wrapper

آخرین اخبار

توحیددر این دیدار همانند تمام نشستهای هفتگی‌مان  که مرکز تحصیلات تکمیلی شهر نجف برگزار می‌کند مطالب و مسائل جدیدی توسط برادران و سروران عزیز مورد بحث قرار میگیرد.

که به امید خدا امروز در طی جلسه ای با شیخ عبدالعالی منصوری بحث جدیدی را تحت عنوان توحید مورد بحث و گفتگو قرار خواهیم داد.

شیخ بزرگوار بفرمایید:.....

درود خداوند بر شما باد:

امروز ان شاءالله بحث توحید را مطرح نموده و تجزیه و تحلیل بفرمایید:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمدلله رب العالمین وصلی الله و بارک علی حبیب آله العالمین ، السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در این لحظات اندک، با ارائه بحث توحید به شما خوش‌آمد می‌گویم:

توحید هدفی والا، اساسی و بنیادین است. توحید کلمه مقدسی است که تمام ادیان الهی آن را سرلوحه دین خود قرار داده اند.

توحید یک هدف ثابت و مطلوبی است که هر شخصی میکوشد تا به حقیقت آن دست یابد.

بنابراین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با نور توحید ظهور کرد و مردم را رهبری نمود تا حقیقت آن نور را آشکار سازد . همان‌طور که امام رضا (ع) از جدش از جبرئیل، از خداوند متعال برای ما روایت کرد: « کلمة لا اله الا الله حصنی من دخل حصنی امن من عذابی.» «کلمه‌ی «لا اله الا الله» قلعه‌ی من است. هر کسی داخل آن شود، از عذاب من ایمن است

همچنین رسول خدا (ص) زمانی که در مکه بود، همیشه قوم خود را این‌گونه ندا می‌داد: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» «بگویید خدایی جز الله نیست تا رستگار شوید.»

بنابراین توحید، حرم الهی است که هر کس داخل آن شود، ایمن خواهد بود و هرکسی از آن دور شود، از هلاک‌شدگان خواهد بود. بعد از این مقدمه‌ی کوتاه، از سینه‌ای که توحید را در برگرفت، روشنگری می‌کنم؛ این انسان و این مخلوق ربانی الهی، که خداوند متعال در آیات مبارکش می‌فرماید: لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّه‏([1]) «اگر اين قرآن را بر كوهى فرو مى‏ فرستاديم، يقيناً آن [كوه‏] را از بيم خدا فروتن [و] از هم‏پاشيده مى‏ ديدى‏.» این قرآن با این همه عظمت و شأن و جایگاه و جلالت سینه‌ی مبارک پیامبر ص آن را در برگرفت. پیامبر ص که قرآن را در برگرفت و طبیعتاً این قرآنی که اگر بر کوه نازل شود، از ترس خدا نابود می‌شود. در همین کتاب آسمانی و رسالت الهی و قانون تربیتی که خداوند آن را برای سربلندی تمام انسان‌ها قرار داده است، حقائق زیاد و امور مهمی که مرتبط با بازگشت انسان به سوی خدا و شناخت او و نگاهش به خلق و به هستی و به تمام جوانب انسان است، وجود دارد.

بعد از این مطلب به موضوع مهمی می‌پردازم و آن، اینکه اگر قرآن را مطالعه کنیم، متوجه می‌شویم که آیات توحید، به دو قسمت تقسیم می‌شود:

قسمت اول که در آن، لفظ جلاله آمده است که برای آن دو مثال ذکر کردم :

سخن خداوند سبحان و متعال: إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ يَسْتَكْبِرُون([2]) «چرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مى‏ شد: «خدايى جز خداى يگانه نيست»، تكبّر مى‏ ورزيدند.»

در این آیه، لفظ جلاله‌ی «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ» وارد شده است. آیا نگفتم که «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ» کلمه‌ی توحید است؟

آیه‌ی دوم هم همینطور است ، خداوند سبحان و متعال فرمود: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُم([3])«پس بدان كه هيچ معبودى جز خدا نيست؛ و براى گناه خويش آمرزش جوى؛ و براى مردان و زنان با ايمان [طلب مغفرت كن‏]؛ و خداست كه فرجام و مالِ [هر يك از] شما را مى‏ داند.»

این قسمت اول بود.

قسمت دوم، همان عبارت‌هاست. با این تفاوت که به جای لفظ «الله» ضمیرِ (هو) آمده است. همان‌طور که در فرموده‌ی خداوند متعال آمده است: والهكم اله واحد لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ ([4])  «خداست كه معبودى جز او نيست؛ زنده و برپادارنده است‏.»

بنابراین به جای لفظ جلاله در آیاتِ قسمت اول، در اینجا لفظ «هو» آمده است و همین‌طور است، نسبت به آیه‌ی دوم: اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ([5])  «خداست كه معبودى جز او نيست؛ زنده و برپادارنده است‏.» این قسمت دوم از آیات توحید بود.

بنابراین آیات توحید، به دو دسته تقسیم شد. آیاتی که در آن لفظ جلاله‌ی «الله» آمده است و آیاتی که در آن، ضمیر «هو» آمده است. بسیار خوب.

 برای اینکه معنای این عبارت‌ها را بفهمیم، برای شما نمونه‌های قرآنی را ذكر كردم به اين جهت که اين نمونه دو لفظ را با هم در برگرفت ، که هم لفظ ضمیر «هو» و هم لفظ جلاله را در برگرفت و آن: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد([6]) «بگو: «او خدايى است يكتا». پس او خدایی است یکتا این تعبیر الهی وقتی مفسرین و قرآن‌آموزان متوجهش شدند رازی را در آن پیدا کردند . که نتوانستند معنای این راز را پیدا کنند و به آن و مقصودش دست پیدا کنند. لطفاً برای توضیح به نظرات مفسرین دقت کنید: عبارتی از آلوسی. وی از مفسرین اهل‌سنت است. او وقتی به تفسیر سوره‌ی توحید و ضمیر «هو» می‌رسد و اینکه چرا ضمیر «هو» قبل از لفظ جلاله آمده است، این‌چنین می‌گوید: «و سرّ در شروع‌شدن سوره‌ی توحید با ضمیر هشداری‌ست که حاکی از عظمت مضمون این سوره همراه با حق و بیان است؛ زیرا از ضمیری که ابتدائاً آمده است، چیزی جز شأن (عظمت و جایگاه) مبهم که دارای عظمت بالایی است، فهمیده نمی‌شود و ذهن منتظر آنچه که بعد آن ضمیر آمده و آن را تفسیر می‌کند و ابهامش را برطرف می‌کند، می‌ماند.»

بنابراین در اینجا باید بگوییم که لفظ جلاله، تبیین کننده‌ی «هو» است. این نتیجه، بر اساس گفته‌ی آلوسی است. مفسرین دیگر وقتی به این کلمه می‌رسند «ضمیر هو» با آن بر اساس قواعد ادبیات عربی برخورد می‌کنند و برای آن، اسامی مختلفی وضع می‌کنند. مثلاً سیدطباطبایی در تفسیر المیزان وقتی به این ضمیر می‌رسد، می‌گوید: «این، ضمیر شأن و قصه است.» ضمیر شأن و قصه، بر اساس صاحب‌نظران علم نحو، دارای معانی مختلفی است. براساس نظر علمای بصره، به آن می‌گویند: ضمیر شأن و قصه. بر اساس نظر علمای کوفه، به آن ضمیر مجهول می‌گویند و صاحب‌نظران دیگر، آن را به اسامی مختلفی می‌نامند. گفته شده، فرق بین ضمیر شأن و قصه، در این است که اگر ضمیر مذکر بود، ضمیر شأن و اگر مونث بود، ضمیر قصه نامیده می‌شود. عجیب‌تر این است، با وجود اینکه آن‌ها خودشان اعتراف دارند که اگر ضمیر مونث بود، ضمیر قصه نامیده می‌شود. بعضی از مفسرین از جمله سید طباطبایی می‌گوید: منظور از ضمیر در اینجا ضمیر شأن یا قصه است. (یعنی ضمیر حتی اگر مذکر باشد، قصه نامیده می‌شود). بنابراین آیا ضمیر در اینجا، از شئ مونثی حکایت می‌کند که گفته شود: این ضمیر یا ضمیر شان است، اگر آنچه که ضمیر از آن حکایت می‌کند، مذکر باشد یا قصه است، اگر ضمیر مونث باشد. و با این وجود می‌گوید که «هو» ضمیر شأن و قصه است و فایده‌اش، توجه‌دادن به جمله‌ی ما‌بعدش است. این مسئله، نسبت به سیدطباطبایی بود.

زمخشری از مفسرین اهل‌سنت نیز، این‌چنین می‌گوید: «هو ضمیر شأن است و «الله احد» شأن است.» مسلماً در اینکه «الله احد» یا «الله» به تنهایی یا مابعدشان شأن است، اختلافی نیست. آنچه که عجیب است، این است که با وجود اینکه این ضمیر برای شأن است، چگونه به آن ضمیر قصه گفته می‌شود؛ در حالی که در ضمیر قصه گفته می‌شود که آن، از شئ مونثی حکایت می‌کند. چگونه این معنا درست است؟ پس آیا آنچه که در این آیات حکایت شده، مونث است؟

زمخشری در تفسیر خودش می‌گوید: «هو» ضمیر شأن است و «الله احد» شأن است. مثل گفته‌ی تو که می‌گویی: «هو زید ممطلق» وی در اینجا می‌گوید: که هو ضمیر شأن است و «زید ممطلق» همانند «الله احد» است و شأن می‌باشد. گفته شده: شأن، این‌چنین است که خداوند یگانه است و دومی ندارد. این مربوط به نظرات مفسرین بود.

می‌بینیم که بر اساس مبنای تفسیری، جُمود روشنی وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که آیه‌ی توحید یا سوره توحید و امثال آن‌ها فهمیده نمی‌شود. ما وقتی روایات پیرامون سوره‌ی توحید را می‌خوانیم، به روشنی متوجه می‌شویم که این سوره، برای افرادی با معلومات وسیع که در آینده می‌آیند، حفظ و ذخیره شده است و خداوند متعال می‌داند که در آخر‌الزمان، گروهی خواهند آمد که در احادیث دقت می‌کنند. پس این سوره‌ی «قل هو الله احد» را نازل کرد. در حالی که می‌بینیم، به صورت بسته، بر اساس قواعد نحوی و علم نحو با آن برخورد می‌کنند. بسیار خوب. الان دو نکته را توضیح می‌دهم و بحث را به پایان می‌برم.

نسبت به توضیح اول ، مبحثی وجود دارد  ، بالطبع بنده فقط سرفصل نکات را باز می‌کنم و بقیه بر عهده‌ی برادران گرامی‌ست . مبحثی هست که خیلی مهمه . آن موضوع این است که آیا لفظ جلاله «الله» که در مورد آن صحبت می‌کنیم و «هو» که در نکته‌ی دوم خواهد آمد، آیا لفظ جلاله‌ی الله جزیی حقیقی است ؟ ما دو اصطلاح داریم: اصطلاح اول، جزیی حقیقی است. جزء حقیقی، آن لفظ یا مفهومی است که بر یک مصداق منطبق است. یعنی یک مصداق دارد؛ همانند اسامی اشخاص و مناطق مثل بغداد و نجف یا زید. براساس علم منطق به این‌ها، جزیی حقیقی می‌گویند. بسیار خوب.

اصطلاح دوم و آن اصطلاح کلی است. یعنی مفهومی که قابلیت انطباق، بر مصادیق زیادی دارد. مثل لفظ انسان که می گویند: مفهوم کلی است که بر افراد بسیاری منطبق است. بسیار خوب. چرا الان، در این بحث از این دو اصطلاح صحبت کردم؟ لطفاً دقت کنید، عزیزان. در مورد لفظ جلاله، این‌گونه صحبت شده که آیا آن، جزیی است یا کلی؟ اگر جزیی باشد، چه می‌شود و اگر کلی باشد چه می شود به همین دلیل است که در بحث توحید از این مطالب سخن می‌گوییم. در مورد لفظ جلاله «الله» گفته‌اند که اگر جزیی باشد، دارای یک مصداق است. جزیی، همان چیزی است که قابل انطباق بر افراد زیاد نیست. یعنی بر یک مصداق منطبق است. یعنی حتی به صورت ذهنی هم نمی‌توان، برای آن مصداق دیگری در نظر گرفت. آن‌ها گفته‌اند که اگر لفظ جلاله جزیی باشد، با مشکل مواجه می‌شویم و آن اشکال در تفسیر «قل هو الله احد» است. چرا که خود، کلمه‌ی «احد» دلالت بر واحد و یکی‌بودن دارد و «کلمه‌ی الله نیز، بر معنای واحد و یکی‌بودن دارد. یعنی برای یک معنا دو لفظِ هم معنا، به کار برده شده است.»

بنابراین ما دو اصطلاح داریم. اصطلاح اول کلی و اصطلاح دوم جزیی حقیقی. جزیی حقیقی، آن چیزی است که قابل انطباق بر یک مصداق است و کلی، آن چیزی است که دارای مصداق‌های متعددی می‌باشد. وقتی ما به کلمه‌ی «الله» می‌رسیم، آیا آن، کلی است یا جزیی و نتیجه‌ی هر کدام، چه می‌شود؟ کسی که بگوید: لفظ جلاله جزئی است، قائل است که اگر اینطور بود نیکو نیست تعبیر قرآنی بگوید : «لا اله الا الله . چرا نگوید ؟ چون لفظ جلاله‌ی  الله یا بگوید قل هو الله احد» به این جهت که ما قل هو الله احد را به عنوان نمونه بیان کردیم ؛ چرا ؟ می‌گوید چون اینکه «احد» همان واحدی است که دلالت بر جزئی‌بودن دارد واحدی که جزئی و حقیقی است و «الله» بنابر آنچه که گفتیم: جزئی حقیقی است، پس نیکو نیست که گفته شود: «قل هو الله احد» به همین دلیل، بعضی معتقد شده‌اند که «الله» جزئی حقیقی نیست. بلکه لفظ کلی است. لفظ کلی، همان‌طور که تعریف کردیم، لفظی است که دارای مصادیق متعددی است و ضرورتی ندارد که مصادیقش، حتماً در خارج موجود باشند. بلکه می‌تواند مصادیقش ذهنی و فرضی باشد و یک مصداق در خارج داشته باشد. مثل مفهوم واجب‌الوجود که مفهوم کلی است. اما منحصر در مصداق واحدی است. الان، آن‌ها می‌گویند: کسی که از اشکال اول بیرون آمد، معتقد به قول دوم شد. اینکه لفظ جلاله، مفهوم کلی است که منحصر به یک مصداق است. براساس این گفته چه ردی می‌توان گفت ؟ به همین دلیل برخی همچون شهید دوم زین‌الدین بن علی عاملی می‌گویند که اگر «الله» جزئی حقیقی باشد، خبر‌دادن از آن به أحدیت (یکی بودن) نیکو نیست؛ به خاطر لازم‌شدن تکرار (تکرار یک معنا با دو لفظ) بر مبنای کلی‌بودن لفظ جلاله از این جهت که مفهوم کلی قابلیت کثرت دارد، چه لازم می‌آید؟

بنابراین حالت می‌گویند نهایت چیزی که جمله‌ی «لا اله الا الله» می‌رساند، منحصرکردن کلمه‌ی «الإله» در این مفهوم کلی است که قابلیت انطباق بر افراد زیادی دارد. بنابراین لفظ جلاله، منطبق بر مفهوم کلی قابل انطباق بر مصادیق بسیاری است و درنتیجه این کلمه، نزد آن‌ها دلالت بر توحید ندارد. پس نتیجه باطل است و مقدمه‌اش به دنبال آن، باطل است. عموماً علما در این مشکل به ظاهر غیر قابل حل، توقف کرده‌اند و بحث به نتیجه‌ی قطعی نزد آنان نرسیده است. لذا شما برادران عزیزم را دعوت به مطالعه‌ی تفاسیر و مباحثی که این موضوع را بیشتر توضیح داده‌اند، دعوت می‌کنم.

به سراغ نکته‌ی دوم می‌رویم و آن چیست تا نکته‌ی اول را به نکته‌ی دوم ارتباط دهیم؟ نکته‌ی دوم، همان‌طور که در مقدمه‌‌ی بحث بیان کردیم این است که آیات توحید، به دو قسمت تقسیم می‌شوند: قسمتی که در آن لفظ جلاله «الله» ذکر شده است و قسمتی که در آن  لفظ «هو» ذکر شده است و گفتیم که قسمت اول، دلالت بر مرتبه‌ی اول توحید که همان مرتبه‌ی ذات است، دارد و قسمت دوم، اشاره به مرتبه‌ی کنه و حقیقت دارد. در مورد مرتبه‌ی کنه و حقیقت، با این تفصیل و توضیحی که می‌خواهم بیان کنم؛ همان‌طور که یمانی آل محمد ع بیان کرده‌اند و شما از ایشان یاد گرفته‌اید. در هیچ یک از کتب تفسیری و اعتقادی که عهده دار بیان این مطلب هستند، چیزی نیافتم. آن‌ها همیشه وقتی به کلمه‌ی «الله» می‌رسند، در این مورد بحث می‌کنند که آیا ان اسم عَلَم است یا اسم جنس یا مباحث این‌چنینی. کل مباحث آن‌ها در مورد این کلمه همین است و بس.

اما در مورد آنچه که بعد این کلمه آمده است، صحبتی نمی‌کنند؛ در حالی که وقتی عبارت آلوسی را خواندیم، فهمیدیم که می‌گوید: اگر قائل شویم که «هو» ضمیر شأن است، آنچه بعدش می‌آید، مُفسِّر و توضیح‌دهنده‌ی آن می‌شود؛ یعنی در این فرض، لفظ جلاله «الله» توضیح‌دهنده و روشن‌کننده‌ی ابهام «هو» می‌شود. لکن برخلاف مفسرین، در مباحث تخصصی نحو و ادبیات عرب، با این لفظ و جمله چنین برخوردی نمی‌شود و نیز در مباحث عقلی و عقائدی، برخوردی که شایسته و منسجم  نمی‎شود. بسیار خوب.

مرتبه ی اول

توحید ذات. یعنی اتحاد صفات الهی با ذات و پیچیده‎شده‎بودن آن‌ها، در ذات یا اینکه بگو: فنا‌شدن صفاتی که از نظر مفهوم در ذات الهی، متعدد هستند. همه‌ی این صفات، همچون علم و قدرت و زنده‌بودن و دیگر صفات خداوند، در ذات خداوندی پیچیده شده است. این مرتبه‌ی اول از توحید بود.

مرتبه‌ی دوم

 توحید کنه و حقیقت است و منظورمان از آن، فنا‌شدن ذات در کنه و حقیقت است. این مرتبه‌ای است که ضمیر «هو» و آیات توحید همچون «لا اله الا هو» که در مقدمه خواندیم، به آن اشاره دارد. آیاتی همچون «لا اله الا الله» اشاره به مرتبه‌ای از مراتب توحید دارند. «لا اله الا هو» نیز اشاره به مرتبه‌ای بالاتر، از دیگر مراتب توحید دارد. بین این دو مرتبه، کسی که داخل در مرحله‌ی ذات شود؛ یعنی در اولین پله از پله‌های توحید گام نهاده است که بعد آن، بالاترین مرتبه از مراتب توحید یعنی مرتبه‌ی کنه و حقیقت است. و وقتی می‌گوییم: توحید کنه و حقیقت، یعنی فناشدن ذات یا الوهیت در کنه و حقیقت. الوهیت، کاملاً در کنه و حقیقت فنا شده است. پس نه صفتی و نه ذاتی باقی نمی‌ماند؛ چرا که همه‌اش، در کنه و حقیقت فنا شده است. این چیزی که اهل بیت علیهم السلام بیان فرموده‌اند. هنگامی که امام کاظم (ع) و پدران پاکشان فرمودند: «توحید واقعی (یگانه‌دانستن حقیقی) او، نفی‌کردن صفات از اوست.» بنابراین کمال توحید، همان توحید کنه و حقیقت است و این چیزی که منظور من، از توحید حقیقی بود.

در نتیجه توحید حقیقی همان توحید کنه و حقیقت است. هر کس بر اساس مرتبه‌ی اول بگوید که توحید همان است، بله قطعاً توحید است، اما نه آن مرتبه‌ی اعلای توحید که پیامبر اکرم محمد (ص) به آن رسید. پس به همین دلیل لازم است که این دو مرتبه را از هم تفکیک کنیم. کسی که بین این دو مرتبه داخل شود، می‌بیند که این‌دو مرتبه، دارای مصادیق زیادی هستند کسی که به مرتبه‌ی دوم رسید، فقط رسول خداست. به همین دلیل او لاهوت در خلق و صورت خدا و سایه‌ی خدا در میان آفریده‌های خدا شد. بنابراین و با تکیه بر مطالب گذشته، آخرین گفته را بیان می‌کنم و بحث را پایان می‌دهم و آن مطلبی است که قائم آل محمد، سید احمدالحسن (ع) بیان می‌کنند. هنگامی که به تفسیر کنه و حقیقت می‌پردازند. برای پاسخ به کسانی که متوهم شده‌اند و امر بر آن‌ها مُشتبه شده است و می‌گویند که لفظ جلاله، مثلاً بر «الله» اطلاق می‌شود. اما مسئله کنه و حقیقت را غافل می‌شوند و بعضی از آن‌ها تصور می‌کنند که الوهیت، همان «الله» است و بین الوهیت و آنچه که بعد از الوهیت است، فرق نمی‌گذارند. در حقیقت الوهیت، آن چیزی است که در مرتبه‌ی اول از مراتب توحید می‌آید. در حالی که بعد الوهیت، کنه و حقیقت است. آن‌ها کنه و حقیقت را فراموش کرده‌اند؛ علی‌رغم آنچه که از آلوسی برای شما گفتم که او می‌گوید: «هو» ضمیر شأنی است که به حقیقت و امر مهمی اشاره دارد.

سید احمدالحسن می‌فرمایند که الوهیت، اختصاص به «الله» ندارد. بلکه آن، صفتی از صفات خداست. بنابراین حتی کلمه‌ی «الله» وقتی می‌گوییم: «قل هو الله احد» صفتی برای «هو» است. و لفظ احد نیز به عنوان صفت برای «هو» می‌آید. یعنی «الله» صفت «هو» است و «احد» نیز صفت «هو». از این‌جاست که تمام توجیهاتی که درمورد این آیه گفته شده، باطل می‌شود. مثل اینکه لفظ جلاله مبتداست یا «هو» مبتداست و «الله» خبر اول و مبتدای دوم و «احد» خبر دوم و جمله همه‌اش، خبر برای مبتدای اول است و توجیهات نحوی دیگری که بیان شده است. بنابراین تمام این توجیهات، باطل می‌شود و «الله» صفتی برای کنه و حقیقت است. خداوند متعال با ذاتش ظهور پیدا کرد. یعنی کنه و حقیقتش، به وسیله‌ی ذاتش ظاهر شد؛ به خاطر نیاز خلق به برای شناختنش؛ زیرا ضمیر «هو» اشاره به پنهانی دارد که مشخص نیست و برای همین گفته‌اند که ضمیر شأن از امر مبهمی حکایت می‌کند که هیچ‌کس از آن خبر ندارد و آنچه که آن را بیان می‌کند لفظ جلاله «الله» است.

سید احمدالحسن (ع) می‌فرمایند: «پاک و منزه است خدا از آن‌که الوهیت و ربوبیت، کنه و حقیقت او باشد.» بنابراین ما دو امر داریم. الوهیت، کنه و حقیقت و این‌دو، دو مرتبه‌ی اول هستند. «بلکه این دو (الوهیت و ربوبیت) صفات خداوند هستند. پس «هو» خدایی است که خلق به او «تألُّه» می‌کنند. «تألُّه» یعنی قصد کردند. آن‌ها خدا را قصد می‌کنند تا کامل شوند و کاستی‌ها و نقائص را از صفحه‌ی وجود خودشان پاک کنند و «هو» پروردگاری است که کمال را بر خلق خود می‌دهد و نقص آن‌ها را از بین می‌برد و لیکن الوهیت و ربوبیت، هیچ وقت کنه و حقیقت نیستند.» تا جایی که می‌فرماید: «قطعا عدم تفاوت بین الوهیت که مرتبه‌ی اول است و بین حقیقت که مرتبه‌ی دوم و بالاتر از مرتبه‌ی اول است، باعث می‌شود که امور بر بیشتر کسانی که مدعی علم و معرفت هستند خَلط و پیچیده شود.» تا جایی که می‌فرماید: «امروزه به روشنی می‌یابیم کسانی که ادعای عالم اسلامی بودن را دارند، می‌بینیم ، بیش از هزار سال از بیان معنای فرموده‌ی خداوند: هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ في‏ ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ([7]) «مگر انتظار آنان غير از اين است كه خدا و فرشتگان، در [زير] سايبانهايى از ابر سپيد به سوى آنان بيايند و كار [داورى‏] يكسره شود؟ و كارها به سوى خدا بازگردانده مى‏ شود.» ناتوان ماندند. آن‌ها از بیان این آیه، ناتوان مانده‌اند و به نظرات و راه‌های مختلفی رفته‌اند. هر کدام از آن‏ها، چیزی می‌گوید: آن‌که قائل به تجسیم است، می‌گوید: «آن‌که می‌آید، واقعاً خداست که می‌آید و این‌گونه جزء کسانی می‌شود که قائلند خدا جسم دارد.» و کسی که قائل به تجسیم نیست، می‌گوید: «ما چیزی را مثلاً کلمه‌ی «امر» را در تقدیر می‌گیریم. بنابراین آنچه که می‌آید، امر خداست و خودِ خدا نیست و بر همین اساس، کلمات مختلفی را که دلیلی بر آن‌ها ندارند، در تقدیر آیه می‌گیرند و بر ما لازم است که به محکم قرآن رجوع کنیم.»

خلاصه‌ی آنچه بیان کردم این است: توحید دو مرتبه دارد. مرتبه ی ذات و مرتبه‌ی کنه و حقیقت و آن دو، در حقیقت یکی هستند و تفاوت‌شان فقط از جهت مفهوم می‌باشد.

و گفته‌ی من در همه حال این است:

«استغفر الله و لکم والحمدلله رب العالمین و صل الله و بارک علی حبیب اِله العالمین محمد و آله الطیبین الطاهرین الائمة و المهدیین وسلم تسلیما کثیراً»

مجری : شیخ خدا خیرتان دهد:

فکر میکنم همانطور که برادران اطلاع دارند موضوع مورد بحث،بحثی تخصصی است که در طی آن معنی توحید بیان شد.

موضوع را با یک سوال از آنجایی که تموم کردی شروع میکنم که به گفته سید احمد الحسن ع که در صورت وجود اشخاصی که قضیه توحید را به مدت هزار سال مورد تحقیق و بررسی قرار دادند،سوال اینجاست که همانطور که میدانیم و همه اطلاع دارند توحید از جمله اصول پنجگانه قرار گرفت که به گفته علمای اصول اینگونه اصول را برمی شمرند: توحید،نبوت،امامت،عدل و معاد...با توجه به این تقسیم بندی سوال پیش می آید که آیا امروزه کسی وجود دارد که در بحث توحید و یا حتی نبوت و امامت نظر دهد،درصورتیکه امام یا پیامبر و یا حجتی از حجج خدا نباشد؟ در این باره چه می فرمایید؟

شیخ عبدالعالی منصوری: بله،در این باره باید گفت که ابتدا باید این قضیه را تصحیح و روشن‌کرد که گفته می شود اصول دین پنج اصل می باشد،همانطور که معروف است همه بر این باورند که شیعیان اعتقاد دارند  اصول دین پنج اصل است و اهل سنت معتقدند دین بر سه اصل می باشد.که در واقع بین دو مذهب سر تعداد اصول اختلاف نظر وجود دارد.

بنابراین کسی که بر این باور باشد و به این تقسیمات معتقد است در واقع با این اعتقاد خود اقرار نموده است که این تقسیم بندی هیچگونه دلیل شرعی ندارد. و همچنین کسی که به این تقسیم بندی دست زده باشد درحقیقت دلیلی برای تقسیمات اینگونه نداشته و اثبات میکند که این تقسیم بندی اخیرا انجام شده  و در این تقسیم دلیل شرعی دیده نمیشود.

بلکه تقسیمی است که جدیداً مطرح شده است.

در حقیقت اصطلاحات جدید زیادی از جانب علمای دین مطرح شده است اما نسبت به شریعت دینی حقیقتی ندارند و درون شریعت یافت نمی شوند.لذا سوال اینجاست که: حق و حقیقت چیست؟

حق و حقیقت این است که دین و اصل دین یکی است،بنابراین دین همان خلیفه و جانشین خدا بر زمین است و باید گفت که به همین دلیل بود که خداوند متعال ابتدای آفرینش را در راستای ارتفاع نور ملکوتی با نور حضرت محمد ص یعنی جانشین خدا در زمین شروع نموده است و همچنین در عالم بشری که اکنون انسان استحقاق خلافت و جانشینی را دارد با خلیفه ای از بین جانشینان خود بر زمین آدم ع شروع کرده است. به همین خاطر در روایات آمده است که خلیفه‌ی خدا قبل از خلق و بعد از خلق و با خلق است ، پس خلیفه‌ی خدا همان دین است ، هر کس به حجت خدا تمسک جست به دین تمسک می‌کند .

مجری:  شیخ آیا روایاتی از اهل بیت علیهم السلام وجود دارد که این شرح را خلاصه و اثبات کند؟

شیخ عبدالعالی منصوری:

البته که روایات متعددی وجود دارند که می فرمایند: دین یک شخص(مرد) است و همچنین در روایات آمده است که دین یک مرد است و او همان خلیفه و جانشین خداست،و همچنین عمل به امور و احکام شرعی باید زیر نظر او(خلیفه خدا) باشد و به اثبات برساند.

مجری:  بنابراین تفسیم بندی اصول به پنج اصل در واقع یک نظریه پردازی از جانب آنهاست(علمای دین)...؟

شیخ عبدالعالی منصوری:

همانطور که بیان شد این اصول پنجگانه در روایتی ایراد نشده و هیچگونه دلیل شرعی بر آنها نیست....

مجری:با تشکر از شیخ بزرگوار،جواب واضح شد.

اگر از بین برادران روحانی و شیوخ بزرگوار سوالی وجود دارد بیان شود چون همانطور که ذکر شد این بحث،بحث تخصصی است. بله سوالی نیست.

شیخ از شما متشکریم،خدا خیرتان دهد،به امید خدا در گفتگوهای آینده با بحث جدیدی در خدمت شما خواهیم بود.

مجری: درود خدا بر شما باد...بسیار سپاسگزاریم.

برادر بزرگوار استاد غالب ممکن است این برگه ها را بین برادران توزیع کنید؟

سروران گرامی حاضر یاد آوری میکنم که به امید خدا هر ده بحثی که مطرح می شود در طی یک رتبه بندی، سه بحث برتر برگزیده میشود لذا از برادران گرامی خواهش میشود که در این بحثها حضور به عمل بیاورند تا بحث و گفتگوهای جدید و مفیدی در زمینه علم و دین مطرح گردد.

از حضور همه عزیزان تشکر می کنیم و از تشویق آنها نسبت به این امر سپاسگزاریم.

به امید دیدار در یک نشست جدید شما را به خداوند متعال می سپاریم.

خدا نگهدارتان باد.

دانشکده  دروس عالی و دینی و لغوی/ دکتر شیخ عبدالعالی منصوری

لینک دانلود ویدئو نشست : https://youtu.be/1UCw29rtwac

 

[1]- حشر:21.

[2]- صافات:35

[3]- محمد: 19.

[4] - بقره: 255.

[5] - بقره: 255.

[6] - اخلاص1.

[7]- بقره: 210

انصار امام مهدی (ع)

امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند :

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.

وبگاه: almahdyoon.co

نظر دادن

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف