقرر عند أهل العلم، ومدون في عقائد أهل السنة والجماعة).

شیخ محمد السفارینی متوفای سال ۱۱۸ هـ.ق در کتاب خود “لوامع الأنوار البهیة” گفت: (و روایات در مورد خروجش [امام مهدی] فراوان می باشند، تا جائی که از حد تواتر معنوی گذشتند). و احادیث خروج مهدی (ع) به علاوه اسامی بعضی از صحابه که راوی آنها بودند را ایراد نمود، سپس گفت: (روایات متعدد بیان شده از صحابه و تابعین ، سبب مفید علم قطعی شده و ایمان به خروج مهدی (علیه السلام) همچنان که در نزد اهل علم مقرر است ، واجب بوده و در عقاید اهل سنت مدوّن است).

وحكى التواتر غير هؤلاء من الأعلام؛ كالسيوطي في كتابه الحاوي للفتاوي، والسخاوي في فتح المغيث، والمغربي في إبراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون، والألباني وغيرهم حيث قال: (بعد هذا كله؛ لا يبقى مجال للشك في أصل الاعتقاد بالمهدي الموعود من نسل فاطمة عليها السلام، ولو اعترى الشك بعض التفاصيل لأسباب مختلفة؛ فإن ذلك لا يغير من التسالم الواقع على أصل الموضوع، وها هي الصلاة فريضة مسلمة، وهي من الضروريات ولا يختلف عليها اثنان من المسلمين، ومع ذلك وجد الخلاف بين الفقهاء في الكثير من تفاصيلها).

و در مورد تواتر این امر علمایی مانند: السیوطی در کتاب خود الحاوی للفتاوی، و السخاوی در فتح المغیث، و المغربی در ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون، و آلبانی و غیر آنها، جائی که گفت: (بعد از این همه، جائی برای شک در اصل اعتقاد به مهدی موعود از نسل فاطمه علیها السلام باقی نمی ماند، اگر چه در بعضی جزئیات بنا به دلایل مختلف شک وارد می شود، اما این اعتقاد به اصل موضوع را تغییر نمی دهد، و بعنوان مثال نماز که از واجبات مُسَلَم است و از ضروریاتی که دو مسلمان در آن اختلافی ندارند، اما با این حال اختلافاتی بین فقهاء در بسیاری از جزئیات آن صورت گرفته است).

وقال ابن حجر المكي المتوفى سنة ۹۷۴ هـ في كتابه “القول المختصر في علامات المهدي المنتظر”: (الذي يتعين اعتقاده ما دلت عليه الأحاديث الصحيحة من وجود المهدي المنتظر، الذي يخرج الدجال وعيسى خلفه، وأنه المراد حيث أُطلق المهدي). انتهى بواسطة نقل البرزنجي في الاشاعة لاشراط الساعة.

و ابن حجر المکی متوفای سال ۹۷۴ هـ.ق در کتاب خود “القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر” می گوید: (چیزی که اعتقاد به او را تعیین می کند، آنچه که احادیث صحیح بر وجود مهدی منتظر دلالت کردند، که دجال و عیسی بعد از خارج می شوند، و مراد اوست جائی که به او مهدی اطلاق شده است).

العلامة الشيخ محمد البرزنجي المتوفى (۱۱۰۳ هـ) في كتابه “الإشاعة لأشراط الساعة”، قال: (فمنها المهدي، وهو أولها، واعلم أن الأحاديث الواردة فيه على اختلاف رواياتها لا تكاد تنحصر). إلى أن قال: (ثم الذي في الروايات الكثيرة الصحيحة الشهيرة، أنه من ولد فاطمة). إلى أن قال: (تنبيه: قد علمت أن أحاديث وجود المهدي، وخروجه آخر الزمان، وأنه من عترة رسول الله صلى الله عليه وسلم من ولد فاطمة؛ بلغت حد التواتر المعنوي، فلا معنى لإنكارها).

علامه شیخ محمد البرزنجی متوفای سال ۱۱۰۳ هـ.ق در کتاب خود “الإشاعة لأشراط الساعة” می گوید: (و از آنها [قیام ساعت] مهدی است، و او اول آن است، و بدان که احادیث ایراد شده در ایشان بر اختلاف روایات منحصر نمی شوند). تا جائی که می گوید: (سپس در روایات فراوان صحیح و مشهور، او از فرزندان فاطمه است). تا جائی که می گوید: (یاد آوری: دانستم که احادیث دال بر امام مهدی و خروجش در آخر الزمان، و اینکه ایشان از عترت رسول الله (ص) از فرزندان فاطمه است، که بالغ بر حد تواتر معنوی می باشند، و معنایی برای انکار آنها وجود ندارد).

الشيخ صديق حسن القنوجي المتوفى سنة (۱۳۰۷هـ) قال في كتابه “الإذاعة لما كان وما يكون بين يدي الساعة”: (والأحاديث الواردة في المهدي على اختلاف رواياتها كثيرة جداً، تبلغ حد التواتر المعنوي، وهي في السنن وغيرها من دواوين الإسلام من المعاجم و المسانيد). إلى إن قال: (لاشك أن المهدي يخرج آخر الزمان من غير تعيين لشهر وعام، لما تواتر من الأخبار في الباب، واتفق عليه جمهور الأمة خلفاً عن سلف، إلا من لا يعتد بخلافه). إلى أن قال: (فلا معنى للريب في أمر ذلك الفاطمي الموعود المنتظر، المدلول عليه بالأدلة، بل إنكار ذلك جرأة عظيمة في مقابلة النصوص المستفيضة المشهورة البالغة إلى حد التواتر).

شیخ صدیق حسن القنوجی، متوفای سال ۱۳۰۷ هـ.ق در کتاب خود “الأذاعة لما کان و ما یکون بین یدی الساعة” می گوید: (و احادیث متواتر ایراد شده در مهدی بر اختلاف روایتها، بسیار فراوان می باشند، از حد تواتر معنوی می گذرند، و آنها در سنن و غیر از آنها از دیوانهای اسلامی از معاجم و مسانید موجود می باشند). تا جائی که می گوید: (بی تردید مهدی در آخر الزمان بدون تعیین وقت خروج می کند، بدلیل تواتر اخبار در این مورد، و جمهور امت از قبل تا کنون بر این امر اتفاق داشته و بر خلاف آن هیچ اعتنایی نیست). تا جائی که می  گوید: (پس هیچ شکی در امر این مرد فاطمی موعود منتَظَر که دلالت ادله بر وجود او می باشد وجود ندارد بلکه انکار این مطلب یعنی جسارت و جرأت داشتن در مخالفت با نصوص مستفیض مشهور که به حد تواتر می رسد).

الحافظ أبو الحسن محمد بن الحسين السجستاني الآبري، صاحب كتاب “مناقب الشافعي” المتوفى (۳۶۳ هـ)، قال: (وقد تواترت الأخبار واستفاضت عن رسول الله صلى الله عليه وسلم بذكر المهدي، وأنه من أهل بيته، وأنه يملك سبع سنين، وأنه يملأ الأرض عدلاً، وأن عيسى عليه السلام يخرج فيساعده على قتل الدجال، وأنه يؤم هذه الأمة، ويصلي عيسى خلفه نقل ذلك عنه ابن القيم في كتابه المنار المنيف).

حافظ ابو الحسن محمد بم الحسین السجستانی الآبری، صاحب کتاب “مناقب الشافعی” متوفای سال ۳۶۳ هـ.ق می گوید: (اخبار متواتر و مستفیض از رسول الله صلی الله علیه و آله در مورد مهدی رسیده است و اینکه او (علیه السلام) از اهل بیت پیامبر بوده و هفت سال حکومت خواهد کرد و زمین را از عدل، پُر خواهد نمود. و این که عیسی علیه السلام برای کشتن دجال، به کمک وی خواهد آمد و مهدی (علیه السلام) با مردم نماز می گذارد و عیسی علیه السلام به او اقتدا می کند).

این سخن ابو الحسن آبری را بسیاری از علمای اهل تسنن از قول او بیان نموده اند.

المنار المنيف في الصحيح والضعيف، ص ۱۴۲، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أبي بكر الحنبلي الدمشقي الوفاة: ۷۵۱ هـ، دار النشر: مكتب المطبوعات الإسلامية – حلب – ۱۴۰۳ هـ، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة تهذيب التهذيب، ج ۹ ص ۱۲۶ رقم ۲۰۲، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: ۸۵۲، دار النشر: دار الفكر – بيروت – ۱۴۰۴ – ۱۹۸۴، الطبعة: الأولى.

القاضي محمد بن علي الشوكاني الزيدي المتوفى سنة (۱۲۵۰ هـ)، قال في كتابه “التوضيح في تواتر ما جاء في المهدي المنتظر والدجال والمسيح”: (والأحاديث الواردة في المهدي التي أمكن الوقوف عليها، منها خمسون حديثاً، فيها الصحيح والحسن، والضعيف المنجبر، وهي متواترة بلا شك ولا شبهة، بل يصدق وصف المتواتر على ما هو دونها في جميع الاصطلاحات المحررة في الأصول، وأما الآثار عن الصحابة المصرحة بالمهدي، فهي كثيرة جداً لها حكم الرفع، إذ لا مجال للاجتهاد في مثل ذلك).

قاضی محمد بن علی الشوکانی الزیدی متوفای سال ۱۲۵۰ هـ.ق در کتاب خود “التوضیح فی تواتر ما جاء فی المهدی المنتظر و الدجال و المسیح” می گوید: (احادیث وارده در خروج مهدی (علیه السلام) پنجاه حدیث صحیح و حسن و ضعیف می باشد که بدون شک متواتر می باشد، بلکه وصف متواتر بر کمتر از آنها در کل اصطلاحات تحریر شده در اصول صدق می کند، و اما آثار از صحابه که به مهدی تصریح کرده اند، بسیار فراوانند که حکم رفع دارند، که هیچ جائی برای اجتهاد در مانند این وجود ندارد).

الشيخ محمد بن جعفر الكتاني المتوفى سنة (۱۳۴۵ هـ) قال في كتابه “نظم المتناثر من الحديث المتواتر”: (والحاصل أن الأحاديث الواردة في المهدي المنتظر متواترة، وكذا الواردة في الدجال، وفي نزول سيدنا عيسى بن مريم عليه الصلاة والسلام).

شیخ محمد بن جعفر الکتانی متوفای سال ۱۳۴۵ هـ.ق در کتاب خود “نظم المتناثر من الحدیث المتواتر” می گوید: (و احادیث ایراد شده در مهدی منتظر متواتر می باشند، و همچنین نسبت به روایات دجال، و در مورد نزول حضرت عیسی بن مریم درود و سلام الله بر او باد).

وقال الحافظ ابن حجر العسقلاني في فتح الباري: (تواترت الأخبار بأنّ المهدي من هذه الأمة. وأن عيسي ـ عليه السلام ـ سينزل ويصلي خلفه).

و الحافظ ابن حجر العسقلانی در فتح الباری می گوید: (اخبار در اینکه مهدی از این امت است متواتر گشته اند. و اینکه عیسی (ع) نازل می شود و پشت او نماز می خواند).

و فتوای بن باز در مورد انکار علامات:

يوجد لدينا رجل ينكر المسيح الدجال، والمهدي، ونزول عيسى -عليه السلام-، ويأجوج ومأجوج، ولا يعتقد في شيء منها، ويدعي عدم صحة ما ورد في ذلك من أحاديث، مع العلم بأنه لا يفقه شيئاً في علم الحديث ولا في غيره، وقد نوقش في هذه الأمور من قبل علماء، ولكنه يزعم أن كل الأحاديث الواردة في هذه الأمور مكذوبة على النبي – صلى الله عليه وسلم -، ودخيلةً على الإسلام، وهو يصلي ويصوم ويأتي بالفرائض، فما حكمه؟

مثل هذا الرجل يكون كافراً -أعوذ بالله-؛ لأنه أنكر شيئاً ثابتاً عن رسول الله -عليه الصلاة والسلام- فإذا كان بين له أهل العلم ووضحوا له ومع هذا أصر على تكذيبها وإنكارها فيكون كافراً لأن من كذب الرسول – صلى الله عليه وسلم – يكون كافراً ومن كذب الله فهو كافر وقد صحت وتواترت عليه الأخبار رسول الله في نزول المسيح ابن مريم في نزول المسيح من السماء في آخر الزمان وفي خروج يأجوج ومأجوج وخروج الدجال في آخر الزمان وخروج المهدي وهذه الأربعة ثابتة خروج المهدي في آخر الزمان يملأ الأرض قسطاً بعدما ملئت جوراً ونزول عيسى ابن مريم وخروج الدجال في آخر الزمان وخروج يأجوج ومأجوج كل هذا ثابت في الأحاديث الصحيحة المتواترة عن رسول الله -عليه الصلاة والسلام- فإنكارها كفر وضلال نسأل الله العافية والسلامة. السؤال الأول ما يتعلق بالدجال والمسيح ابن مريم ويأجوج ومأجوج هؤلاء الثلاثة ليس فيهم شك ولا ريب تواترت فيهم الأخبار -عليه الصلاة والسلام-. وأما المهدي فقد تواترت فيه الأخبار أيضاً وحكاها غير واحد أنها تواترت عن النبي – صلى الله عليه وسلم – لكن لبعض الناس فيها إشكال وتوقف، فقد يقال بالتوقف في كفر من أنكر المهدي وحده فقط، وأما من أنكر الدجال أو المسيح ابن مريم أو يأجوج ومأجوج فلا شك في كفره ولا توقف، وإنما التوقف فيمن أنكر المهدي فقط، فهذا قد يقال في التوقف كفره وردته عن الإسلام؛ لأن قد جاء من أشكل عليه ذلك. والأظهر في هذا والأقرب في هذا كفرو، لكن لبعض العلماء توقف في ذلك، وأما ما يتعلق بيأجوج ومأجوج والدجال وعيسى ابن مريم فمن أنكر هذه الثلاث أو واحد منهم فقد كفر -نسأل الله العافية-. بارك الله فيكم.

شخصی، مسیح دجال و مهدی و نزول عیسی (ع) و یأجوج و مأجوج را انکار می کند و به هیچ کدام اعتقادی ندارد و ادعایِ عدمِ صحتِ آنچه که در احادیث در مورد آنان آمده را می کند، در حالیکه او بر علم حدیث و علوم دیگر هیچ احاطه ای ندارد و در این امر علماء با او گفتگو کردند، اما اذعان دارد که تمام احادیث مذکور در این باب به منزله ی کذب و افترا بر رسول الله (ص) است که به اسلام داخل یافته اند. در حالیکه او اهل نماز و روزه و پایبند به واجبات می باشد؛ پس حکم در مورد او چیست؟
(چنین شخصی -پناه می برم به خدا- کافر می باشد؛ زیرا که امر ثابتی که از سوی رسول الله (ص) صادر شده را انکار کرده، پس اگر اهل علم برای او بیان و آشکار کردند اما او همواره بر تکذیب و انکار آنها اصرار می ورزد، پس در چنین حالتی کافر می باشد؛ زیرا که هر کس رسول الله (ص) را تکذیب کند، کافر است، و هر کس بر خدا دروغ بندد کافر است، و اخبار متواتر رسول الله (ص) در مورد نزول مسیح بن مریم و نزول مسیح از آسمان در آخر الزمان وخروج یأجوج و مأجوج و دجال در آخر الزمان و خروج مهدی آمده و این چهار امر از ثوابت می باشند. خروج مهدی در آخر الزمان که زمین را پر ازعدل و داد می کند بعد از اینکه پر از ظلم و ستم گردد، و نزول عیسی بن مریم و خروج دجال در آخر الزمان و خروج یأجوج و مأجوج، تمام این امور در احادیث صحیح و متواتر از رسول الله (ص) ثابت شده اند. پس انکارشان کفر و گمراهی است- عافیت و سلامت را از خداوند مسئلت می داریم.
در مورد سؤال اول، آنچه که به این سه شخصیت دجال و مسیح بن مریم و یأجوج و مأجوج مربوط می شود بدلیل تواتر اخبار از رسول الله (ص) هیچ شکی در مورد آنها وجود ندارد، و اما در مورد مهدی، اخبار متواتری وارد شده است و یک خبر نیست بلکه تواتر این روایات از رسول الله (ص) می باشند، اما برای برخی مردم در مورد آن اشکال و جای شک وجود دارند، و ممکن است گفته شود کسی که فقط مهدی را منکر شود کافر است، اما کسی که دجال یا مسیح بن مریم یا یأجوج و مأجوج را انکار کند در کفر و وقوف او شکی نیست، بلکه توقف فقط در انکار مهدی است، پس ممکن است این در توقف، کفر و ارتداد از اسلام گفته شود، زیرا که شخصی بر آن اشکال وارد نمود. و ظاهر و نزدیک به آن کفر و لیکن بعضی از علماء در مورد آن وقفه ای (تردید) دارند، و اما در مورد یأجوج و مأجوج و دجال و عیسی ابن مریم هر کس که منکر یکی از این سه مورد شود کافر می باشد- عافیت و سلامت را از خداوند مسئلت می داریم- خداوند به وجود شما برکت دهد)

و در خاتمه، گفته ی دیگری از علمای مدرسه ی سلفی ها، بلکه الهام بخش این مدرسه، ابن تیمیه را تقدیم حق جویان می کنیم. ابن تیمیه حرانی، در کتاب خود “منهاج السنة” ج۴ ص۲۱۱ می گوید:

(إن الأحاديث التي يحتج بها على خروج المهدي أحاديث صحيحة، رواها أبو داود والترمذي وأحمد وغيرهم من حديث ابن مسعود وغيره، كقوله صلى الله عليه وسلم في الحديث الذي رواه ابن مسعود: [لو لم يبق من الدنيا إلا يوم، لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج فيه رجل مني أو من أهل بيتي، يواطئ اسمه اسمي، واسم أبيه اسم أبي، يملأ الأرض قسطاً وعدلاً، كما ملئت جوراً وظلماً]، ورواه الترمذي وأبو داود من رواية أم سلمة، وأيضاً فيه: [المهدي من عترتي من ولد فاطمة]. ورواه أبو داود من طريق أبي سعيد وفيه: [يملك الأرض سبع سنين]. ورواه عن علي رضي الله عنه، أنه نظر إلى الحسن وقال: [إن أبني هذا سيد كما سماه رسول الله صلى الله عليه وسلم، وسيخرج من صلبه رجل يسمى باسم نبيكم، يشبهه في الخلُق، ولا يشبهه في الخلْق، يملأ الأرض قسطاً]).

(احاديث و رواياتی که بر ظهور مهدی دلالت دارند ثابت و صحيح‌ اند، آن احاديث، ابو داوود، ترمذي، احمد و ديگران از عبدالله‌ بن‌ مسعود (رض) و ديگر اصحاب روايت کرده‌ اند. مانند فرموده ی رسول الله (ص) که ابن مسعود آن را نقل می کند: [اگر از دنیا فقط یک روز باقی بماند، الله آنقدر آن روز را طولانی می  کند تا آن هنگام که مردی از من یا از اهل بیتم خروج کند، که نامش شبیه به نام من است و نام پدرش همنام پدرم، دنیا را پُر از عدل و داد می کند، بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شده باشد]. و ترمذی و ابو داوود از روایت ام سلمه روایت کردند، و هم‌چنین در آن: [مهدی از عترت من است از فرزندان فاطمه]. و ابو داوود از طریق ابی سعید نقل کرد که: [هفت سال حکومت‌داری می‌کند]. و از علی علیه السلام از او، که به امام حسن (ع) نظر کرد و فرمود: [این پسرم آقا است همان گونه که رسول الله (ص) او را نامید، و از نسل او مردی خواهد بود که به اسم پیامبرتان نام‌گذاری می‌شود، از لحاظ اخلاق به او شبیه است، و از لحاظ صفات به او شبیه نیست، که زمین را پر از عدل می‌کند]).

این برخی از آیات و روایات و اقوال بزرگان و علمای اهل سنت است که سعی شد به اختصار نقل کنیم، تا اهمیت و مقام والای این امام (ع) برای همه روشن شود.

و الحمد لله وحده وحده وحده

 

ادامه مطلب...

وقت ظهور امام مهدی، و در اثر ظهور ایشان اسلام چگونه خواهد شد؟

بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله رب العالمين

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

در مطالب قبل به مباحث مهدی در قرآن و سنت، امام مهدی (ع) خلیفة الله، امام مهدی (ع) از فرزندان فاطمه (س) و از نسل امام حسین (ع)، نام و نام پدر امام مهدی (ع)، مبدأ ظهور امام مهدی (ع) پرداختیم، و اکنون در این مبحث قصد داریم علاوه بر بشارت های دیگر به آمدن حضرت مهدی (ع)، زمان ظهور امام مهدی (ع) را نیز از روایات درک کنیم، تا نزدیکی ظهور ایشان را بدانیم و بر اساس ثقلین ایشان را شناخته و یاری رسانیم ان شاء الله.

حدثنا ‏ ‏عبد الرزاق ‏ ‏حدثنا ‏ ‏جعفر ‏ ‏عن ‏ ‏المعلي بن زياد، ‏ ‏حدثنا ‏ ‏العلاء بن بشير ‏ ‏عن ‏ ‏أبي الصديق الناجي ‏ ‏عن ‏ ‏أبي سعيد الخدري ‏ ‏قال: قال رسول الله ‏ (ص): ‏(أبشركم ‏ ‏بالمهدي ‏ ‏يبعث في أمتي على اختلاف من الناس وزلازل فيملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت ‏ ‏جوراً ‏ ‏وظلماً ‏ ‏…).مسند أحمد – مسند أبي سعيد ( ر ) – باقي مسند – رقم الحديث: ۱۰۸۹۸۸ و ۱۱۰۶۱.

از رسول الله (ص) فرمود: (بشارت مى ‏دهم شما را به مهدى كه در ميان امّت من بر انگيخته مى‏ شود به هنگامى كه مردم در اختلاف با يكديگر هستند و زلزله‏ ها به وقوع مى‏ پيوندند. پس زمين را سر شار از عدل و داد مى ‏نمايد همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد….).

عن أبي عبد السلام، عن ثوبان قال: قال رسول الله (ص): (يوشك ان تتداعى عليكم الامم كما تتداعى الاكلة على قصعتها، قالوا: او من قلة يا رسول الله، قال (ص): بل انتم كثير، ولكنكم غثاء كغثاء السيل، ولينزعن الله المهابة من قلوب اعدائكم منكم، وليقذفن الله في قلوبكم الوهن، قالوا: وما الوهن يا رسول الله؟ قال (ص): حب الدنيا وكراهية الموت).أخرجه أبو داود في سننه (۲/۱۰ ۲) والروياني في مسنده ج ۲۵/۱۳۴/۲.حديث صحيح.

رسول اکرم (ص) فرمود: (انتظار می رود که هجوم آورند بر شما امتهای ديگر مانند هجوم آوردن خورندگان گرسنه بر ظرف غذا. در حالی که شما از لحاظ شماره و جمعيت بسيار ولی شما مانند کفهای سيل باشيد و البته الله مهابت شما را از سينه های دشمنانتان بر می کَنَد و در دلهای شما سستی می افکند از محبتی که بدنيا و ترسی که از مرگ داريد).

عن أبي هريرة عن شبيل بن عوف، عنه، قال: سمعت رسول الله (ص) يقول لثوبان: (كيف أنت يا ثوبان إذا تداعت عليكم الأمم…).أخرجه أحمد في المسند (۲/۲۵۹). وقال الهيثمي في “مجمع الزوائد” (۷/۲۸۷): “رواه أحمد والطبرانى فى الأوسط بنحوه، وإسناد أحمد جيد”.

از ابی هریره از شبیل بن عوف، از او، گفت: شنیدم رسول الله (ص) به ثوبان می گوید: (حال تو چگونه خواهد بود ای ثوبان وقتی که امت ها بر شما حمله ور شوند).

قَالَ رَسُولَ اللَّهِ (ص): (إِذَا تَبَايَعْتُمْ بِالْعِينَةِ، وَأَخَذْتُمْ أَذْنَابَ الْبَقَرِ، وَرَضِيتُمْ بِالزَّرْعِ، وَتَرَكْتُمْ الْجِهَادَ، سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ذُلًّا لَا يَنْزِعُهُ حَتَّى تَرْجِعُوا إِلَى دِينِكُمْ).رواه أحمد (۴۹۸۷) وأبو داود (۳۴۶۲) وصححه الألباني في صحيح أبي داود.

رسول الله (ص) فرمود: (هرگاه دست به معامله عینه بزنید و مشغول شخم زدن زمين شويد و به كشاورزی رضايت دهيد [وابستگی به دنیا] و جهاد را رها نماييد، الله متعال ذلتى بر شما مسلط خواهد نمود، و آن را برطرف نمى كند، تا اينكه به دينتان برگرديد).

و در واقع، شاهد این امر هستیم که از هر طرف کشورهای غیر اسلامی به جان کشورهای اسلامی مانند افغانستان، عراق، پاکستان و …. افتاده اند و حکومتداران طغیانگر اسلامی بر تخت حکومت نشسته بی تفاوت به آنها می نگرند. حال و وضع مردم و فتنه ها در کشورهای اسلامی و بین فرقه ها و طائفه ها به حدی رسید که علناً به روی همدیگر آب دهان می اندازند، و مسلمانان همدیگر را مورد هدف قرار می دهند و همدیگر را تکفیر می کنند. حکومتداران کشورهای اسلامی و بزرگانی که متصدی دین هستند با کشورهای غیر اسلامی زد و بند می کنند و کاخ های مجلل در بهترین نقاط آن کشورها بنا کرده اند، و هنگام بیماری به بهترین بیمارستان های آن می روند، در این میان ملت فقیر و بی چیز اسلام باید تقاص خوشگذرانی های آن کسانی که دین وِرد زبان آنهاست را پرداخت نمایند.

همانگونه که تمامی کشورهای اسلام معاملات عینه [وام دهی] می کنند که عینه به معنای معامله با مکر و حیله و عقد قرارداد به دروغ است، به عبارتی دیگر اضافه بر وام، خرید کالایی و پرداخت ماه به ماه یا بعد از مدتی که آن را اقساط با سود می نامند نیز می باشد، که اساساً دین اسلام اینگونه معاملات که در اصل ربا هستند را حرام کرده است.

و  اما ترک جهاد که از دین عزیزتر است در نزد بسیاری از بزرگان دین به تعطیلی کشیده شد، اما جهاد مسلمان بر مسلمان [مذهب بر مذهب] دیگر، از شاهکارهای علمای دین است، که به آن فتوا می دهند تا مسلمانان همدیگر را مورد هدف قرار دهند، که ما همه ی مسلمانان را به ترک این منکرها فرا می خوانیم و دعوت به آمدن زیر پرچم یگانگی و وحدت، پرچم امام مهدی (ع) می نماییم.

اما تسلط دیگر امتها بر مسلمانان به این دلیل است که جهاد، امر به معروف و نهی از منکر را به تعطیلی کشانده و به منکرات و شهوات روی آوردند، که ذلت و خواری برای آنها به بار آورد، و این مسئله برطرف نمی شود، تا زمانی که به دین خود باز نگردند و آن را احیاء نکنند.

(… إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ …).الرعد:۱۱.

(… در حقيقت‏ الله حال قومى را تغيير نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند).

حقیقت حال این است که اینگونه نخواهد شد، مگر با ظهور امام مهدی (ع)، زیرا که به تعطیل کشاندن واجبات دین الهی از علامات است که امام مهدی (ع) بر اثر آنها ظهور کرده و دین اسلام را مجدداً احیاء می کند و زمین را فرا می گیرد و مسلمانان به نحوی زندگی می کنند که مانند آن تاکنون دیده نشده است همانگونه که رسول الله (ص) بشارت آن را دادند.

گمان نمی شود که هیچ مسلمان با غیرتی نخواهد به این وضعی که هست خاتمه دهد، و در ناز و نعمت و عزت و سربلندی دین اسلام و خود زندگی کند.

بعد از ظهور امام مهدی (ع) اوضاع چگونه خواهد بود؟

در روایات متواتر به نقل از رسو الله (ص) حکومت جهانی امام مهدی (ع) شاهد اوضاعی خواهد بود که تاکنون سابقه نداشته است، و هر فردی آرزوی چنین حکومت و جکومتداری را می کند. در این روایات بعد از پر شدن دنیا از ظلم و ستم، امام مهدی (ع) ظهور کرده و دنیا را سرشار از عدل و داد می کند.

حدثنا ‏ ‏عبد الرزاق ‏ ‏حدثنا ‏ ‏جعفر ‏ ‏عن ‏ ‏المعلي بن زياد، ‏ ‏حدثنا ‏ ‏العلاء بن بشير ‏ ‏عن ‏ ‏أبي الصديق الناجي ‏ ‏عن ‏ ‏أبي سعيد الخدري ‏ ‏قال: قال رسول الله ‏ (ص): ‏(أبشركم ‏ ‏بالمهدي ‏ ‏يبعث في أمتي على اختلاف من الناس وزلازل فيملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت ‏ ‏جوراً ‏ ‏وظلماً ‏ ‏يرضى عنه ساكن السماء وساكن الأرض يقسم المال صحاحاً. فقال له رجل ما صحاحاً؟ قال: بالسوية بين الناس؛ قال ويملأ الله قلوب أمة ‏ ‏محمد ‏ (ص) ‏ ‏غنى ويسعهم عدله حتى يأمر منادياً فينادي فيقول من له في مال حاجة فما يقوم من الناس إلا رجل فيقول ائت ‏ ‏السدان ‏ ‏يعني الخازن ‏ ‏فقل له إن ‏ ‏المهدي ‏ ‏يأمرك أن تعطيني مالاً! فيقول له ‏ ‏احث ‏ ‏حتى إذا جعله في حجره وأبرزه ندم فيقول كنت أجشع أمة ‏ ‏محمد ‏ ‏نفساً ‏ ‏أو عجز ‏ ‏عني ما ‏ ‏وسعهم؛ ‏ ‏قال فيرده فلا يقبل منه فيقال له إنا لا نأخذ شيئا أعطيناه…).مسند أحمد – مسند أبي سعيد ( ر ) – باقي مسند – رقم الحديث: ۱۰۸۹۸۸ و ۱۱۰۶۱.

از رسول الله (ص) فرمود: (بشارت مى ‏دهم شما را به مهدى كه در ميان امّت من بر انگيخته مى‏ شود به هنگامى كه مردم در اختلاف با يكديگر هستند و زلزله‏ ها به وقوع مى‏ پيوندند. پس زمين را سر شار از عدل و داد مى ‏نمايد همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد. به اين كار، ساكن آسمان راضى مى‏ شود. مال را به گونه صحاح تقسيم مى‏ نمايد. گفتيم: صحاح يعنى چه؟ فرمود: ميان مردم مساوى تقسيم مى ‏نمايد. پس الله قلب‏هاى امّت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را سر شار از بى‏ نيازى مى‏ نمايد و عدالت او همه آن را فرا مى‏ گيرد، تا آنجا كه به منادى دستور مى‏ دهد و او ندا مى ‏دهد: چه كسى به مال احتياج دارد؟ پس از ميان مردم بر نمى‏ خيزد مگر يک نفر و مى‏ گويد: من احتياج دارم، به او مى‏ گويد: نزد سادن (يعنى خزانه‏ دار) برو و بگو: مهدى امر مى‏ كند كه به من مالى بدهى. پس خزانه‏ دار مى‏ گويد: بگير؛ تا مال را در لباس خود قرار مى ‏دهد پشيمان مى ‏شود و مى ‏گويد: نفس من حريصترين امّت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بود و آيا عاجز گرديد از من آنچه به مردم وسعت بخشيد! آن مرد مال را به خزانه ‏دار رد مى‏ كند ولى از او قبول نمى‏ كند و مى‏ گويد: ما چيزى را كه داديم پس نمى‏ گيريم…).

۵۵۶۴ – حدثنا محمد بن أحمد بن أبي خيثمة قال: نا أبو بريد الجرمي قال: نا محمد بن مروان، عن هشام بن حسان، عن محمد بن سيرين، عن أبي هريرة، أن رسول الله (ص) قال: (يكون في أمتي المهدي، إن قصر فسبع وإلا فثمان، وإلا فتسع، تنعم أمتي فيه نعمة لم ينعموا مثلها، يرسل الله السماء عليهم مدرارا، ولا تدخر الأرض بشيء من النبات والمال كدوس يقوم الرجل فيقول: يا مهدي، أعطني فيقول: خذه).المتقي الهندي – كنز العمال – الجزء:۱۴ – رقم الصفحة: ۲۷۳ / ۲۷۴ / ۲۷۵.إبن ماجة – الفتن – خروج المهدي – رقم الحديث:۴۰۷۳. الداني – السنن الواردة في الفتن – باب ما جاء في المهدي. محمد بيومي – السيدة فاطمة الزهراء ( ع ) – رقم الصفحة:۹۹.

از رسول الله (ص) فرمود: (در امت من مهدی (ع) می باشد اگر مدت حکومتش کوتاه باشد هفت يا هشت، و یا نه سال است که امتم به گونه ای در آن زمان متنعم می شوند که هرگز بدان پايه نعمت نيافتنه باشند زمين روئيدنی های خود را بدون دريغ کاملاً می دهد و مال در آن روز انباشته شده مردی بر خيزد و عرض کند: يا مهدی (ع) به من مال ببخش فرمايد: بگير).

۸۸۲۳ – أخبرني أبو العباس محمد بن أحمد المحبوبي بمرو، ثنا سعيد بن مسعود، ثنا النضر بن شميل، ثنا سليمان بن عبيد، ثنا أبو الصديق الناجي، عن أبي سعيد الخدري (ر): أن رسول الله (ص) قال: (يخرج في آخر أمتي المهدي يسقيه الله الغيث و تخرج الأرض نباتها و يعطى المال صحاحاً و تكثر الماشية و تعظم الأمة يعيش سبعاً أو ثمانياً يعني حججا). (هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه).مستدرك الحاكم – كتاب الفتن والملاحم – رقم الحديث: ۸۶۷۵.

به نقل از ابی سعید خدری، از رسول الله (ص) فرمود: (در ميان واپسين امتم مهدى ظهور مى كند، الله به او باران عطاء مى كند، زمين گياهش را بر مى روياند، مال را تمام و كامل مى دهد، دامها و چارپايان زياد مى شوند و امّت سربلند و بزرگ مى شود).

حدثنا ‏ ‏محمد بن جعفر ‏ ‏حدثنا ‏ ‏شعبة ‏ ‏قال: سمعت ‏ ‏زيدا أبا الحواري ‏ ‏قال: سمعت ‏ ‏أبا الصديق ‏ ‏يحدث عن ‏ ‏أبي سعيد الخدري ‏ ‏قال: ‏ ‏(خشينا أن يكون بعد نبينا حدث فسألنا رسول الله ‏ (ص) ‏ ‏فقال: ‏يخرج ‏‏المهدي ‏ ‏في أمتي خمساً ‏ ‏أو سبعاً أو تسعاً. ‏ ‏زيد ‏ ‏الشاك ‏ ‏قال: قلت أي شيء؟ ‏ ‏قال: سنين. ثم قال: يرسل السماء عليهم ‏ ‏مدراراً ‏ ‏ولا ‏ ‏تدخر ‏ ‏الأرض من نباتها شيئا ويكون المال ‏ ‏كدوساً، ‏ ‏قال يجيء الرجل إليه فيقول: يا ‏ ‏مهدي ‏ ‏أعطني أعطني. قال: ‏ ‏فيحثي ‏ ‏له في ثوبه ما استطاع أن يحمل).مسند أحمد – مسند المكثرين من الصحابة – مسند أبي سعيد (ر) – رقم الحديث: ۱۰۷۳۷. المتقي الهندي – كنز العمال – الجزء:۱۴ – رقم الصفحة:۲۶۱ / ۲۶۲ / ۲۶۳. الصالحي الشامي – سبل الهدى والرشاد – الجزء: ( ۱۰ ) – رقم الصفحة: ۱۷۱. سنن الترمذي – الفتن عن رسول الله – ما جاء في المهدي – رقم الحديث: ۲۱۵۸. قال ‏ ‏أبو عيسى ‏ ‏هذا ‏ ‏حديث حسن ‏ ‏وقد روي من غير وجه عن ‏ ‏أبي سعيد ‏ ‏عن النبي ‏ (ص) ‏ ‏وأبو الصديق الناجي ‏ ‏اسمه ‏ ‏بكر بن عمرو ‏ ‏ويقال ‏ ‏بكر بن قيس.

به نقل از ابی سعيد خدری گفت: (ترسيديم که پس از پيغمر ما (ص) حادثه ای رخ دهد از حضرت پرسيديم. فرمود: در امت من مهدي (ع) است خروج می کند پنج يا هفت يا نه زندگی می نمايد عرض کرديم. پنج يا هفت يا نه يعنی چه؟ فرمود: پنج يا هفت يا نه سال. سپس فرمود: الله بوسيله آسمان باران رحمت برساند و زمين از روئيدنی های خود چيزی ذخيره نمی کند، و مال فرآوان می شود. و مال در آن روز انباشته شده مردی بر خيزد و عرض کند: يا مهدی (ع) به من مال ببخش به من مال ببخش. فرمود: پس هر قدر بتواند ببرد به او عطاء می فرمايد).

۵۸۶ – حدثنا عبد الله بن عمرو، حدثنا عتاب بن هارون، حدثنا الفضل بن عبيد الله، حدثنا عبد الله بن عمرو، حدثنا محمد بن سلمة، حدثنا أبو الواصل، عن أبي أمية الحبطي، عن الحسن بن يزيد السعدي، عن أبي سعيد الخدري، قال: قال رسول الله (ص): (يخرج رجل من أمتي يعمل بسنتي، ينزل الله له البركة من السماء، وتخرج له الأرض بركتها يملأ الأرض عدلاً كما ملئت جورا، يعمل سبع سنين على هذه الأمة وينزل بيت المقدس).الداني – السنن الواردة في الفتن – باب ما جاء في المهدي.

ابو سعيد خدرى از رسول الله (ص) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: (مردى از امت من ظهور خواهد كرد كه به سنت من عمل مى كند، الله بركت را از آسمان براى او فرو خواهد فرستاد و زمين بركات خود را براى او بيرون خواهد ريخت، زمين را آكنده از عدل خواهد نمود، همچنانكه پر از جور شده است، هفت سال بر اين امت حكومت كرده و وارد بيت المقدس خواهد شد).

۳۶۹۷۱ – أبو معاوية , وإبن نمير عن موسى الجهني عن زيد العمي عن أبي الصديق الناجي عن أبي سعيد الخدري قال: قال رسول الله (ص): (يكون في أمتي المهدي إن طال عمره أو قصر عمره يملك سبع سنين أو ثماني سنين أو تسع سنين، فيملؤها قسطاً وعدلاً كما ملئت جورا، وتمطر السماء مطرها وتخرج الأرض بركتها، قال: وتعيش أمتي في زمانه عيشاً لم تعشه قبل ذلك).إبن أبي شيبة – المصنف – كتاب الفتن.

از رسول الله (ص) فرمود: (در امت من مهدی (ع) می باشد اگر عمر او کوتاه باشد یا طولانی، مدت حکومتش هفت يا هشت، و یا نه سال است که دنیا را پر از عدل و داد می کند همانگونه که از ظلم و ستم پر شده باشد، و آسمان بسیار باران می بارد و زمین برکات را خارج می سازد، سپس فرمود: امت من به رفاهی بی سابقه خواهند رسيد).

عن رفاعة بن موسى قال: سمعت جعفر الصادق (عليه السلام) يقول في قوله تعالى: (وله أسلم من في السماوات والأرض طوعاً وكرهاً): إذا قام القائم المهدي لا تبقى أرض إلا نودي فيها شهادة: أن لا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله).ينابيع المودة: ص۴۲۱.

از امام صادق (ع) فرمود: (هنگامی قائم قیام نماید هیچ زمینی نخواهد ماند، مگر آنکه در آن ندای شهادتین (اشهد أَنْ لا إِلَهَ إلا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه) سر داده خواهد شد).

بنابراین اضافه بر احیای سنت رسول الله (ص) و گسترش اسلام در سراسر جهان، شکوفایی اوضاع امنی، اقتصادی، سیاسی و یکی شدن اُمتها و هر چیز دیگر که می توان تصور آن را کرد، در حکومت عدل الهی به رهبری و امامت امام مهدی (ع) خلیفة الله به بهترین شکلی که سابقه نداشته است، خواهد بود.

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

مبدأ ظهور امام مهدی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

در روایاتی که در کتب اهل سنت آمده است، همانگونه که در نزد شیعیان نیز آمده است، مبدأ مهدی که در آخر الزمان متولد می شود را از مشرق بیان کردند و این نکته مشترک و اتفاق بین مذاهب اسلامی است و هیچ اختلافی بر آن نیست. از آنجائی که پیش تر اعتقاد به امام مهدی (ع) بر اساس فرموده های رسول الله (ص) ثابت شد که او خلیفة الله و اطاعت از ایشان واجب است، کما اینکه دانستیم که امام مهدی (ع) از اهل بیت رسول الله (ص) و از فرزندان علی و فاطمه (علیهم السلام) و از نسل امام حسین (ع) می باشد. همانگونه که برای ما ثابت شد که نام ایشان احمد فرزند اسماعیل است و آن را از حدیت “المواطئة” بیان ساختیم، و اکنون قصد داریم مبدأ ایشان بر اساس روایات را نیز بیان کنیم تا بیان روشن تر و کامل تر گردد، و حق طلبان خلیفة الله را یاری دهند.

حدثنا ‏ ‏عثمان بن أبي شيبة ‏ ‏حدثنا ‏ ‏معاوية بن هشام ‏ ‏حدثنا ‏ ‏علي بن صالح ‏ ‏عن ‏ ‏يزيد بن أبي زياد ‏ ‏عن ‏ ‏إبراهيم ‏ ‏عن ‏ ‏علقمة ‏ ‏عن ‏ ‏عبد الله ‏ ‏قال ‏بينما نحن عند رسول الله ‏ (ص): ‏ ‏(إذ أقبل فتية من ‏ ‏بني هاشم ‏ ‏فلما رآهم النبي ‏ (ص) ‏ ‏اغرورقت عيناه وتغير لونه قال فقلت ما نزال نرى في وجهك شيئا نكرهه فقال ‏ ‏إنا أهل بيت اختار الله لنا الآخرة على الدنيا وإن أهل بيتي سيلقون بعدي بلاء وتشريدا وتطريدا حتى يأتي قوم من قبل المشرق معهم رايات سود فيسألون الخير فلا يعطونه فيقاتلون فينصرون فيعطون ما سألوا فلا يقبلونه حتى يدفعوها إلى رجل من أهل بيتي فيملؤها قسطا كما ملئوها ‏ ‏جورا ‏ ‏فمن أدرك ذلك منكم فليأتهم ولو حبوا على الثلج).إبن ماجة – الفتن – خروج المهدي – رقم الحديث: ۴۰۷۲. الفتن – ابن حماد – الرايات السود-۸۸۷.

از عبد الله روايت مى كند: (هنگامى كه حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شرفياب بوديم، گروهى از جوانان بنى هاشم از آنجا عبور مى كردند، همين كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آنها را ديد، ديدگانش اشک آلود شد و رنگ چهره مباركش تغيير كرد. عرض كرديم: يا رسول الله! آرزو مى كنيم كه هرگز چهره شما را غمناک و متأثر نبينيم! فرمود: ما خاندانى هستيم كه الله تعالى آخرت را به جاى دنيا براى ما برگزيده است؛ و پس از در گذشت من، اهل بيتم گرفتار شكنجه امّتم قرار مى گيرند، طوری كه آنها را از پاى در مى آورند و از شهرى به شهرى و از مكانى به مكان ديگر، آواره مى سازند. و اين رفتار را همواره ادامه مى دهند تا هنگامى كه مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سياه ظهور مى كنند، اينان از مردم درخواست خير مى كنند. مردم به آنها پاسخ نمى دهند در نتيجه با آنها نبرد مى كنند و پيروز مى شوند. و آنچه را خواسته اند به آنها مى دهند ليكن آنها نمى پذيرند و بدين حال به سر مى برند تا اختيارات كامل را در دست مردى از اهل بيت من قرار دهند، تا دنيا را همانطور كه بى عدالتى فرا گرفته است، از عدل و داد لبريز سازد. اينک كسى كه آنها را در يابد دست از دامن آنها بر ندارد هر چند هم در شدت سرما و ناراحتى باشد).

اکنون طبق روایات زیر متوجه می شویم، کسی که رهبر پرچم های سیاه است مهدی (ع) می باشد، که امر به یاری او شده ایم.

أخبرنا أبو عبد الله الصفار، ثنا محمد بن إبراهيم بن أرومة، ثنا الحسين بن حفص، ثنا سفيان، عن خالد الحذاء، عن أبي قلابة، عن أبي أسماء، عن ثوبان (ر) قال: قال رسول الله (ص): (يقتتل عند كنزكم ثلاثة كلهم إبن خليفة ثم لا يصير إلى واحد منهم، ثم تطلع الرايات السود قبل المشرق فيقاتلونكم قتالا لم يقاتله قوم ثم ذكر شيئا فقال: إذا رأيتموه فبايعوه ولو حبوا على الثلج فإنه خليفة الله المهدي). (هذا حديث صحيح على شرط الشيخين).مستدرك الحاكم – كتاب الفتن والملاحم – رقم الحديث: ۸۴۳۲. إبن ماجة – الفتن – خروج المهدي – رقم الحديث: ۴۰۷۴. الطبراني – المعجم الأوسط – الجزء: ( ۱ ) – رقم الصفحة: ۹۴. المتقي الهندي – كنز العمال – الجزء: (۱۴) – رقم الصفحة: ۲۶۷.

از ابی اسماء رحبى، از ثوبان، و او از رسول الله صلى الله عليه و آله روايت كرده كه حضرت فرمود: (در کنار گنجینه ی شما جنگى ميان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق مى افتد كه هيچ يک در آن به پيروزى نمى رسند، سپس از سمت مشرق پرچمهاى سياهى پديدار مى شوند و با شما نبردى خواهند كرد كه هرگز مانند آن اتفاق نيفتاده است؛ (راوى مى گويد سپس حضرت چيزى فرمود كه آن را بخاطر ندارم). آنگاه فرمود: هنگامى كه آن پرچمها را ديديد به هر وسيله اى كه مى توانيد هر چند از روى يخ بگذريد، خود را به آنها رسانده و با ايشان بيعت نمائيد زيرا او خليفه ی خدا، مهدى (عليه السلام) مى باشد).

حدثنا ‏ ‏وكيع ‏ ‏عن ‏ ‏شريك ‏ ‏عن ‏ ‏علي بن زيد ‏ ‏عن ‏ ‏أبي قلابة ‏عن ‏‏ثوبان ‏‏قال: ‏‏قال رسول الله (ص): (‏‏إذا رأيتم الرايات السود قد جاءت من‏ ‏خراسان ‏فأتوها فإن فيها خليفة الله ‏‏المهدي).مسند أحمد – باقي مسند الأنصار – ومن حديث ثوبان (ر) – رقم الحديث: ۲۱۳۵۳. نعيم بن حماد – الفتن – الرايات السود.

از رسول الله (ص) فرمود: (هر گاه پرچم های سیاه را مشاهده نمودید که از جانب خراسان به حرکت در آمدند، آنها را همراهی کنید؛ ولو با زانوها بر روی برف).

أخبرنا الحسين بن يعقوب بن يوسف العدل، ثنا يحيى بن أبي طالب، ثنا عبد الوهاب بن عطاء، أنبأ خالد الحذاء، عن أبي قلابة، عن أبي أسماء، عن ثوبان (ر) قال: (إذا رأيتم الرايات السود خرجت من قبل خراسان فأتوها ولو حبوا فإن فيها خليفة الله المهدي). (هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه).مستدرك الحاكم – كتاب الفتن والملاحم – رقم الحديث: ۸۵۳۱. المتقي الهندي – كنز العمال – الجزء: (۱۴) – رقم الصفحة: ۲۶۱ / ۲۶۲ / ۲۶۳.

از رسول الله (ص) فرمود: (هر گاه پرچم های سیاه را مشاهده نمودید که از جانب خراسان به حرکت در آمدند، آنها را همراهی کنید؛ ولو با زانوها بر روی برف).

۳۸۶۷۹- (ستطلع عليكم رايات سود من قبل خراسان! فأتوها ولو حبوا على الثلج، فانه خليفة الله تعالى المهدي).السيوطي – الدر المنثور – الجزء: ( ۶ ) – رقم الصفحة: ۵۸.

پرچم هایی سیاه از خراسان بر شما خارج می شوند! پس به طرف آنها برای یاری سینه خیز بروید، زیرا که در آن خلیفة الله تعالی مهدی است).

جواب السيوطي عن سؤال ذكره في كتابه (الحاوي للفتاوي) (۲۶): (الأحاديث في المهدي مختلفة ……. إلى أن يقول  والذي ترجح عندي من أكثر الأحاديث انه غيره، وأنه خليفة يقوم في آخر الزمان، وأنه من ولد فاطمة، وقد ثبت في أحاديث أنه يخرج من قبل المشرق، وانه يبايع له بمكة بين الركن والمقام).

پاسخ سیوطی در مورد سؤالی که در کتاب خود “الخاوي للفتاوي ۲/۶” داده است: (احادیث در مورد مهدی مختلف است…. تا جائی که می گوید: و آن چه در نزد من از طریق احادیث ارجح تر است این می باشد که، او خلیفه ای است که در آخر الزمان قیام می کند، و از فرزندان فاطمه می باشد، و در احادیث ثابت شده است که از مشرق خروج می کند، و در مکه بین رکن و مقام با او بیعت می شود).

قال ابن كثير: (والمقصود أن المهدي الممدوح الموعود بوجوده في آخر الزمان يكون أصل خروجه وظهوره ناحية المشرق و يبايع له عند البيت، كما دل على ذلك نص الحديث، وقد أفردت في ذكر (المهدي) جزءا على حدة ولله الحمد).العرف الوردي في أخبار المهدي للحافظ جلال الدين السيوطي، تحقيق أبي يعلى البيضاوي ص۶۲ ج۱.

ابن کثیر می گوید: (و منظور از مهدی مدح شده و موعود به وجودش در آخر الزمان اصل خروجش از جهت مشرق می باشد و در بیت الله با او بیعت می شود، همانگونه که متن حدیث به آن اشاره کرده است، و در ذکر [مهدی] جزء جدا به حمد الله تخصیص داده ام).

آنچه در روایات فوق حائز اهمیت است، این است که مبدأ ظهور امام مهدی (ع) از مشرق (عراق) می باشد، و در بین رکن و مقام با او بیعت می شود همانگونه که تقدیم شد، و لذا با این حال مبدأ ایشان برای ما طبق روایات ثابت می گردد.

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 97

Warning: Illegal string offset 'active' in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/html/pagination.php on line 103

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف

هفته نامه زمان ظهور