Warning: include_once(J_TEMPLATEDIR/includes/frame_inc.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/component.php on line 15

Warning: include_once(): Failed opening 'J_TEMPLATEDIR/includes/frame_inc.php' for inclusion (include_path='.:/opt/cpanel/ea-php56/root/usr/share/pear') in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/component.php on line 15
آیا احمد الحسن از شکاف های علمی برای اثبات خداوند استفاده می کند؟
Warning: include_once(J_TEMPLATEDIR/includes/head.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/component.php on line 29

Warning: include_once(): Failed opening 'J_TEMPLATEDIR/includes/head.php' for inclusion (include_path='.:/opt/cpanel/ea-php56/root/usr/share/pear') in /home/mahdyen/public_html/templates/sj_financial/component.php on line 29
چاپ کردن این صفحه

شکاف های علمی

پاسخ : قبل از پاسخ به این شبهه در ابتدا کمی در مورد این روش اثبات خداوند توضیح می دهیم.

واژه خدای حفره‌ها را نخستین بار هنری درومند مطرح نمود؛ اما ریشه‌های این ایده را می‌توان در اندیشه‌های فیلسوفانی چون دیوید هیوم نیز یافت. چنین نگرشی سپس توسط فلاسفه تحصلی گسترش یافت.[1]

به خلاء های علمی و آنچه که دانشمندان در زمان حال نمی دانند (جهل فعلی) ، شکاف علمی گفته می شود مثلا در روزگاری چشم را خلقتی دارای پیچیدگی فرونکاستنی میدانستند اما امروز با پیشرفت علم متوجه سیر تکامل آن شده ایم و سیر تطور وتکامل چشم دیگر جزو شکاف های علمی محسوب نمیشود (هر چند روزگاری بود) در مباحثات و مناظراتی که بین برخی خداباوران و خداناباوران انجام می شود بعضا فرد خداباور از این جهل های علمی زمان خودش به عنوان دلیلی برای وجود خدا استفاده می کند وبه عبارتی این شکاف ها و چاله ها را با طرح هوشمند یا خدا پر می کند که به این کار استفاده از شکاف های علمی گفته می شود زیرا استوار بر پایه ی جهل فعلی است که از این رو خداناباوران ، خداباوران را به پرستش شکاف های علمی متهم می کنند واین در حالیست که ، سید احمد الحسن در بحث های علمی خود در موضوع اثبات خدا از شکاف ها استفاده نمی کند.

عبارت خدای حفره‌ها دلالت به این ایده دارد که خدا برای پر کردن خلأ علمی بشر ساخته شده‌است. [2]

اما بر خلاف آنچه که برخی ملحدین ادعا می کنند که سید احمد الحسن و انصار امام مهدی ، همچون "مقلدین و اتباع مدعیان در دین" و "برخی از طرفداران نظریه طراحی هوشمند" از شکاف های علمی برای اثبات خداوند استفاده می کنند ، ادعایی گزاف و غیر منصفانه است که به فرستاده خداوند احمد الحسن نسبت می دهند.

و ایشان از این شکاف های علمی به عنوان دلیل اصلی برای اثبات وجود خداوند استفاده نکرده اند زیرا از دو طریق زیر خدا را اثبات نموده اند :

  • صفت اثر دلالت بر صفت موثر دارد
  • عدم بوجود آورنده نیست

در مورد شکاف های علمی همانطور که ذکر شد ، سید احمد الحسن برای اثبات وجود خداوند استفاده نکردند که در زیر بخشی از ترجمه متن دیدار سید احمد الحسن با دکتر عبدالرزاق دیراوی در مورد شکاف های علمی ارائه می شود :

دکتر عبدالرزاق دیراوی: آقای ما، خداوند به شما بهترین پاداش را بدهد. آقای ما سوال دیگر من، این است: برخی افراد وجود دارند که می‌گویند: اثبات وجود خداوند از خلال اثبات ناتوانیِ دانشمندانِ زیست‌شناسی، در موردِ بیان‌کردنِ تفسیری از پیدایشِ حیات می‌باشد؛ و این به منزله اثباتِ وجود خداوند است و کمبودهایی که علم آن را جبران نکرده است و به جایی رسیده است که خداوند (مسائل) مرتبط با آن را پنهان کرده است. آیا عبور از خلال تفکر ایثار حقیقی که از جهت مادی ثابت نشده است، برای اثبات وجودی که غیرمادی است، از همین موارد است؛ اینکه از جمله اثبات‌کردن خداوند فضاهای خالی است؟ آقای ما، پاسخ را از شما می‌شنویم. بفرمایید.

سیداحمدالحسن : درود خداوند برشما. درمورد فرضیه‌های پیدایش، باید گفت: زمانی که در مورد فرضیه‌های پیدایش مطرح‌شده به صورت تفصیلی مناقشه کردم -هدف بنده در کتاب توهم الحاد- رد‌نمودن امکان‌داشتن پیدایش -پیدایش حیات- نیست؛ بلکه نهایت هدفی که از مناقشه فرضیه‌های پیدایش داشتم، بیان این بود که (فرضیه‌ای صحیح) وجود ندارد... همچنین پاسخی  بود به طرح پروفسور ریچارد داوکنیز که در کتابش «ساعت سازنابینا» -درمورد احتمال ریاضی پیدایش- مطرح کرده است، و بیان کردم که اتفاق‌افتادن این مسئله به حسب فرضیاتی که الان مطرح می‌شود، دور (از ذهن) است. به وضوح در کتاب «توهم الحاد» درست بعد از مناقشه در مورد فرضیه‌های پیدایش ذکر نمودم که هدف من از مناقشه، رد‌نمودن امکان پیدایش حیات -درصورتی که موارد و شرایط و زمان آماده باشد- نیست. همچنین به شخصه ناتوانی دانشمندان زیست‌شناسی تکاملی یا غیر آنان را -نسبت به بیان‌کردن نظریه کامل‌تری برای پیدایش - دلیلی بر وجود خداوند نمی‌دانم. این مطلب را اصلاً نگفتم. بلکه نهایت مطلبی که در این مورد بیان کردم، ناتوانی آنان نسبت به بیان نظریه پیدایشِ کامل‌تری است و این فرصت را باقی می‌گذارد؛ یعنی برای ما یا غیر ما -برای هرشخصی-  مجال را باز می‌گذارد. برای فرض‌کردن ورود غیب یا دخالت خداوند تا به وجودآمدن پیدایش را در کنار این فرض‌هایِ سخت قرار دهد. فرض‌هایی که به وجودآمدنشان سخت است. این تمام مطلبی بود که بیان کردم.

اگر فردی سخنم را بخواند و از آن این مطلب را بفهمد که این دلیلِ من برای وجود خداوند در کتاب توهم الحاد است، این فرد اشتباه کرده است. اگر فردی می‌خواهد از دلیلی که برای اثبات خداوند -در کتاب توهم الحاد- در حدود زندگی زمینی آوردم، آگاه شود، این دلیل آن است که تکامل هدفمند است. این دلیل را در کتاب توهم الحاد توضیح دادم و بیان کردم که چگونه هدف از تکامل، به وجود‌آوردن ابزار هوشمندی برتر است؛ به این خاطر که هوشمندی، برترین ابزار بقاء می‌باشد و نسبت به همه سلاح‌ها -سلاح های بقاء بیولوژی  و دیگر وسایل- برتری دارد به خاطر اینکه سخن را طولانی نکنم، خلاصه مسئله این است: هر زمانی که نزد ما جهش ژنی همیشگی و در دوره‌ای از تاریخ تکامل -تکامل حیات- وجود دارد، باید سلول‌هایی به وجود بیاید که حس می‌کند و محیط (اطراف) را حس می‌کند. یعنی مثلاً سلولی به وجود می‌آید که نور را تشخیص می‌دهد و (سلول) دیگری که صدا را تشخیص می‌دهد و (سلول) دیگری که موقع لمس اجسام، آن را تشخیص دهد...الخ. این مسئله حتمی است. یعنی تکامل باید به اینجا برسد، تا زمانی که وقت کافی باشد؛ تا جهش مناسب در شرایط مناسب به وجود بیاید. برای تثبیت این صفات در مجموعه ژنی. همچنین تازمانی که نزد ما وقت کافی باشد، جهش ژنی ابزاری را به وجود می‌آورد که کار این حس‌گرها را -برخی با برخی دیگر- تنظیم کند. این ابزار همان ابزار هوشمندی است. تازمانی که وقتِ کافی باشد، تکامل ادامه می‌یابد.... و متوقف نمی‌شود... در نوعی به نوع دوم... به کتاب مراجعه کنید و از تفصیل مطلب درآنجا مطلع شوید.

در مورد ایثار حقیقی، آن را به طور مُفصل در کتاب توهم الحاد مورد مناقشه قرار دادم و همچنین هدف من از این مناقشه و بیان اشتباه در نظرات پروفسور ریچارد داوکینز، اثبات این نیست که خداوندی وجود دارد؛ به این خاطر که ایثار حقیقی را نمی‌توان از جهت بیولوژی یا حتی فرهنگی در طبیعت تفسیر نمود. اصلاً این هدف بنده نیست. هدف من این است که همه‌ی طرح‌ها در تفسیر آن صحیح نیست؛ از جمله طرح میم‌ها که در کتابش مطرح نموده است. برای بنده، همین مقدار کافی است؛ یعنی ایثار حقیقی از تفسیر ناتوان است، چه از نظر بیولوژی تکاملی یا بیولوژی اجتماعی. به همین خاطر فرصت برای فرض ورود چیز دیگری در معادله ایجاد شده است که از حدود ماده بیرون است. یعنی فرصت برای فرض غیبی به وجود آمده است و به شکل خلاصه، فرض ورود نفس آدمی. این فرض حق ماست؛ چون ما محال‌بودن تفسیر مادی برای ایثار حقیقی را ثابت کردیم. بنده به در دسترس‌بودن فرض اکتفاء نکردم، بلکه بعد از آن مطالبی را ذکر کردم که این فرض مطرح شده توسط ما را تایید می‌کند و ترجیح می‌دهد که این فرض، مسئله ایثار حقیقی را تفسیر می‌کند و این مسئله با مورد بحث قرار‌دادن فرهنگ انسان در آغاز آن انجام شده است. مخصوصاً فرهنگ سومری‌ها. این فرهنگی است که دین بخش وسیعی از آن را فرا می‌گیرد. الواح گلینِ سومری این مطلب را می‌گوید که علتِ فرهنگ آنان و تکامل آن و رفتار اخلاقی ایثاری آنان، ورود خداوند و دین می‌باشد. بنابراین نزد ما مطالبی است که سومری‌ها در الواح گلین خود می‌گویند؛ در مورد منبع فرهنگ آنان و جهش شهروندی و فرهنگیِ غیرمنتظره آنان. طبعاً فردی که می‌خواهد این نظر را در مورد نوشته‌های سومری‌ها داشته باشد که این نوشته‌ها از ارزش واقعی خالی است و حقیقی نیست و فقط تخیلات و اوهامی است، این شأن و نظر اوست. ولی ما نمی‌توانیم قبول کنیم که مردمی که به انسان‌ها، نوشتن و مبادی تمدن و تکنولوژی و ریاضیات آموختند، نگاهِ ساده و پر از تکبر و برتری‌طلبی بنماییم.

 

[1]See Thomas Dixon "Science and Religion: A Very Short Introduction" p. 45

[2] Teleological Arguments for God's Existence (Stanford Encyclopedia of Philosophy)

انصار امام مهدی (ع)

امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند :

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.

وبگاه: almahdyoon.co